دشمن در بخشي از خاك كشور ما در منطقه شلمچه حضور داشت؛ تقريباً در شرق شلمچه، در وسط اروندرود جزاير ابوالخصيب، امالطويل، ماهي و... با پايان عمليات كربلاي ۴ دشمن خيال ميكرد كه حركت ما متوقف شده است. تبليغات وسيعي راه انداخته بود تا نتيجه عمليات كربلاي ۴ را به نفع خود قلمداد كند.
هنوز دو هفته از عمليات كربلاي۴ نگذشته بود كه عمليات گسترده و بزرگ كربلاي۵ در همان منطقه طراحي و آغاز شد. اين عمليات دشمن را كاملاً غافلگير و مجبور به عقبنشيني كرد تا بتواند نيروهايش را سازماندهي كند و حين اين عقبنشيني ما به بسياري از اهداف خود دست يافته بوديم. اين منطقه يكي از حساسترين مناطق در مناطق عملياتي جنوب بود و ميتوان گفت كه دروازه بصره به حساب ميآيد.
دشمن در آن منطقه موانع متعددي ايجاد كرده بود؛ به طوري كه آن محل به صورت قلعه محكمي درآمده بود. خاكريزهاي بلند، سنگرهاي تانك، ميدانهاي مين و تيربارها از جمله موانع موجود در مقابل ما بودند. عراق درست در دو ضلع زاويه قائم با ما ميجنگيد. اين موقعيت، به او امكان ميداد كه ميدان ديد و تيرش خيلي باز باشد و بسياري از واحدهاي خودش را از تيررس ما دور نگه دارد. دشمن علاوه بر منطقه مقابل ما كه آن سوي مرز بود در جنوب و غرب اروندرود هم با ما ميجنگيد. به نظر من اين عمليات سختترين عمليات دفاع هشت ساله امت اسلامي بود. من اعتقاد دارم كه عملياتهاي خيبر، بدر، فاو و كربلاي۵ يك طرف و بقيه عملياتها يك طرف. در آنجا، با 120 تيپ دشمن ميجنگيديم.
۱۸۰ تيپ دشمن در منطقه بود و ما از ۱۱۰ تيپش اسير گرفته بوديم در اين عمليات مهم از لحاظ تجهيزات به توپخانه پر قدرت و سازمان يافته برادر شفيعزاده متكي بوديم. طراحي دقيقي در توپخانه صورت گرفته بود براي اولين بار نقاط مهمي مانند قرارگاه سپاه دوم عراق و بيش از ۸۰ فروند كشتي كه مثل قوطي كبريت در اروندرود كنار هم چيده شده و استتار كرده بودند، هدف توپخانه سپاه اسلام قرار گرفت. جبهه ابوالخصيب با توپهاي خودي شخم زده شدند. خط مقدم تا قرارگاههاي دشمن هدف توپهاي توپخانه سپاه كه با تدابير و طرحهاي عالي شفيعزاده كار ميكردند كاملاً در هم كوبيده شدند و نيروهاي دشمن قبل از اينكه به خط مقدم برسند از بين رفتند.
سردار سرلشكر غلامعلي رشيد