شصت و دومين برنامه «سينما روايت» در حالي به نقد و بررسي فيلم مستند «رمز و راز ملكه» با حضور ناصر هاشمزاده و رسول شادماني به عنوان مجري اين برنامه پرداخت كه «مهدي نقويان» كارگردان اين فيلم به دليل ساخت فيلمي در خارج از كشور، در اين نشست حضور نداشت.
به گزارش خبرنگار ما، رسول شادماني در اين برنامه با بيان اينكه اين فيلم به بهانه شصتمين سال تاج گذاري اليزابت دوم ملكه انگلستان توليد شده است به نقل قولي از كارگردان اشاره كرد و گفت: كارگردان اين فيلم اعلام كرده است من بعد از ديدن برخي از مستندهايي كه تلاش داشتند ولايت فقيه را در ايران وارونه جلوه بدهند و به نوعي انگ ديكتاتوري به كشور بزنند تصميم به توليد اين مستند گرفتم.
«رمز و راز ملكه» فيلمي ديدني است
ناصر هاشمزاده نيز در اين نشست با اشاره به فيلم يادآور شد: اين فيلم يك فيلم مستند ديدني است كه آدم از ديدن اين فيلم خسته نميشود چراكه كارگردان، هم موضوع جالبي را انتخاب كرده و هم اينكه فيلم از ساختار خوبي برخوردار است كه خوشبختانه متن خيلي خوبي هم دارد كه صداي زيباي آقاي ناصر طهماسب، شنيدن آن را لذتبخش كرده است. اين كارشناس سينما عنوان كرد: با اين استنادهايي كه دراين فيلم وجود دارد و كتابهايي كه ما در سياستهاي جهاني خوانديم گويا اين تصور پيش ميآيد كه لندن مركز عالم است و به يك اعتبار شايد بتوان گفت كه خيلي از تصميمات براي جهان در لندن گرفته ميشود البته نه لندن به عنوان دولت انگلستان بلكه لندن به عنوان نهاد قدرت، نهاد سرمايه و تصميمگيري در جهان. در خاطرات دختر رضاشاه آمده است كه روزي پدرم در كاخ سعدآباد با عصبانيت قدم ميزد و راديو لندن هم روشن بود و به ناگهان راديو اعلام كرد «رضاشاه استعفا داد» آنگاه پدرم با ناراحتي لگدي به راديو زد و فرياد كشيد: «دروغگوها من كه استعفا ندادم.» اما بعد از چند لحظه، در كاخ باز شد و محمد علي فروغي در حالي كه متن استعفاي پدرم در دستانش بود وارد شد! اين خاطره نشان ميدهد كه انگليس در لندن براي نوكرانش تصميم ميگيرد.
ما را عادت دادند ببينيم بيبيسيچه ميگويد!
وي با بيان اينكه هنوز هم ما را عادت دادهاند كه ببينيم بيبيسي چه ميگويد، اظهار داشت: اخبار بيبيسي به نوعي نمادي از يك نهاد قدرت است كه نقل ميشود و اين نهاد قدرت، نهاد سرمايه و تصميمگيري نيز ميباشد لذا آنچه ما در اين فيلم ديديم كه بر سر ديانا آمد كه البته خيلي بيشتر از فيلم در واقعيت وجود دارد يا آن چيزي كه ما در مورد جزيره مالويناس آرژانتين در فيلم شاهد بوديم و انگليس اين جزيره را پس نداد و يك ملت را تحقير كرد يا اتفاقات ديگر، همه نشانگر اين است كه يك قدرت ديگري به غير از دولت انگليس وجود دارد كه توانسته دولتهاي زيادي در جهان را تابع قدرت خود بكند كه آن قدرت، قدرت سرمايه است كه در جهان امروز به نام سرمايهداري جهاني معروف است و همان قدرت است كه تصميم ميگيرد. بنابراين اگر با اين نگاه به فيلم بنگريم، نگاه فيلم قابل باور است.
به قول دايي جان ناپلئون كار، كار انگليسيهاست
هاشمزاده ادامه داد: با وجودي كه ناسازگاريهاي انگليس حتي در اتحاديه اروپا نيز ثابت شده است به گونهاي كه سعي ميكند ساحت جداگانهاي براي خودش تعريف كند و حتي نپيوستن او به بسياري از مسائل اتحاديه اروپا نشان ميدهد كه اين كشور تابع تصميمات خاصي است اما در عوض سعي ميكند همچنان پز دموكراسي خود را هم در جهان حفظ كند.
ما ايرانيها چون همواره درگير استعمار انگليسيها بوديم و به قول دايي جان ناپلئون همه كارها زير سر انگليسيها است بيشتر با اين سياست ملموس هستيم اين درحالي است كه مشكل ما بيش از اينكه بيشتر از سفارت امريكا باشد از سفارت انگليس است.