
اقدام رژيم صهيونيستي در يورش مسلحانه به مسجد الاقصي را ميتوان در دو سطح راهبردي و تاكتيكي (كلان و خرد) مورد ارزيابي و تجزيه وتحليل قرار داد و مبتني بر آن، حركتهاي بعدي اين رژيم را تا اندازه زيادي پيش بيني كرد. در خصوص اين بيحرمتي جديد و پردامنه به قبله اول مسلمانان، شماري از تحليلگران تنها به فرضياتي كه جنبه تاكتيكي و زودگذر دارند بسنده كرده و بعضي ديگر اين اقدام را بخشي از يك پازل بزرگتر كه داراي ابعادي راهبردي و اهدافي درازمدت است، دانستهاند. چنانكه عدهاي از كارشناسان مسائل منطقه، حملات مسلحانه به مسجد الاقصي را كوششي براي ترغيب گروههاي ميانه رو فلسطيني، براي روي آوردن مجدد به خط سازش و حضور در پاي ميز مذاكره ميدانند و شماري از اين تحليگران، اين گونه تحركات گستاخانه را كوششي براي اجراي طرحهاي تلمودي و طرحهاي سّري محافل صهيونيستي براي تقسيم زماني ومكاني مسجد الاقصي وسپس تخريب اين مسجد مقدس توصيف ميكنند. اين درحالي است كه باوجود برخي موفقيتهاي سالهاي اخير رژيم صهيونيستي در پيشبرد مقاصد نژاد پرستانه اش، (ازجمله اعلام دولت يهود در فلسطين اشغالي) اوضاع موجود در داخل اين رژيم و همچنين درمجموعه سرزمينهاي اشغالي به گونهاي نيست كه دولت نتانياهو بتواند سياستهاي افراط گرانه تازهاي را به مورد اجرا بگذارد. به عبارت ديگر در وراي مجموعه سياستهايي كه زمينه حمله به مسجدالاقصي را فراهم كرده، برخي از ضعفها و ناتوانيهاي فلج كننده نيز وجود دارد كه نه تنها دولت نتانياهو بلكه تمامي دست اندركاران اين رژيم را از ادامه حيات موجوديتي به نام اسرائيل به شدت نا اميد ميسازد. ضعفها و ناتوانيهايي كه ازيك سو از انزواي بسيار شديد اين رژيم درجامعه جهاني سرچشمه ميگيرد و از سوي ديگر از فقدان هواداراني كه به آينده حيات اين رژيم اميدوار باشند نشئت گرفته است. نتانياهو در سفر دو روزهاش به لندن كه دقيقاً پيش از يورش مسلحانه به مسجدالاقصي صورت گرفت، سيگنال هايي را دريافت كرد كه ورود مجدد رژيم صهيونيستي به عرصه تأثيرگذاري برمعادلات منطقهاي را در گرو اقدامات افراطگرايانه «تل آويو» ميدانست؛ خط مشياي كه ديويد كامرون با سفر غيرمنتظرهاش به منطقه به صورت عملي به بخشي از آن اعتراف كرد وبه رغم استفاده از پوششهاي خبري مرتبط با موضوع مهاجران سوري براين واقعيت صحه گذاشت كه با صلاحديد لندن وبه منظور جلوگيري از روند تحولات مثبت جاري در سوريه، وظيفه به هم زدن معادلات منطقه اي، آن هم از طريق توسل به افراطيترين اقدامات به رژيم صهيونيستي واگذار شده و مقامات تل آويو به منظور ترغيب محافل صهيونيستي در گوشه وكنار جهان، (جهت همسويي در پروژه بازگرداندن تواناييهاي تأثيرگذاري بر معادلات منطقه اي) اهرمهاي تلمودي وبه اصطلاح اعتقادي را به كار گرفتهاند؛ اهرمهايي كه به ضرورت بازسازي هيكل سليمان تأكيد دارند و صهيونيستها درطول حيات ننگين رژيم جعلي خود بارها از آن بهره برداري كردهاند.