کد خبر: 707832
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۸
روايت كوتاهي از زندگي تا شهادت عبدالله آهنگر از زبان همرزمش ضرغام آهنگر
روستاي «سله‌بن» يكي از روستا‌هاي زيباي استان تهران در شهرستان فيروزكوه بخش ارجمند قرار دارد.
صغري خيل فرهنگ
روستايي كه به دليل كوهستاني بودن منطقه، از آب و هواي معتدل وسرد برخوردار است. نام اصلي اين روستا «صلح‌بن» بوده كه با گويش محلي و ساده شدن تكلم، به «سله‌بن» تغيير يافته. اين روستا با 110 خانوار و 700نفر جمعيت يكي از روستا‌هاي فعال در اعزام نيرو براي دفاع مقدس بود. آنچه در پي مي‌آيد حاصل همكلامي با ضرغام آهنگر از رزمندگان سله‌بن دوران دفاع مقدس است كه روايتگر بخشي از زندگي شهيد عبدالله آهنگر، همولايتي و همرزمش شده است.
 
ضرغام آهنگر در خصوص شور و هيجان جنگ در ميان مردم روستاي‌شان مي‌گويد: در طول هشت سال دفاع مقدس، مردم اين روستا همانند ديگر هموطنان غيور، هم در صحنه دفاع مقدس و هم در كمك‌رساني و پشتيباني، حضور و مشاركت بسيار فعال داشتند. به جرأت مي‌توانم بگويم كه خانواده‌اي در اين روستا وجود ندارد كه حداقل يك عضو از آنها در هشت سال دفاع مقدس، به صورت داوطلبانه و يا در كسوت سربازي در ميادين نبرد حق عليه باطل حضور نيافته باشد و هر خانواده يك يادگار و زخم بر تارك خاطرات جهادش به يادگار دارد. شش شهيد و20جانباز گواه ادعاي من است.

وي درباره كودكي شهيد عبدالله آهنگر مي‌گويد: عبدالله در يكي از روزهاي سرد زمستان سال 1331 در روستاي سله‌بن در خانواده‌اي كشاورز به دنيا آمد. عبدالله با شور و شوق بچگانه دوران كودكي خود را در كوچه باغ‌هاي سله‌بن سپري كرد. تحصيلات خود را تا پنجم ابتدايي در روستا ادامه داد، اما سپس به دليل نبود امكانات و وجود مشكلات، نتوانست ادامه تحصيل بدهد. براي همين به همراه خانواده‌اش به كار كشاورزي و دامداري مشغول شد. 15 يا 16 سال داشت كه به همراه برادرش به تهران آمد و حرفه خياطي را پيشه كرد ولي محيط نامأنوس كارگاه و علاقه به مشاغل فني او را به سمت شغل آهنگري كشاند. او در اين ميان با مبارزين انقلابي آشنا شد و در مسير تحقق آرمان‌هاي انقلاب امام خميني (ره ) قرار گرفت. تا اينكه عازم خدمت سربازي شد و در نيروي هوايي مشغول خدمت شد. در اواخر سربازي زماني تصميم گرفته بود به استخدام نيروي هوايي در‌آيد اما در يكي از روزهاي خدمتش، نيروهاي ساواك به جست وجو و گشتن كمد‌هاي همافر‌ها و سربازان اقدام كردند، عبدالله كه تعدادي از كتاب‌هاي شهيد مطهري و امام خميني رادر كمد خود نگهداري مي‌كرد، به سرعت كتاب‌ها را از آنجا خارج كرد و موتورسيكلت يكي از دوستان خود را روي كتاب‌ها انداخت و آتش زد.

عوامل ساواك كه متوجه آتش‌سوزي شدند، به حياط آمدند و اثري از رساله توضيح‌المسائل امام را يافتند. در نتيجه عبدالله بازداشت شد اما پس از شش ماه آزادش كردند. عبدالله براي پيدا كردن شغل و امرار معاش مجدداً به تهران برگشت ولي به دليل داشتن پرونده سياسي اجازه تصدي شغل دولتي را به او ندادند. به همين دليل در آن روزها به سختي امرار معاش مي‌كرد. در نهايت در كانون اصلاح و تربيت به عنوان معلم حرفه و فن به آموزش نوجوانان بزهكار مشغول شد.

ضرغام آهنگر در ادامه روايت زندگي شهيد عبدالله آهنگر مي‌گويد: پس از مدتي عبدالله به روستا بازگشت اما به فعاليت‌هاي سياسي خود ادامه داد. پس از ازدواج در روستا با پدر همسرش كه از فعالان انقلابي بود، همراه شد و از سال 1354 تا 1357به مبارزات خود ادامه داد. شهيد آهنگر يكي از فعالان فراري دادن سربازان از سربازخانه‌ها بود و با كمك او تعداد زيادي از سربازان توانستند فرار كنند. در جريان انقلاب، او و همرزمانش به كمك مردم، در تصرف پادگان عشرت‌آباد و تخليه اسلحه‌خانه‌ها شركت داشتند. روز 12 بهمن ماه 1357 نيز از جمله كساني بود كه مسئوليت حفاظت از امام و امنيت و نظم شهر را عهده‌دار بودند. بعد از پيروزي انقلاب به كميته انقلاب اسلامي پيوست و از فرمانده‌هاي اين كميته شد.

همرزم شهيد آهنگر در بخش پاياني روايت خود از حضور عبدالله در جبهه‌ها مي‌گويد: از سال 1360 كه عبدالله به جبهه رفت، در بسياري از عمليات‌ها شركت داشت تا اينكه در 9 بهمن ماه سال 1365 به دليل اصابت تركش خمپاره به بيمارستان منتقل شد، اما جراحي‌هاي مكرر نتوانست جسم و روح بي‌قرار و عاشق شهادتش را التيام بخشيد و سرانجام در سالروز طلوع فجر انقلاب چون ستاره‌اي به آسمان شهادت پرواز كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار