دشمنشناسي و درست عمل كردن در برابر دشمن شرط لازم براي موفقيت يك فرد، جامعه و امت است. در موضوع دشمنشناسي، شناخت دشمنان اصلي بشريت، انسانيت، مؤمنين و اسلام ناب محمدي(ص)، از اهميت و جايگاه ويژهاي برخوردار است. ملت ايران با انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي تحت حاكميت ولايت فقيه به عنوان رهبر الهي در دوره غيبت، پرچم اسلام ناب و حقيقي را برافراشت و در مسير اعتلاي اسلام و عزت بخشيدن به امت مسلمان به حركت درآمد. آرمان ملت ايران در اين حركت مقدس، سعادت نوع بشر در سراسر جهان از طريق الگوسازي و برپايي تمدن نوين اسلامي، دفاع از مظلومان و مستضعفان و مقابله با ظالمان و ستمگران است.
اين حركت مقدس داراي دشمنان اصلي و فرعي بوده، شناخت اين دشمنان براي تمامي كساني كه ميخواهند در مسير انسانيت، ايمان و اسلام ناب حركت كنند، يك ضرورت اجتنابناپذير است.
امروز در مقابل انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي، محور مقاومت، پديده بيداري اسلامي و تمامي ملل محروم و به پا خاسته حقطلب، يك جبهه متشكل از سه ضلع به صورت منسجم و هماهنگ صفآرايي كرده و با تمام توان با حقطلبان عالم مقابله ميكند. شناخت اين مثلث كه دشمنان اصلي اسلام و مسلمين و به عبارت ديگر دشمنان اصلي بشريت هستند در زمان كنوني، شرط موفقيت و پيروزي جبهه حق است.
در حاليكه مسلمانان با جمعيتي بالغ بر يك ميليارد و 800 ميليون نفر و با برخورداري از بهترين موقعيتهاي سرزميني(ژئوپلتيكي، ژئواستراتژيكي و ژئواكونوميكي)، ميتوانستند قطب برتر قدرت در ساختار نظام بينالملل باشند، اكنون بيشترين فقر و محروميتها، عقبماندگيها، ناامنيها، كشت و كشتارها و جنگها در سرزمينهاي اسلامي و ميان مسلمانان مشاهده ميشود. دليل اصلي اين وضعيت اسفبار چيست و چه بايد كرد؟
نگارنده بر اين اعتقاد است كه شناختن دشمنان اصلي اسلام از سوي مسلمانان، دليل اصلي و عمده بدبختيها و مشكلات آنان است و تا جهان اسلام اين دشمنان و چگونگي دشمنيهايشان با اسلام و مسلمين را نشناسد، از مشكلات رهايي نخواهد يافت. راه نجات مسلمين از مشكلات و گرفتاريهايي كه اكنون جهان اسلام با آن دست و پنجه نرم ميكند، شناخت دشمنان اصلي و مقابله جدي و هوشمندانه با اين دشمنان است. در قرآن و كلام اهل بيت(ع)، دشمنشناسي از جايگاه ويژهاي برخوردار است.در روايتي از حضرت امام محمد باقر(ع) آمده است: «قرآن بر سه قسم نازل شده است كه يكسوم آن درباره ما و دوستان ماست و يكسوم درباره دشمنان ما و دشمنان پيشينيان ما و يكسوم روشها و امثال است.»
واژه دشمن در قرآن معادل «عدو» است و در اين كتاب آسماني كه موضوع اصلي آن هدايت «انسان» ميباشد، از پنج نوع دشمن براي انسانها شامل 1- شيطان، 2- مشركان، 3- منافقان، 4- كفار و 5- برخي از همسران و فرزندان سخن گفته شده است. از منظر قرآن اين پنج گروه دشمنان تلاش ميكنند كه انسانها را از مسير ايمان و سعادت خارج ساخته و به انحراف بكشانند. برخي از اين دشمنان به دنبال سلطه بر مؤمنان و اهل ايمان بوده و براي رسيدن به اين اهداف از همه ابزارها و شيوهها و روشها بهره ميگيرند. ايجاد ترديد و حيراني، ايجاد اختلاف و تفرقه، عمليات رواني، فشارهاي اقتصادي و جنگ نظامي از جمله شيوههاي كلي مبارزه دشمنان با اهل ايمان است.
سياستهاي كلي مبارزه با دشمنان از منظر قرآن عبارت است:
1- تجهيز به قدرت ايمان و تعميق معنويت، 2- افزايش قدرت نظامي و دفاعي، 3- ممنوعيت دوستي با دشمنان و 4- جهاد و مبارزه. دشمنشناسي يكي از مهمترين موضوعات قرآني و داراي فوايد بسياري است. تشخيص حق از باطل، كشف توطئهها و خدعههاي دشمنان، عدم غافلگير شدن و بستن راه نفوذ دشمنان، هوشمندي در برابر دشمنان، عدم همكاري با دشمنان، تحت تأثير شايعات، اكاذيب، افتراها و تهمتهاي دشمنان قرار نگرفتن، استقامت و صبر در مسير حق، حفظ وحدت و همدلي براي پيروزي بر دشمنان، برخورد فعالانه و قدرتمندانه با دشمنان، افشاگري و پردهبرداري از چهره دشمنان و در نهايت مجهز شدن و تقويت قدرت دفاعي براي مقابله با تهديدات دشمنان، از جمله ثمرات و نتايج داشتن بصيرت و شناخت صحيح از دشمنان است. مسلمانان بايد بدانند تنها راه برونرفت از اين وضعيت اسفبار، حركت مؤمنانه و مجاهدانه بر مبناي قرآن است.
با استناد به قرآن و بررسي وضعيت، براساس يك برآورد راهبردي از وضعيت جهان اسلام از منظر دشمنشناسي، مثلث دشمنان اصلي اسلام و مسلمين عبارت است از 1- ضلع مسيحي با محوريت امريكا، 2- ضلع يهودي با محوريت رژيم صهيونيستي و 3- ضلع اسلامي با محوريت آلسعود.
پيوند اين سه ضلع و هماهنگ عمل كردن آنان يك جريان شوم و خطرناكي را براي جهان اسلام پديد آورده است. پشت صحنه بسياري از حوادث تلخ و ناگوار بحرانها و جنگهاي درون جهان اسلام، در اين سه ضلع مشاهده ميشوند. بسياري از مسلمانان اينچنين ميپنداشتند كه دشمنان اصلي آنان امريكا و رژيم صهيونيستي هستند، لكن حوادث سالهاي اخير، نشان داد كه اين دشمنان اصلي، بسياري از نقشهها و سياستهاي خود عليه جهان اسلام را از طريق آلسعود و وهابيت به پيش ميبرند. از آلسعود بايد به عنوان منافقان جهان اسلام ياد كرد؛ منافقاني كه خطر آنان براي اسلام و مسلمين، بيشتر از كفار و مشركان است.
به عبارت ديگر، جنايتها و خساراتي كه اكنون از ناحيه آلسعود و وهابيت بر پيكر جهان اسلام وارد ميشود به مراتب بيشتر از خسارتهايي است كه از ناحيه امريكا و رژيم صهيونيستي وارد ميشود. دشمنان اسلام و مسلمين را ميتوان به دو دسته دشمنان پنهان و آشكار تقسيم كرد.
بررسيها نشان ميدهد مسلمانان در طول تاريخ، بيشترين ضربه را از دشمنان پنهان خوردهاند. آلسعود طي دهها سال، خود را با عنوان «خادم حرمين شريفين» در جهان اسلام به مسلمانان معرفي كرده و بر همين اساس توانسته با تكيه بر قدرت و ثروت ناشي از پول نفت و درآمدهاي ناشي از سفر زائران خانه خدا، به بالاترين سطح از نفوذ در ميان مسلمانان و دولتها در كشورهاي اسلامي دست يابد، اما امروز با استناد به دلايل و شواهد بسيار ميتوان گفت آلسعود دست در دست يهود و نصارا گذاشته و از قدرت و ثروت خود، نه براي پيشبرد اسلام و مسلمين بلكه براي نابودي جهان اسلام استفاده ميكند. بحرانهاي سوريه و عراق و نابود شدن زيرساختهاي اين دو كشور اسلامي و ريخته شدن خون هزاران هزار انسان بيگناه نمونهاي از اين جنايات آلسعود است.
جنگ آلسعود عليه ملت مظلوم يمن، نمونهاي ديگر از دشمنيهاي آلسعود با مسلمانان است. از ويژگيهاي جنگ يمن، اين است كه ارتباط آلسعود به عنوان منافقان اصلي در جهان اسلام با امريكا و رژيم صهيونيستي بيش از پيش آشكار شد و مسلمانان در مسير شناخت صحيح از مثلت دشمنان اصلي اسلام قرار گرفتند. مسلمانان در پرتو اين شناخت بايد عليه آلسعود به عنوان منافقان جهان اسلام قيام كرده و آنان را به سزاي اعمال و جنايتهايشان برسانند.