کد خبر: 722003
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۹
گفت‌وگوي «جوان» با خواهر شهيد ترور احمد بني‌ اردلان
شعاع نور نهضت امام خميني (ره) آنقدر زياد بود كه جويندگان حقيقت و عدالت پيرو راه او شدند و در اين ميان جواناني برخاستند تا درخت نوپاي انقلاب اسلامي را با خون پاكشان آبياري كنند.
زينب محمودي عالمي
امواج نداي خميني كبير حتي به روستاهاي دور افتاده ايران رسيده بود. چنانكه در سال 1360 شهيد احمد بني اردلان از روستاي اشتران تويسركان استان همدان به خيل جوانان انقلابي در تهران پيوست و سرانجام به دست منافقان كوردل ترور شد. از زمان شهادت احمد بني اردلان 34 سال مي‌گذرد اما شهدا زنده و جاويد تاريخند و هرگز از ياد نمي‌روند. آنچه در پي مي‌آيد همكلامي ما با لاله اردلان خواهر شهيد است كه تقديم حضورتان مي‌شود.
 
براي شروع كمي از زندگي شهيد اردلان بگوييد.

برادر شهيدم سال 1340 در روستاي اشتران تويسركان استان همدان در خانواده‌اي متدين متولد شد. او عضو افتخاري بسيج بود كه خانه‌هاي تيمي منافقان را شناسايي مي‌كرد. براي شناسايي به مسجد باب‌الحوائج كه در ميدان رهبر تهران است رفته بود. بعد از شناسايي و دستگيري منافقان در مناطق شمال تهران روزي كه از مأموريت بر مي‌گشتند تا به پايگاه استقرار مراجعه كنند منافقان از قبل در پايگاه مستقر مي‌شوند و چند نفر از بسيجيان را ترور مي‌كنند. دو تن شهيد مي‌شوند و يك نفر زخمي مي‌شود، منافقان با ترور برادرم و دوستانش مي‌خواستند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند. برادرم در عنفوان جواني در حالي كه 20سال از عمرش سپري شده بود به درجه رفيع شهادت نائل آمد و پيكر پاكش را در روستاي اشتران تويسركان دفن كردند.

از خصوصيات بارز اخلاقي برادر شهيدتان بگوييد.

برادرم اخلاقش تك بود. از كلاس پنجم ابتدايي يكسره در مسجد بود و اذان مي‌گفت. از ابتدا علاقه شديدي به انقلاب اسلامي و امام خميني (ره) داشت. مدتي در جهاد سازندگي بود، روزها مي‌رفت گچكاري و شب‌ها در بسيج فعاليت مي‌كرد. هميشه در تظاهرات حضور داشت و مي‌گفت جانم فداي امام خميني (ره). احمد فردي خوش‌اخلاق و باعاطفه بود و نسبت به برادر و خواهرانش احترام خاصي قائل بود. نمازش را اول وقت مي‌خواند و به بيت‌المال خيلي حساس بود. ماه محرم و رمضان در مسجد مؤذني مي‌كرد. دو ماه محرم و صفر لباس مشكي مي‌پوشيد. او در خانواده‌اي متدين و مذهبي پرورش يافته بود و پدرم خيلي به رزق حلال اهميت مي‌داد. اهل خمس و زكات بود و همين باعث تربيت فرزندي شد كه در ماه صفر به شهادت رسيد. احمد هميشه از شهادتش خبر مي‌داد و مي‌گفت كه چند تا تير به قلبم مي‌خورد و شهيد مي‌شوم. همينطور هم شد، ‌منافقان 14 گلوله به او شليك كردند و در مسجد ميدان رهبر به شهادت رسيد.

چه شد كه منافقان اقدام به ترور برادرتان كردند؟

احمد در سال1357همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي به دليل علاقه‌اي كه به امام و انقلاب داشت، به تهران آمد و قصد داشت هركاري كه از دستش برمي‌آيد براي اعتلاي انقلاب انجام دهد، بنابراين براي مبارزه با منافقان كه چوب لاي چرخ انقلاب مي‌گذاشتند به پا خاست و آنها هم نقشه ترورش را كشيدند. برادرم در كنار شغلش كه بنايي بود، ‌در بسيج فعاليت مي‌كرد و عاقبت منافقان او را با 14 گلوله به شهادت رساندند.

چگونه از شهادت برادر‌تان باخبر شديد؟

برادر شوهرم كه او نيز عضو كميته بود خبر داد كه برادرم احمد توسط منافقان ترور شده است. ابتدا او را به بيمارستان نجميه تهران مي‌برند. همسرم چون موقع زايمانم بود به من نگفته بود احمد شهيد شده، تنها گفته بود مجروح شده است، اما من خواب دايي‌ام را ديدم كه مي‌گفت ديدي بچه‌ام از دست رفت! برادرم 12 شب به شهادت رسيد و من هرگز نتوانستم جنازه‌اش را ببينم.

خانواده چگونه با شهادت شهيد احمد كنار آمدند؟

پدرم از هجران يوسفش سال 84 به رحمت خدا رفت و مادرم هنوز با عكس‌هاي شهيدش نجوا مي‌كند. من هميشه به ياد برادر شهيدم هستم و برايش نماز مي‌خوانم. يك هفته قبل از شهادتش خواب ديده بودم از آمبولانس آمد بيرون. گفتم احمد جان گريه نكن. گفت تو گريه نكن، تو غصه نخور و بي‌تابي نكن، اين بي‌تابي تو باعث مي‌شود بدنم درد بگيرد.

‌و سخن پاياني...

ترور احمدها انتقام منافقان و استكبار جهاني از نظام اسلامي بود، اما جوانان انقلابي مثل احمد از چيزي نمي‌ترسيدند. برادرم سه روز قبل از شهادت توسط منافقان به شدت تهديد شده بود، اما او نترسيد و بر سر اعتقاداتش ماند تا اينكه چند روز بعد به شهادت رسيد. صبح روز شهادت آمد با من خداحافظي كرد و گفت ديگر شما را نمي‌بينم. به او الهام شده بود كه به شهادت مي‌رسد و همينطور هم شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار