در واقع ادبيات دفاع مقدس تا همين 10 سال پيش گونهاي مهجور و غريب براي همه ما بود. تا اينكه با تلاشهاي مردي از جنس جنگ و جبهه ادبيات دفاع مقدس رخت رخوت از تن درآورد و در عرض چند سال گذشته به يكي از حوزههاي پرطرفدار ادبيات كشورمان تبديل شد.
به گزارش «جوان» امروز كسي نميتواند منكر تلاشهاي دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري در معرفي و نشر كتابهاي حوزه دفاع مقدس باشد. تلاشهايي كه زير سايه همت خبرنگار سالهاي دور روزنامه اسلامي به وجود آمده است. مرتضي سرهنگي با عشقي وصفناشدني و با تلاشي پايانناپذير ادبيات دفاع مقدس را به يكي از فعالترين، پرشورترين و پرمخاطبترين حوزههاي ادبي حال حاضر كشورمان تبديل كرده است. به گواه نويسندگان نقش مرتضي سرهنگي در تأليف كتابهايي كه در دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري توليد شده، كمتر از مؤلفان نيست. رد حضور و دقت و تلاشهاي مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري را ميتوان در لابهلاي هر كتاب مشاهده كرد. مردي كه معتقد است سالهاست ما به جاي زبان تعقل زبان تبليغ را براي جنگ انتخاب كردهايم. دستور زبان عصر جنگ يك زبان تبليغي است و بايد هم باشد. اما بعد از پايان جنگ دستور زبان بايد تعقلي باشد. زباني كه امروز الفبايش را با كارهاي او بيش از پيش ميآموزيم.
بهناز ضرابيزاده كه كتاب «دختر شينا»ي او توسط انتشارات سوره مهر به يكي از بهترين كتابهاي خاطرهنگاري در ادبيات دفاع مقدس تبديل شد و در مدت كوتاهي بيش از 20 بار تجديد چاپ شد درباره چگونگي انتشار كتابش توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري ميگويد: «از همان زماني كه كارهاي كتاب تمام شد دنبال اين بودم كه كتاب را به يك ناشر فعال بدهم. دنبال اين بودم كار را به ناشري بدهم كه دنبال كتاب بدود و توزيع مناسبي داشته باشد. سه ناشر مدنظرم بود كه كارهايشان را ديده بودم و ميدانستم كه براي كارشان ميدوند و خيلي ارزش قائلند. با يكي از آنها به لحاظ حجم و جنس كار امكان همكاري وجود ندارد چون كتابم پرحجم بود و آنها كتابهايي كم حجم چاپ ميكردند. يك ناشر هم به دليل حجم كاري زيادش جوابم را نداد و اين از اقبال كتاب «دختر شينا» بود كه من كتاب را به حوزه هنري بدهم و آقاي سرهنگي كه من هميشه برايشان دعا ميكنم، آن را بخواند.
آقاي سرهنگي دو، سه روزه كتاب را خواندند و جواب دادند. البته خودشان به من گفتند چنين اتفاقي تا به حال بيسابقه بوده كه يك كتاب را دو روزه بخوانند. فكر ميكنم نبايد از نقش آقاي سرهنگي غافل شويم. ايشان جنس كارها را خوب ميشناسند. هميشه لطف ايشان شامل حال من و نويسندگان حوزه دفاع مقدس بوده و براي كارهاي اينچنيني خيلي زحمت ميكشند. فكر ميكنم ايشان مؤسس چنين كارهايي در ادبيات دفاع مقدس هستند. باني و باعث خاطرهنگاري در ادبيات دفاع مقدس آقاي سرهنگي و مجموعهشان هستند كه خيلي حرفهاي كار ميكنند. آقاي سرهنگي زمان دفاع مقدس خبرنگار بوده و با پايان جنگ باز در همين حوزه فعاليت ميكند. خدا و شهدا هم به كساني كه در اين راه قدم برميدارند، نظر دارند و كمكشان ميكنند.»
شايد اگر سرهنگي را در ادبيات دفاع مقدس نداشتيم، همچنان خاطرات بسياري درون سينه صاحبانش ميماند و پژوهشهاي فراواني لاي گنجه كتابخانهها خاك ميخورد. به دليل همين تلاشها بود كه سال گذشته (1393) چهره برتر هنر انقلاب شناخته شد. لقب باغبان هنر انقلاب را هم بيراه به او ندادهاند. همچنان كه حجتالاسلام محمدمهدي بهداروند نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس و نويسنده كتاب «زندان الرشيد» مرتضي سرهنگي را پدر ادبيات جنگ مينامد. گويا هنر دفاع مقدس با نام «مرتضي» عجين شده است. بعد از سيد اهل قلم، مرتضي آويني، مرد ديگري از همان جنس و روحيه، راه او را ادامه ميدهد.
كيانوش گلزار راغب نويسنده كتابهايي چون «شنام» و «عصرهاي كريسكان» براي سرهنگي مينويسد: «تازه ميفهمم نسل سرهنگي پير شده تا جريان ادبيات دفاع مقدس پا بگيرد. او توانسته ادبيات دفاع مقدس را از رنج خودسانسوري نجات دهد، ادبيات تبليغي و شعاري را واقع گرا و عقلاني كند، نگاه به جنگ را كشتار نداند و دفاع و پايداري با روح زندگي را در جنگ ببيند. معتقد است همانطور كه دفاع مقدس فرماندهانش را پيدا كرده، ادبيات دفاع مقدس هم نويسندگانش را پيدا خواهد كرد. چون معتقد است ادبيات دفاع مقدس روزي ميدان نقش جهان ادبيات خواهد شد. او بزرگترين معجزه جنگ را حضور داوطلبانه مردم ميداند، آنچنان كه شاهكار كتابهايش روايت گمنامان است. سرهنگي ادبيات دفاع مقدس را بر مسند معنويت، اميد، عشق، زندگي و واقعيت نشاند تا براي همگان ملموس باشد. ميراث مرتضي سرهنگي جاودانه است همچنان كه نام و آوازهاش جاودان خواهد ماند.»