کد خبر: 712716
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۰
عباس حاجي‌نجاري
در طول كمتر از يك هفته از انتشار بيانيه لوزان كه برخي از نظريه‌پردازان از آن به عنوان نقشه راه آينده مذاكرات هسته‌اي ايران با 1+5 نام مي‌برند، امريكايي‌ها به عنوان طرف اصلي مذاكرات بار ديگر ماهيت استكباري و غيرقابل اعتماد بودن خود را ثابت كردند و روند مذاكرات را با چالش جديدي مواجه ساختند.  فارغ از ابعاد فني مذاكرات هسته‌اي كه حصول توافق در آنها نيازمند چانه‌زني‌هاي فشرده كارشناسان هسته‌اي است، اما به لحاظ سياسي امريكايي‌ها مبتني بر بيانيه خود را پيروز عرصه مذاكرات قلمداد و همچون گذشته تحقير ملت مقاوم ايران را به محور اصلي تبليغات رسانه‌اي خود تبديل كردند.
ادعاي اينكه با اين توافق 98 درصد فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران تعطيل خواهد شد، در كنار تلاش براي تشديد شكاف و اختلاف ميان طرف‌هاي ايراني و دامن زدن به دوقطبي ميان مسئولان نظام ايران و مهم‌تر از آن تلاش براي تأثيرگذاري بر فرآيندهاي داخلي ايران در بستر توافقات هسته‌اي نكته‌اي است كه از ديد كندذهن‌ترين تحليلگران سياسي نيز مغفول نمانده است.
اوباما، رئيس‌جمهور امريكا در مصاحبه خود با توماس فريدمن، خبرنگار سابق نيويورك تايمز كه در اغلب رسانه‌هاي جهان بازتاب گسترده‌اي يافت بعد از انتشار بيانيه لوزان مي‌گويد: ما شاهد يك رگه عملگرايي در رژيم ايران بوده‌ايم، به نظرم آنها نگران بقاي خود هستند، به نظرم آنها تا حدودي به افكار عمومي خود واكنش نشان مي‌‌دهند و انتخاب حسن روحاني نشانه آن است. رئيس‌جمهور امريكا با اين برآورد از صحنه سياسي ايران به بيانيه لوزان و توافقات احتمالي بعد از آن تنها به عنوان ابزار تغيير در ايران چشم دوخته است. عرصه‌اي كه تلاش‌هاي گذشته امريكا در فرآيندهاي مختلف تحولات سياسي دو كشور طي سي و چند سال گذشته ثمره‌اي براي دولت استكباري امريكا نداشته و طي اين مدت به دليل افشاي ماهيت پنهان اهداف آنها در نزد مردم ايران، به زمينه ديگري براي تقويت  وحدت  و انسجام ملي كشور در برابر قدرت‌هاي استكباري تبديل شده است.  از اين منظر نوع واكنش‌هاي طرف غربي نسبت به بيانيه غير الزام‌آور لوزان را مي‌توان تجربه ارزشمندي براي دستگاه ديپلماسي كشور در ادامه راه مذاكرات هسته‌اي و ديگر تعاملات منطقه‌اي دانست كه اشاره به چند نكته در آن ضروري است.
1- نقطه ثقل تحولات بعد از انتشار بيانيه لوزان كاركرد عمليات رواني آن براي طرف غربي بود، استناد به ذوق‌زدگي برخي فعالان ايراني، تلاش براي بزرگ‌نمايي برخي «شادي‌»‌هاي زودگذر، بزرگ‌نمايي معدود پيام‌هاي تبريك و... همگي در پي القاي اين بود كه ايران بيش از طرف غربي به اين توافق نياز دارد و محصول طبيعي اين نگاه اين خواهد بود كه ايران به دليل نياز داخلي ناچار است كه يك «توافق بد» را بر «عدم توافق» ترجيح دهد. اين روند اگر چه با فروكش كردن «شادي نمايي‌هاي كاذب» به سرعت خنثي شد، اما نشان‌دهنده ضرورت اصلاح و بازنگري جدي نگاه فعالان عرصه سياسي و ديپلماتيك نسبت به موضوع هسته‌اي و فراتر ديدن آن از يك موضوع كاركردي براي رقابت‌هاي سياسي است. تنها نگاه ملي به اين موضوع ما را از شتابزدگي در رسيدن به يك توافق بد باز مي‌دارد.
