در بخش اول اين سفرنامه، بازديد از يادمان عمليات مرصاد، پادگان ابوذر و يادمان شهيد شيرودي در منطقه عملياتي بازي دراز را شرح داديم و اينك بخش پاياني پيش رويتان است.
به غروب آفتاب چيزي نمانده و عكسهاي يادگاري كه در يادمان مرتفع شهيد شيرودي مياندازيم زمان را بيجهت تلف ميكند. بايد يادمانهاي ديگري را بازديد كنيم و مسير را ادامه ميدهيم. ارتفاعات بابا آهنگران اولين جايي است كه گروه توقف ميكند. در اينجا الماني كه رويش تصوير سرلشكر شهيد محمد وفايي ديده ميشود، به ما خبر ميدهد كه به يادمان عملياتي كربلاي9 رسيدهايم.
اين عمليات در تاريخ 20/1/1366 با رمز مبارك يا مهدي(عج) براي آزادسازي منطقه شمالغرب كوه قراويز شامل ارتفاعات 415، 410، 400 و 454 انجام شد و نام و ياد شهيد وفايي به عنوان يكي از رزمندگان شهيد اين عمليات، شناسنامه يادمان عمليات كربلاي9 به شمار ميرود. در اينجا همچنان راوي ما امير ريزه وندي است. هرچند خودش در اين عمليات حضور نداشته، اما اطلاعات خوبي از چند و چون كربلاي9 دارد. با اشاره امير متوجه شيارهايي ميشويم كه به ارتفاعات 454 و تپه 415 منتهي ميشوند. رزمندگاني چون امير حيدري جانشين كنوني فرمانده نيروي زميني ارتش كه آن زمان فرمانده يكي از گروهانهاي عمل كننده بود، از طريق همين شيارها خود را به قلهها ميرسانند و دشمن را مجبور به عقبنشيني ميكنند. گفتنش آسان است اما وقتي به ارتفاعات نگاه ميكنيم، حتي تصور پيشروي به چنين قلهاي آن هم در ميان گلوله باران دشمن، سخت است، كما اينكه رزمندگان در عمل اين مهم را به انجام رسانده بودند.
هنگام روايت امير ريزهوندي، نور خورشيد به زيباترين شكل ممكن درآمده و حسي ماورايي به فضا بخشيده است. گويي انوار خورشيد عصرگاهي به رنگ خون شهيدان درآمده باشد، كوه و دشت، سرخ گون به نظر ميرسند. احساس ميكنم اگر خوب گوش كنيم شايد صداي تكبير رزمندگان را از ميان شيارها بشنويم كه چگونه اللهاكبر گويان به طرف قله پيش ميروند. در ميان صداي مسلسلهاي دشمن كه ستون رزمندگان تيپ سوم لشكر81 زرهي كرمانشاه و گردانهاي 143، 769، 211، 128، 166 و 119 را اندكي به زحمت مياندازند، اما دشمن كه غافلگير شده كاري از پيش نميبرد و ارتفاعات را پس از هفت سال اشغال رها كرده و با چيزي حدود 2 هزار و 500 كشته و 55 اسير فرار ميكند. هرچند در روزهاي بعد بعثيها 10 بار پاتك ميزنند، اما كار از كار گذشته و رزمندگان ميتوانند ارتفاعات منطقه را حفظ و تثبيت سازند.
سد شهداي گمنام
به فاصله دو، سه كيلومتري يادمان عمليات كربلاي9، سد شهداي گمنام قصر شيرين روي رودخانه قورتو بيهيچ كلامي پيشرفتهاي كشورمان در عرصه سدسازي را پيش روي بيننده قرار ميدهد. اما آمدن ما به اينجا تنها براي بازديد از سد نيست، بلكه تجديد ميثاق با شهداي گمنامي است كه در عمليات اجرايي سد از دل همين خاك تفحص شدند و پيكر مطهرشان پس از سالها بيخبري مهمان خانواده بزرگي به نام ملت ايران شد.
هر وجب از اين خاك محل آرميدن شهيدي است كه با خود سرگذشتي از حماسهآفريني يك ملت را به عاريه دارد. اينجا منتهي عليه مرزهاي غربي كشورمان در استان كرمانشاه است و اصحاب رسانه جمع شدهاند تا فرياد خاموش استخوانهاي تفحص شده شهداي مظلومي را به مدد قلم و تصوير منتشر سازند كه به گفته امير ريزه وندي مربوط به عمليات يامهدي در 30/12/1366 هستند.
براي آفتاب ديگر رمقي نمانده و بايد به ابوذر برگرديم. غروب كوهستان دلگير است. خدا بهتر ميداند شايد در گوشهاي از اين خاك هنوز پيكر شهيداني آرميده باشند و با درسي كه دشمن از حماسهآفريني همين شهدا گرفته، بيراه نيست اگر بگوييم باقيمانده استخوانهاي اين شهدا همچنان مشغول دفاع از كيان ايران اسلامي هستند. به قول امير يوسف قرباني، فرمانده پايگاه يكم رزمي هوانيروز كرمانشاه كه در يادمان عمليات مرصاد برايمان سخن گفته بود، گزينههاي روي ميز ما همين شهدا هستند كه نشان صلابت و شكوه ملت ايران را به نمايش ميگذارند. ما به ابوذر برميگرديم و آفتاب در شاعرانهترين حالت پشت سرمان غروب ميكند.
