رئيس در هر مجموعهاي حرف اول و آخر را ميزند، حتي اگر تصميمگيريها براساس مشورت جمعي باشد باز هم معمولاً ابهت رئيس به اندازهاي است كه حرفش روي زمين نميماند، اما فدراسيون فوتبال از اين قاعده كلي مستثني است و حرف رئيس آن، چندان برو ندارد. در واقع نوع برخورد و رفتار خود كفاشيان است كه اين شرايط را به وجود آورده است؛ مسئلهاي كه در دعواي رسانهاي كرش و دبيركل فدراسيون فوتبال به وضوح ديده شد. رئيس فدراسيون فوتبال همه مسائل را با خنده و شوخي رد ميكند، نه چون خيلي خوشرو و خوشبرخورد است، بلكه در واقع به اين دليل كه هيچ مسئلهاي را جدي نميگيرد و همواره با خنده از كنار مسائل ميگذرد و شايد به همين دليل هم هست كه كمتر كسي صحبتها و اخطارهاي او را به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال جدي ميگيرد. درگيريهاي لفظي كرش و اسدي كه در رسانهها به اوج رسيد، بسياري معتقد بودند كه كفاشيان بايد پا در مياني ميكرد و اين غائله را ختم به خير ميكرد. رئيس فدراسيون البته خيلي دير به صرافت آن افتاد كه به عنوان بزرگتر هر دو طرف وارد اين معركه شود. شايد هم ميدانست كه حرفش خريداري ندارد كه با تعلل به دعواي اين دو ورود كرد؛ چراكه وقتي هم با تعلل وارد كارزاري شد كه سرمربي تيم ملي و دبيركل فدراسيون به راه انداخته بودند و اخطار داد به خاتمه اين جنگ و جدال، كسي اهميتي به اخطار او نداد تا اينكه پاي وزارت به ماجرا باز شد.
بيتوجهي به اخطار نفر اول فدراسيون فوتبال در واقع نتيجه رفتارهاي شخص كفاشيان است. نتيجه خنديدنهاي بيمورد او به همه مسائل كه باعث شده ابهت او تحتتأثير قرار گرفته و كمتر كسي حرفهاي او را به عنوان رئيس فوتبال جدي بگيرد؛ حتي سرمربي تيم ملي فوتبال و دبيركل فدراسيون فوتبال و اين جاي بسي تأسف دارد.
شايد روزي كه كفاشيان سياست خنديدن به همه مسائل و مشكلات را در پيش و دغدغههاي فوتبال را با اين خندههاي هميشگي خود به سخره گرفت، فكرش را هم نميكرد كه روزي اين سياست اشتباه، او را زير سؤال ببرد، اما حال آن روز رسيده است و اين واقعيت به وضوح در ماجراي كرش و اسدي به چشم آمد؛ اينكه حتي كرش و اسدي به عنوان دو تن از نفرات زيرمجموعه خود كفاشيان هم او را جدي نگرفتند و حرفش را نخواندند. كفاشيان بابت جنجالي كه نفرات تحت فرمان او به راه انداختد و فوتبال را به حاشيه كشاندند به وزارت ورزش هم فراخوانده شد، اما او چه جواب قانعكنندهاي ميتواند به وزير ورزش و جوانان بدهد وقتي مقصر اصلي اين ماجرا خود اوست و با رفتاري كه در پيش گرفته شرايطي فراهم كرده كه حتي نفرات تحت امرش هم حرف او را نميخوانند و حرفش در خود فدراسيون فوتبال هم برو ندارد كه بتواند حاشيهها و مسائل آن را جمع كند.
رئيس فدراسيون فوتبال سالهاست كه با خندههايش فوتبال و اهالي آن و حتي دغدغههاي مردم را به سخره گرفته است، اما حالا نتيجه همين خندهها كفاشيان را به چالش كشيده است؛ چالشي كه بايد ديد تغييري در رفتار رئيس فدراسيون فوتبال ايجاد ميكند؟ رئيسي كه در درگيريهاي اخير كرش و اسدي به وضوح ديد حرفش هيچ برويي ندارد. حتي در خود ساختمان فدراسيوني كه رياست آن را سالهاست عهدهدار است. شايد او تصور ميكرد با خنده ميتوان از كنار هر مشكلي گذشت، اما حالا ميبيند كه اين خندهها او و مديريتش را به سخره گرفته است.