به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در توضيح كيفرخواست به هيئت قضايي شعبه 84 دادگاه كيفري استان تهران گفت: متهم 23 ساله كه همراه مأموران از زندان به دادگاه منتقل شد، غلام نام دارد. او متهم است پنجم اسفند ماه سال 92 در شهرك اميد مرتكب قتل شده است. متهم رديف دوم هم كه ستاره نام دارد 22 ساله است و به معاونت در قتل برادرش متهم است. نماينده دادستان دو متهم را گناهكار شناخت و براي آنها درخواست مجازات كرد.
پس از آن اولياي دم گفتند كه خواستهشان قصاص غلام است. پدر مقتول گفت چند روز قبل از حادثه متوجه شدم كه غلام در فضاي سايبري با دخترم آشنا شده و او را فريب داده است. بعد راهي دانشگاه دخترم در كاشان شده و او را به ويلايشان منتقل كرده است. وقتي پسرم از ماجراي ارتباط غلام با خواهرش باخبر ميشود، تلاش ميكند به خواهرش كمك كند. غلام هم پسرم را فريب داده و او را به قتل ميرساند.
پس از آن غلام به درخواست قاضي در جايگاه ايستاد و اتهام خودش را پذيرفت. او گفت شب حادثه وقتي متوجه شدم كه بيژن از رابطه من و خواهرش باخبر شده به در خانهشان رفتم. او را به بهانهاي سوار ماشين كردم و در يك كوچه بنبست توقف كردم. از او خواستم پياده شود تا حرف بزنيم. بعد از آنكه پياده شد نانچيكو را از زير صندلي عقب بيرون كشيدم و با او درگير شدم. نانچيكو را به دور گردنش انداختم و او خفه كردم. بعد هم ماجرا را به خواهرش خبر دادم كه او هم پدرش را از حادثه باخبر كرد.
قاضي سؤال كرد، انگيزهات از قتل بيژن چه بود؟ متهم جواب داد انگيزه خاصي نداشتم. من قصد ازدواج با ستاره را داشتم اما بيژن مخالف بود. به خاطر همين مرتكب قتل شدم.
پس از آن متهم رديف دوم در جايگاه قرار گرفت و در جواب درخواست قاضي براي دفاع از خودش گفت: اتهامات وارده را قبول ندارم. من از غلام ترسيده بودم. چون او چندين بار در مقابل من خودزني كرده بود، ميترسيدم اگر كاري كنم يا حرفي بزنم هر كاري از او سر بزند.
ستاره به پيامكهايي كه بين آن دو رد و بدل ميشد، اشاره كرد و گفت: هر بار كه غلام ميگفت برادرت را ميكشم از او قول ميگرفتم كه اين كار را نكند. ديگر حرفهايش را جدي نميگرفتم. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات دو متهم وارد شور شدند.