شما ببينيد اين نصف روز حادثه (كربلا)، چقدر در تاريخ ما بركت كرده و تا امروز هم زنده و الهامبخش است. اين در انقلاب و جنگ و گذشته تاريخ ما محسوس بوده است. ما اگر نخواهيم هشت سال جنگ خودمان را با آن 8-9 ساعت عاشوراي امام حسين مقايسه كنيم يا آن را خيلي درخشانتر بدانيمـ كه واقعاً هم همين است - يعني من حادثهاي را در تاريخ نميشناسم كه با فداكاري آن نصف روز قابل مقايسه باشد.
قيام امام حسين(ع) در روز عاشورا كه فرهنگ از خودگذشتگي و ايثار را براي هميشه در طول تاريخ جاودانه كرد براي شيعيان به عنوان الگويي تمام عيار براي دفاع از حق و نپذيرفتن باطل به شمار ميرود. دوران دفاع مقدس يكي از آوردگاههاي حساس تاريخي است كه رزمندگان با الهام از امام حسين(ع) و حركت عاشورايياش جان را در طبق اخلاص گذاشتند و فداكارانه براي دفاع از آرمانهايشان هشت سال جانانه مقابل دشمنان مقاومت كردند.
در خط به خط وصيتنامه بسياري از شهدا ارادت به امام حسين(ع) موج ميزند. ارادتي كه آنها را همچون عاشقاني سينهچاك راهي ميدان نبرد كرد تا ادامهدهنده راه سيدالشهدا باشد. شهيد عليرضا زارع بجستاني در وصيتنامهاش با عشقي وصف ناشدني از تنها خواستهاش مينويسد: «درود بر عاشقان زيارت كربلاي تو يا حسين! كه عاشقانه در راه تو جان ميسپارند. به عشق اينكه بر خاك ميروم كه دنبالهرو خط سرخ ابا عبدالله الحسين(ع) باشم. » و شهيد عبدالحسين رضايي از تأثير عاشورا ميگويد: «ما وارثان خون حسين(ع) هستيم و ما را در مبارزه كردن با كفار هيچ ترس و واهمهاي نيست.»
امير سرتيپ دوم «حسن سيفي» در گفتوگو با «جوان» و با نقل يكي از خاطراتش تصوير روشنتري از مكتب سيدالشهدا بر رزمندگان ميدهد. خاطرهاي كه او نقل ميكند به خوبي نشان ميدهد امامحسين(ع) نه تنها روي شيعيان بلكه روي پيروان اديان ديگر نيز تأثير گذاشته است. سيفي در خاطرهاش ميگويد: «يك سرباز مسيحي عاشق امام حسين هم داشتيم. او بيسيمچي بود و قدش از من حدود 20 سانتي بلندتر بود. در ميدان جنگ ناگهان ديدم او همقد من شده است. روي مين رفته بود و بر اثر گلوله آرپيجي دو پايش از مچ قطع شده بود. چون بيسيمچي بود آن شب نميخواستيم او را همراه خودمان براي عمليات ببريم. خيلي اصرار كرد كه من را هم ببريد. زماني كه اين سرباز به نام «عاشوري» را ميخواستيم به عقب برگردانيم به استوار احراري گفت بگذاريد چيزي بگويم و ناگهان اشك از چشمانش جاري شد. گفت: «من از بچگي زير علم امام حسين بزرگ شدهام، مادرم به من قابلمه ميداد و وقتي قيمه امام حسين(ع) را ميگرفتيم آن را در يخچال ميگذاشت و در طول سال از آن به ما ميداد. من يك ايراني، مسيحي هستم و نه يك مسيحي، ايراني. من هواي ايران را تنفس كردهام و امروز كه ايران به من نياز دارد نبايد صحنه را ترك كنم. من از حضرت مسيح اين را ياد گرفتهام كه هركجا بندگان خوب خدا حضور دارند من هم بايد در آنجا حاضر شوم.» بعد به ميدان مين و بچههايي كه روي زمين افتاده اشاره ميكند و ميگويد چطور دلتان ميآيد مرا از اين جمع جدا كنيد. من جواب حضرت مسيح را در روز قيامت چه بدهم!»
وجود نامهاي تيپ و لشكرها مثل لشكر سيدالشهدا، لشكر 25 كربلا، لشكر 31 عاشورا، لشكر ثارالله ، لشكر انصارالحسين(ع)، لشكر 14 امام حسين، تيپ 44 قمر بنيهاشم، تيپ 57 ابوالفضل، تيپ 61 محرم، گردان علياكبر، گردان10 سيدالشهدا، گردان حبيب ابن مظاهر و... كه برگرفته از نام متبرك امام سوم شيعيان است گواه روشني بر تأثير عميق فرهنگ كربلا بر رزمندگان بود. همين الگوي مقدس از جنگ تحميلي يك گنج عظيم ساخته كه درسهاي فراواني در آن نهفته است. در ميان جنگهايي كه در طول تاريخ بشر اتفاق افتاده هيچ نبرد و كارزاري همچون دفاع مقدس رزمندگان منحصر به فرد و يگانه نبوده و اينگونه در دلِ تاريخ ماندگار نشده است. ادبيات دفاع مقدس، ادبيات عاشورا را براي جهانيان به روز كرد و اين دو مقوله زنجيروار به هم گره خوردهاند. رزمندگان درسهاي عاشورا را به خوبي آموختند و در جبههها نشان همگان دادند. درسهايي كه امروز الگوي مقاومت آزاديخواهان جهان شده است.