خان ليلي
منطقه خان ليلي كه پاسگاه يا پاسگاههايي به همين نام دارد، اولين نقطه از كشورمان بود كه طي جنگ تحميلي مورد تعرض دشمن قرار گرفت. البته دو هفته پيش از 31 شهريورماه 1359 كه ارتش بعث به قصد قدرتنمايي به اين منطقه نه چندان استراتژيك حمله كرد. در آن زمان برخي از سياسيون وقت چشم روي اين تجاوز آشكار بستند تا اينكه 31 شهريورماه، ايران به شكل علني و رسمي از سوي عراق مورد تجاوز قرار گرفت.
حركت به سمت خان ليلي و ميمك را به قصد رسيدن به صالح آباد و مقر گردان 752 از تيپ 35 تكاور فاتح آغاز كرده بوديم. مسيري طولاني با جادهاي باريك و كوهستاني كه انسان را ياد جاده هراز ميانداخت. اما بدون كمترين آبادي و جمعيت كه در لحظاتي از سفر، اتوبوس ما يكه و تنها در اين جاده باريك طي مسير ميكرد.
بلنديهاي ميمك و يادمان شهيد كشوري در ادامه مسير ما قرار دارند. شنيدن نام ميمك ذهن انسان را به قرارداد 1975 الجزاير سوق ميدهد كه اختلافات مرزي در اين بلنديها جزء يكي از بندهاي مورد اشاره قرارداد بود. با توافق حاصله، قرار شد تا ميمك نيز ميلهگذاري مرزي شود، اما در ميانه انجام اين كار ارتش عراق بهانهاي ميآورد و كار به انجام نميرسد تا اينكه با پيروزي انقلاب اسلامي، ميمك مانند اروند رود از بهانههاي حمله دشمن قرار ميگيرد و در همان ماههاي اول جنگ اشغال ميشود.
عمليات ضربت ذوالفقار كه به آن عمليات ميمك نيز گفته ميشود، مهمترين واقعهاي است كه در اين منطقه رخ داده است. در 19 دي ماه 1359، تيپ يكم لشكر 81 زرهي به فرماندهي شهيد برزو سليمي با هدايت 150 نفر از عشاير ايل خزعل عمليات برقآسايي را براي آزادسازي بلنديهاي استراتژيك ميمك انجام ميدهند. هوانيروز پشتيبان نيروهاي عمل كننده ميشود و ارتش بعث در آن مقطع يكي از اولين شكستهاي بزرگ خود را متحمل ميشود. شكستي كه براي جبران آن از 12 بهمن تا 22 بهمن كه مصادف با جشن پيروزي انقلاب اسلامي بود، پاتكهاي سنگيني براي باز پسگيري منطقه انجام ميدهد كه همگي ناموفق بودند. از نكات بارز عمليات ميمك استفاده نيمه گسترده ارتش از بمبهاي شيميايي بود كه براي اولين بار در اين عمليات به شكل نيمه گسترده از آن بهره برد.
يادمان شهيد كشوري
يادمان شهيد كشوري در گوشهاي از منطقه ميمك قرار دارد كه برخلاف يادمان شهيد شيرودي چندان مرتفع نيست و با ماكت يك بالگرد كبري به خوبي مشخص است. كشوري كه روايت ميشود به همراه تيمش طي كمتر از دو روز 40 تانك دشمن را منهدم ساخته بودند، از خلبانان شهير هوانيروز بود كه شهرت نام و آوازهاش نياز به توضيح اضافي ندارد. شهيد كشوري هنگام اشغال بلنديهاي ميمك توسط نيروهاي دشمن در 14 آذرماه 1359 مأموريت شكار تانكهاي دشمن را مييابد و ماجراي انهدام 40 فروند تانك دشمن نيز در همين جا رخ ميدهد اما در روز بعد يعني در 15 آذرماه بالگرد كشوري با يك جنگنده دشمن روبهرو ميشود كه به دليل برتريهاي غير قابل كتمان جنگنده نسبت به بالگرد، هلي كوپتر شهيد مورد اصابت راكت جنگنده قرار گرفته و احمد كشوري به شهادت ميرسد.
تكاوران فاتح
ظهر به مقر تكاوران تيپ 35 فاتح ميرسيم. در اينجا برنامه سفر ما تقريبا به پايان رسيده است. هرچند روز بعد بايد به پايگاه يكم رزمي هوانيروز كرمانشاه برويم، اما شرح فعاليتهاي هوانيروز فرصت و مجال بيشتري ميطلبد كه از حوصله اين گزارش خارج است. تكاوران تيپ 35 به فرماندهي سرهنگ غلامرضا عسكري در مقر گردان 752 برنامههاي ويژهاي را برايمان تدارك ديدهاند كه مورد استقبال گروه خبرنگار و خصوصا عكاسان قرار ميگيرد.
آمادگي رزمي اين تكاوران خبر از آموزشهايي ميدهد كه با تجربيات دفاع مقدس غني شده و اكنون نيروهاي نظامي ما را در سطح منطقه به عنوان قويترين نيروي نظامي معرفي كرده است. تكاوران پس از اجراي نمايش اشغال مقر دشمن و مانورهاي ديگر، رژه كوتاهي ميروند كه پيامش صلابت و پايداري ايران اسلامي است. حالا و در اين نقطه از مرزهاي غربي كشور، صداي ياعلي گردان تكاوري تمام فضا را در برميگيرد. همه نيك ميدانيم اينها كه ياعلي ميگويند قدم در مسير مقدسي گذاشتهاند كه پيشينهاي به وسعت خون تمامي شهداي جنگ تحميلي دارد. كمي بعد همگي ميدان رژه را ترك ميكنيم، در حالي كه پرچم سه رنگ كشورمان در مركز اين ميدان همچنان در اهتزاز است.