اما ميگويد گاهي سنگاندازيها و عدم حمايتها باعث دلسردي افرادي چون او ميشود. معماريان دو سالي است كه طرحي درباره مادران شهداي گمنام دارد كه براي ساخت آن تا كنون به نتيجهاي نرسيده و همچنان منتظر افتادن اتفاقي خوش براي طرحش است. با اين مستندساز جوان درباره فضايي كه براي توليد آثار دفاع مقدس ايجاد شده است گفتوگويي انجام داديم كه در ادامه ميخوانيد.
بيش از 10 سال است كه در تلويزيون و كار فيلمسازي هستم. از زمان برنامه «دو قدم مانده به صبح» محمد صالحعلاء دستيار كارگردان و تدوينگر كار بودم و در برنامههاي تلويزيوني ديگر به عنوان كارگردان و تدوينگر كار كردم.
شما طرحي درباره مادران شهداي گمنام داريد كه تا الان به نتيجهاي نرسيده است. كمي از جزئيات اين طرح و برخوردهايي كه با آن شده بگوييد؟
طرح مادران هفتسين مستندي در 15 قسمت درباره مادران شهداي گمنام است. اين طرحي از منظري متفاوت است و نكتهاش اينجاست كه چرا اسم كار را مادران هفتسين گذاشتهايم. مادران شهداي گمنام در لحظات خاصي از زندگيشان مثل لحظه سال تحويل و هنگام انداختن سفره افطار در رمضان چه كار ميكنند. ما هميشه درباره مادر شهداي گمنام كارهايي ساختهايم اما هرگز روي زندگيشان متمركز نشدهايم. رفتهايم از يك مادر شهيد فيلم گرفتهايم و گزارشي ساختهايم و در آن 10 مادر شهيد صحبت كردهاند و به مناسبتي خاص آن برنامه پخش شده و ديگر تمام شده و رفته است. متأسفانه آرشيو خوبي از مادران شهداي گمنام نداريم كه از آنها به يادگار بماند. مادران شهيدي كه در حال رفتن از دنيا هستند و ديگر دسترسي به اين گنجينه ناب غيرممكن خواهد شد. من به هيچ عنوان براي اين طرح دغدغه مالي نداشتهام و بايد اين كار را بسازم. اين اداي ديني است كه بر گردنم حس ميكنم و اگر انجام نشود شرمندگياش برايم خواهد ماند. كمتر آدمي براي ساخت اثري دو سال زمان ميگذارد و انتظار ميكشد. دفاع مقدس دغدغه شخصي من است و از قديم بسيار علاقه داشتهام درباره شهداي گمنام كاري انجام دهم كه تا الان نتوانستهام. اما هيچ حمايتي از من نشده است و من چندين جاي مختلف رفتهام و به نتيجه نرسيدهام. تلويزيون هيچ حمايتي نميكند و ميگويد پول ندارم. من همين الان انقدر از تهيهكنندگان مختلف طلب دارم كه ديگر پول نداشتن تلويزيون برايم عادي شده است. تلويزيون الان ميگويد برايم مشاركت بياور و من به تو پخش ميدهم. الان هم خيليها اينگونه فيلم مشاركتي ميسازند و انگار كيفيت هم زياد مهم نيست و همه دنبال مسائل مالي هستند.
دغدغه خود شما به دفاع مقدس و خانواده شهدا از كجا ميآيد؟
جنگ هميشه دغدغهام بوده و نسبت به جانبازان و شهدا دغدغه داشتهام. چند وقت پيش برنامهاي در سينما شكوفه زمان اكران خصوصي فيلم شيار 143 بود و بچههاي جنگ و بسيج هنرمندان آنجا بودند. مادران شهداي گمنام آمده بودند و حاج آقا زائري به من گفت معماريان چيزي شده؟ چرا انقدر گرفتهاي؟ گفتم الان من را جايي آوردهايد كه دغدغهام است و اين مادران شهيد را ميبينم اما نميتوانم كاري انجام دهم. گفتم من شرمنده اينها هستم. حتي حاضرم اگر طلبهاي قبليام پرداخت شود با هزينه شخصي اين كار را انجام دهم اما هيچ وقت شرايطش پيش نيامده. باز حاضرم اگر من اين كار را نتوانستم انجام دهم شخص با دغدغه و هنرمندي آن را بسازد.
چرا با وجود سازمانهاي مرتبط كارهاي خوب و قوي توليد نميشود؟
بعضي اوقات از انتهاي اتوبان همت كه رد ميشوم يك دفعه سرم را مياندازم پايين و با شرمندگي از مزار شهداي گمنامي كه آنجا است، رد ميشوم. در برنامه «شهري در آسمان» كه مربوط به خرمشهر بود 20 روز در اين شهر بودم و آنجا درد خيلي بيشتر بود. آب شهر بسيار بيكيفيت بود و هنوز خرابيهاي جنگ مانده است. نميدانم چرا ياد نگرفتهايم به آدمها يك شانس بدهيم و ببينيم نتيجه كار چه ميشود. هيچ وقت به آدمها شانسي داده نميشود تا حداقل يك بار خودشان را نشان دهند. من طرح ديگري درباره 100 نقاش تجسمي كشور داشتم كه موزه هنرهاي معاصر هيچ كمكي نكرد.