يكي از عمده مشكلاتي كه در زمينه جوانان بهويژه دانشجويان وجود دارد اين است كه آنها وقت ندارند تخصصهاي لازم را براي زندگي كسب كنند. در دانشگاهها نيز اهتمامي در اين زمينه وجود ندارد. امروزه براي دانشجويان ما بيشتر خود ازدواج مهم است و به ماندگاري يك زندگي اهميتي نميدهند، بنده به آنها عرض ميكنم كه 10 درصد مسئله اين است كه شما به هم برسيد ولي 90 درصد زندگي اين است كه بتوانيد روي يك عشق پايدار سرمايهگذاري كنيد. متأسفانه تعداد زيادي از كساني كه درجامعه ما با مشكل مواجه هستند قشر تحصيلكردهاند. بالاي 70 درصد از طلاقهاي ما به تحصيلكردهها مربوط ميشود، بنابراين اصليترين مشكل اين است كه دانشجويان ما اصلاً وقت ندارند براي بخشهاي اخلاقي، ديني و عقلاني وقت بگذارند و چون شخصيت انسان به رشد اين موضوعات در كنار هم نياز دارد آنها را دچار مشكل ميكند.
اگر در حال حاضر از يك جوان دانشجو بپرسيد آرزويش چيست برايش خيلي مهم است كه حتماً جايي درس خوانده باشد و حتماً جايي كار كند ولي اينكه چه محتوايي داشته باشد فرقي نميكند و اين باعث شده ما بيشترين آسيب را ببينيم. تحصيلات نوعي غرور ميآورد و فكر ميكنند اگر در رشتهاي در فلان دانشگاه درس خواندهاند ديگر احساس نياز به اين آموزشها ندارند و ميتوانند بهترين انتخابها را داشته باشند. در صورتي كه كسب مهارتهاي زندگي موضوع مهمي است كه آنها بايد از زمان دانشجويي به آن توجه كنند و بهتر است شروع اين اتفاق توسط مسئولان دانشگاهها انجام شود.
پس ضروري است كه دانشجويان در كنار تحصيل به موضوع مهارتهاي زندگي نيز توجه كرده و براي همه بخشهاي زندگي شان وقت بگذارند؛ چراكه يك دانشجوي موفق بايد راههاي يك زندگي موفق را نيز بياموزد.