مذاكرات پايان يافت؛ اين جملهاي بود كه محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه كشورمان در جريان نشست مطبوعاتي مشترك خود با فدريكاموگريني به زبان آورد تا عنوان كند كه چالش ميان ايران و غرب بر سر موضوع فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان به پايان رسيده است. اگرچه به دليل لزوم بررسي اين «بيانيه» در مجلس شوراي اسلامي و كنگره امريكا هنوز نيز نميتوان عنوان پايان را بر اين چالش نهاد اما واقعيت آن است كه به نظر ميرسد روند مذاكرات ميان ايران و شش قدرت جهاني در موضوع هستهاي ديروز به پايان رسيده و يك جمعبندي نهايي در خصوص ساز و كار اثبات صلحآميز بودن برنامه هستهاي كشورمان، به دست آمده است، اما تأييد نهايي اين به اصطلاح توافق توسط مجالس و پايتختهاي طرفهاي گفتوگو صورت خواهد پذيرفت.
اما دستيابي به اين توافق ابتدايي كه نتيجه 22 ماه مذاكره مداوم تيم هستهاي كشورمان است، اگرچه ميتواند آغاز روندي براي بسته شدن پرونده هستهاي كشورمان باشد، اما ارائه تفسيرهاي متفاوت از سوي جريانهاي سياسي مختلف داخلي و خارجي موجي از سردرگمي را در جامعه به وجود آورده است؛ فضايي كه گويي از طرف جريان خاص سازماندهي شده تا از طريق به وجود آوردن دوقطبي موافق و مخالف در داخل جامعه، كشور را به سمت تقابل سياسي سوق و وحدت ملي كشور را هدف قرار دهد. اين در حالي است كه موضوع هستهاي همواره وسيلهاي براي ايجاد وحدت در كشور بوده و تمام چهرههاي سياسي اعم از راست و چپ به اين موضوع به عنوان يك پرونده ملي نگريستهاند اما واقعيت آن است كه اين بيانيه كه يك راهبرد براي حصول توافق نهايي است، توسط دولت جمهوري اسلامي و دستگاه سياست خارجي به دست آمده و نبايد آن را به نام يك جريان سياسي خاص مصادره كرد. بيشك امروز اگر اين روند به ثمر نشسته است، بايد ماحصل آن را در گفتوگوهاي مكرر تيمهاي ديپلماتيك كشور از زمان دبيري دكتر حسن روحاني بر شوراي امنيت ملي كشور گرفته تا زمان دكتر علي لاريجاني، سعيد جليلي و در نهايت دكتر محمدجواد ظريف جستوجو كرد. گفتوگوكنندههايي كه در سايه حمايتهاي مقام معظم رهبري و پشتيباني مردم ايران رو در روي طرفهاي غربي نشستند و هر بار با رويكردي تازه اما استراتژي پيوسته و مداوم، حركتي را به ثمر رساندند كه برآيند آن امروز در توافق وين قابلمشاهده است؛ توافقي كه در آن به صراحت بر حق جمهوري اسلامي ايران براي داشتن فناوري صلحآميز هستهاي تأكيد شده و حقوق هستهاي كشورمان به رسميت شناخته شده است. اين روند در خصوص شكست اجراي توافقنامه نيز قابل ذكر است كه اگر بنا به هر دليلي اين توافقنامه با شكست روبهرو شود، بر اساس همان وحدت ملي، همه در شكست سهيم خواهيم بود و قرار نيست بار شكست را برخي به تنهايي به دوش بكشند.
اما در حالي كشور شاهد حصول آنچه كه توافق نهايي ناميده ميشود، است كه در داخل ادبياتي در حال شكلگيري است كه حصول توافق را خط پايان خصومت ايران و امريكا ميداند و گام نهايي اين توافق را عاديسازي روابط ايران و امريكا قلمداد ميكند اما واقعيت آن است كه نه تنها در امريكا، بلكه در ايران نيز هيچ عزمي براي پايان اين خصومت وجود ندارد. مؤيد اين موضوع را ميتوان در سخنان چندي پيش مقام معظم رهبري جستوجو كرد كه به صراحت از ادامه موضوع استكبارستيزي در ايران سخن به ميان آوردند؛ ماجرايي كه نشان ميدهد خصومت دولت ايران و ايالات متحده بسيار عميق است و قرار نيست اين مذاكرات پاياني بر روند اين خصومت باشد. اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب، رئيسجمهور و اعضاي تيم گفتوگوكننده هستهاي نيز بارها در سخنان خود تأكيد كردهاند كه محور مذاكرات تنها حول پرونده هستهاي كشورمان بوده و قرار نيست مسائل ديگر را در بر بگيرد. همچنين اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ايالات متحده در بسياري از مسائل از جمله مسائل منطقهاي و فرامنطقهاي با جمهوري اسلامي زاويه زيادي دارد و اين زاويه دقيقاً بخش مهمي از منافع امريكا را در بر ميگيرد كه هيچگاه حاضر به گذشتن از اين منافع نيست؛ منافعي كه حمايت از رژيم صهيونيستي و ديگر تروريستهاي منطقه را شامل ميشود.
اما در نگاهي مثبت به اين روند اتفاق افتاده، بايد به اين نكته مهم اشاره كرد كه حصول اين جمعبندي باعث پايان هژمون ايالات متحده در موضوع هستهاي كشورمان شد. امروز كشورهاي اروپايي با درك اين موضوع كه پرونده هستهاي ايران يك پرونده سياسي است نه فني، ديگر حاضر به حركت در مسير ايالات متحده نيستند و ميخواهند سهمي در بازار بزرگ اقتصادي ايران داشته باشند؛ واقعهاي كه ساختمان تحريمهاي غربي عليه كشورمان را از بين خواهد برد. علاوه بر اين با لغو تحريمهاي جمهوري اسلامي در شوراي امنيت، عملاً به دليل آنكه ايالات متحده تنها تصميمگير در شوراي امنيت نيست، ديگر توانايي براي برگرداندن اين تحريمها براي اين كشور وجود ندارد. از اين رو امريكا در اين روند تنها خواهد ماند و حتي اگر شاهد بدعهدي ايالات متحده در اجراي توافقنامه نيز باشيم، قطعاً اين كشور براي اجراي مجدد تحريمها عليه ايران دچار مشكلات عديدهاي همچون عدم همراهي ديگر كشورها خواهد شد.