2- مباحث مطرح شده در طي هفته گذشته بيانگر اين است كه مبتني بر بيانيه لوزان و در صورت حصول توافق نهايي در تيرماه تنها بخش محدودي از تحريم‌هاي مصوب عليه ايران از بين خواهد رفت و بخش عمده آن باقي خواهد ماند. در بيانيه لوزان كه توسط جناب آقاي دكتر ظريف قرائت شد، آمده است: اتحاديه اروپايي اعمال تحريم‌هاي اقتصادي و مالي مرتبط با هسته‌اي خود را خاتمه خواهد داد و ايالات متحده نيز اجراي تحريم‌هاي مالي و اقتصادي ثانويه مرتبط با هسته‌اي را همزمان با اجراي تعهدات عمده هسته‌اي ايران به نحوي كه توسط آژانس بين‌المللي انرژي اتمي راستي‌آزمايي شود، متوقف خواهد كرد». گفتني است كه از مجموع 28 مورد تحريم‌هاي مصوب عليه ايران تنها پنج مورد آن تحريم‌هاي هسته‌اي هستند و بيشتر آنها مربوط به موضوعاتي نظير تروريسم، حقوق بشر و موشك‌هاي بالستيك ايران هستند كه همانگونه كه امريكايي‌ها بر آن تأكيد كرده‌اند، اين تحريم‌ها به رغم به نتيجه رسيدن مذاكرات هسته‌اي لغو نخواهند شد.
3- نكات مطرح شده در مورد ظرفيت‌هاي موشكي و نظامي ايران طي هفته اخير، نشان‌دهنده اين است كه تمركز اصلي غربي‌ها نه بر بازرسي‌هاي مراكز هسته‌اي ايران (كه در مورد آنها ابهامي باقي نمانده است) بلكه تمركز روي مراكز حساس نظامي خواهد بود، تا از اين طريق قادر شوند به رمز توانمندي‌هاي موشكي و دفاعي ايران كه يكي از عوامل اصلي ناكامي‌هاي آنها در تحولات منطقه است، پي‌ببرند. روزنامه فرانسوي گاردين در اين مورد مي‌نويسد: «بازرسان آژانس براي اين كار مي‌بايست به قرارگاه‌هاي نظامي و سياسي پاسداران دسترسي داشته باشند و با افرادي در اين سازمان گفت‌وگو كنند.»
4- ابهامات ديگري در زمينه موضوعاتي نظير لغو يا تعليق تحريم‌ها، زمان‌بندي نحوه لغو آنها و طول زمان آنها و بسياري موضوعات ديگر كه تنها طي اين چند روز مطرح شد، نشان‌دهنده ابعاد ديگري از ابهام‌ها و برداشت‌هاي يك سويه طرف غربي از بيانيه لوزان است.
اما به رغم كاستي‌ها و ضعف‌هاي بيانيه لوزان و سوءاستفاده‌هاي يكجانبه طرف غربي طي يك هفته اخير از آن، مواضع حكيمانه مقام معظم رهبري در ديدار روز پنج‌شنبه گذشته را مي‌توان خط پاياني بر برداشت يك سويه غرب از بند‌هاي ابهام‌آلود بيانيه لوزان و ادامه مذاكرات بر بستر جديد دانست.  ايشان در اين سخنان ضمن تأكيد بر اهميت موضوع هسته‌اي براي كشور و ضرورت تداوم فعاليت‌هاي علمي، پژوهشي و كاربردي آن، با تأكيد مجدد بر غيرقابل اعتماد بودن طرف غربي و اينكه ايران يك توافق بد را بر عدم توافق ترجيح نخواهد داد، بر لغو كامل تحريم‌ها در روز توافق و حفظ حريم مراكز امنيتي و نظامي كشور در روند بازرسي‌ها و عدم پذيرش نظارت‌هاي غير متعارف فراتر از پروتكل‌هاي جاري به گونه‌اي كه ايران را به يك مورد استثنايي تبديل كند و «عدم توقف تحقيق و توسعه در فناوري‌هاي هسته‌اي» تأكيد مي‌كنند.  اين محور‌ها كه به نوعي با تأكيد بر شفاف‌سازي موارد مبهم در بيانيه لوزان مطرح شده است رؤياي كاذب اوباما در نطق دوم آوريل را كه گفته بود: «بر اساس اين توافق ايران بيش از هر كشور ديگري تحت نظارت قرار خواهد گرفت» خواهد شكست و تعادلي در روند مذاكرات آينده ايجاد خواهد كرد و پشتوانه‌اي براي تيم مذاكره‌كننده كه متكي به حمايت نظام، مسير مذاكرات را در راستاي اهداف امنيت ملي جمهوري اسلامي به پيش ببرند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار