فرماندهي مركزي ارتش امريكا خبر از يك عمليات گسترده نظامي در بهار آينده و براي آزادسازي شهر موصل داده است. قرار است 12 گردان متشكل از 20 تا 25 هزار نيروي نظامي عراقي شامل ارتش، پيشمرگههاي كرد، شبهنظاميان شيعه، نيروهاي محلي و عشايري در اين عمليات شركت كنند و امريكا به همراه ائتلاف نظامي خود حمايت هوايي از اين نيروها را انجام ميدهد كه به غير از موصل، ديگر مناطق در دست داعش به ويژه شهر 800 هزار نفري فلوجه و شهركهاي اطراف شهر الرمادي در استان الانبار هم مورد حمله هوايي قرار بگيرند تا داعش فرصت بازيابي توان نظامي خود را نداشته باشد.
اين همه تدارك و آمادهسازي براي آزادي موصل يا سومين شهر بزرگ عراق در حالي صورت ميگيرد كه تخمين زده ميشود تعداد نيروي داعش در اين شهر حدود 1500 تا 2هزار نفر است و البته در ديگر مناطق هم تجمع نيروهاي داعش بيشتر از اين مقدار نيست و با توجه به اين واقعيت است كه ميتوان پرسيد اين همه تدارك فرماندهي مركزي ارتش امريكا براي چيست؟
وجه اول مسئله در صورت رسانهاي و تبليغاتي آن است. فرماندهي ارتش امريكا با اين تبليغات سعي ميكند تا در وهله نخست به مردم خود و بعد در نزد افكار عمومي نشان بدهد كه برنامهاي منظم، پيچيده و گسترده براي مبارزه با داعش طراحي كرده كه البته با توجه به ابعاد نظامي آن نياز به زمان زيادي هم هست چنانكه مدعي شده عمليات آزادسازي موصل چيزي قريب به سه ماه طول خواهد كشيد. روشن است كه اين فرماندهي توضيح نميدهد كه چرا براي شكست حداكثر 2 هزار نيروي داعشي، بايد اين همه نيرو و امكانات نظامي آن هم براي سه ماه درگير باشند چراكه توضيح اين نكته واضح و روشن اهداف رسانهاي- تبليغاتي مورد نظر امريكا را تخريب ميكند و روشن ميشود كه امريكا براي شكست يك تعداد كم تا چه حد سر و صدايي كر كننده به راه انداخته است.
نكته ديگر در اهداف واقعي امريكا در حمله به موصل و ديگر مناطق عراقي در دست داعش است؛ آيا امريكا در واقع ميخواهد داعش را در عراق شكست داده و بساط اين گروه تروريستي حداقل در اين كشور را جمع كند؟ نميتوان شك كرد كه قصد امريكا از اين عمليات آزاد كردن موصل نيست بلكه برعكس، امريكا تمام تلاش خود را ميكند تا اين شهر را در بهار آينده از دست داعش آزاد كند به اين دليل كه واشنگتن دستكم براي افكار عمومي داخلي خود نياز به يك موفقيت چشمگير در برابر داعش دارد. بيش از پنج ماه است كه ائتلاف عليه داعش به رهبري امريكا تشكيل شده و اين برنامه به غير از موضوع كوباني نتوانسته در عمل دستاوردي داشته باشد.
از اين جهت، امريكا نياز به يك پيروزي چشمگير در برابر داعش دارد تا در نزد افكار عمومي خود هم تشكيل و رهبري ائتلاف را توجيه كند و مهمترين از اين، شكستي بزرگ بر گروهي را به نمايش بگذارد كه سر چند شهروند امريكايي را بريده است. آزادسازي موصل اين نمايش را ممكن ميكند و كاخ سفيد با اين موفقيت ميتواند در نزد افكار عمومي خود نمايشي از پيروزي بر اين گروه تروريستي به راه بيندازد اما جداي از اين به نظر نميرسد كه كاخ سفيد هدف اساسي از نابودي داعش در عراق داشته باشد چراكه وجود اين گروه براي تداوم حضور نظامي امريكا در عراق لازم است و اين چيزي است كه كاخ سفيد در مقطع فعلي مد نظر دارد. بايد توجه داشت كه امريكا در حال حاضر و به بهانه آموزش نيروهاي ارتش و پيشمرگههاي كرد در عراق حضور نظامي دارد و به نظر نميرسد كه بخواهد اين نحو حضور نظامي را حداقل در كوتاه مدت از دست بدهد چراكه اين فرصتي براي امريكا براي نظارت بر سازماندهي نظامي عراق و البته فرصتي طلايي در جهت كنترل نظامي و حتي امنيتي اين كشور است.
بنابر اين، موضوع آزادسازي موصل را در برنامه كاري امريكا در عراق را نبايد معادل شكست و نابودي داعش در اين كشور دانست بلكه تنها مقطعي است براي اهداف داخلي امريكا و افكار عمومي آن و از جهت ديگر، مرحلهاي براي كنترل بيشتر بر نيروهاي نظامي عراقي است.
اين كنترل بعد از آزادسازي موصل توجيهي پيدا ميكند چراكه مدت زمان طولاني همين عمليات در حد سه ماه به معناي آن است كه فرماندهي ارتش امريكا قصد دارد هر مرحله از اين عمليات تحت كنترل خود داشته باشد و در عمل مبدل به نقش ستاد اصلي عمليات در عراق بشود. از آن جهت كه هم كاخ سفيد و هم مقامات نظامي امريكا تأكيد بر فرايند طولاني مبارزه با داعش داشتهاند، اين نحو برنامهريزي و نقش آزادسازي موصل در آن به اين معنا است كه امريكا در نظر دارد اين فرايند به نحوي باشد كه مرحله به مرحله در ساختار نظامي عراق نفوذ و تسلط باشد كه در طي عملياتهاي متوالي نظامي به دست ميآيد. بنابر اين، اصل مسئله داعش در عراق تا آزادسازي موصل و ديگر مناطق تحت كنترل داعش مبدل به سرفصلهايي از برنامه طولانيمدت امريكا براي تسلط و كنترل نظامي- امنيتي عراق شدهاند.