
«اعتراف ضرغامي»، «ناديده گرفتن يك جناح سياسي از اهداف صداوسيما بود»، «ضرغامي: ناديده گرفتن حقوق يا جناح سياسي هدف صداوسيما بود»، «پاسخ ضرغامي به ناديده گرفتن يك جناح سياسي: اين مسئله از اهداف صداوسيما بود» و «ضرغامي جيك مان را درآورد» تنها بخشي از تيترهاي روزنامههاي جريان تجديدنظرطلبان در روز چهارشنبه است.
مرور اين تيترها بهخوبي نشان ميدهد كه رسانههاي وابسته به اين طيف بار ديگر به بهانه عملكرد رئيس پيشين صداوسيما به اين نهاد حمله كرده و اين نهاد را متهم به سياسيكاري و برخورد دوگانه با جناحهاي سياسي در كشور نموده است. آرمان از جمله اين روزنامهها بود كه در مطلبي با تيتر «ناديده گرفتن يك جناح سياسي بر اساس اهداف سازمان صداوسيما بود» نوشته: «ناديده گرفتن يك جناح سياسي بر اساس اهداف سازمان صداوسيما بود». اين جمله نه از يك عضو جبهه پايداري يا نه حتي يك اصولگراي دوآتشه است. بعيد بود كه چند ماه پس از تغيير رياست سازمان صداوسيما، عزتالله ضرغامي بخواهد اينگونه دليل كمتوجهي اين رسانه به يك جناح سياسي را توصيف كند و بگويد هدف رسانه ملي، كشيدن خط قرمز به دور يك جريان سياسي است.
اين روزنامه در ادامه تلاش ميكند ضرغامي را به صورت ضمني به دروغگويي متهم كرده و وي را به جناحي عمل كردن متهم نماييد: اظهارات روز گذشته ضرغامي با آنچه او در دوره حضورش بر كرسي رياست سازمان صداوسيما گفته بود، تفاوت آشكاري دارد. چنانكه در خرداد امسال با اشاره به سياست بيطرفي رسانه ملي و فراهم كردن فرصت عادلانه براي همه نامزدها گفت: «در نظرسنجي ملي ديگري كه از مراكز استانها، شهرستانها و روستاها صورت گرفت 85/1 درصد مخاطبان اعلام كردند صدا و سيما در ارائه برنامه انتخاباتي كاملاً بيطرف بوده است. اين اعتماد سرمايه بزرگي براي صداوسيماست كه با تلاش متعهدانه همكاران رسانه ملي در همه بخشها به دست آمده است».
آرمان همچنين در ادامه به سخنان برخي از شخصيتهاي خود در اين باره هم اشاره ميكند كه ضرغامي عادلانه رفتار نكرده است: البته اصلاحطلبان هم در مقطعي متوجه رويكرد ضرغامي در صداوسيما شده بودند، چنانكه موسويلاري در ۲۶ آبان سال ۸۵ گفته بود: «آقاي ضرغامي بايد تكليف خود را روشن كند، وي بايد مشخص كند كه چرا در انعكاس اخبار هميشه به دنبال انداختن تفرقه در يك جريان است، آقاي ضرغامي بايد با رسانههاي ديگري كه در اختيار دارد مثل جامجم و ديگر رسانهها نيز تكليف خود را مشخص كند».
ديگر روزنامههاي وابسته به اين دسته سياسي به مانند آرمان تلاش كردند تا به بهانه بازخواني عملكرد ضرغامي به اين نهاد انقلابي حمله كرده و آن را متهم به اصلاحطلبستيزي نمايند؛ اين در حالي بود كه عيسيبخشي رئيس دفتر رئيس سابق صدا و سيما خبر روزنامههاي تجديدنظرطلب را تكذيب كرد و در گفتوگو با فارس گفت: باور و عملكرد آقاي ضرغامي همواره حاكي از احترام و توجه به همه سلايق سياسي درون نظام بوده است. وي ادامه داد: حركت بر اساس اهداف سازماني از جمله حفظ استقلال و بيطرفي در همه عرصهها موضوعي است كه همواره مورد تأكيد و توجه رسانه ملي بوده و هست.
بخشي همچنين تصريح ميكند: تنظيم مصاحبههاي انحرافي و ناشيانه بر اساس يك خبر كذب نيز از جمله حركتهاي جناحي و غيرحرفهاي اين نشريات است كه براي مخاطب خود كمترين آگاهي و شعور را قائل نيستند. تكذيب تيتر يك روزنامههاي زنجيرهاي در روز چهارشنبه در حالي بود كه بارها اين اتفاق افتاده بود كه رسانههاي وابسته به اين جناح، خبري را درج كنند كه نهايتاً از سوي افراد يا جريانات سياسي تكذيب شود و اصل آن زير سؤال برود كه يكي از نمونههاي آن خبري بود كه ماه گذشته از سوي برخي از رسانههاي اين طيف رسانهاي شد.
خبر اين بود كه ضرغامي ديداري با اعضاي ائتلاف سوم تير داشته و در آن مباحث انتخاباتي مطرح شده است. پس از انتشار اين خبر بود كه عيسيبخشي رئيس دفتر عزتالله ضرغامي بار ديگر واكنش نشان داد و گفت: آقاي ضرغامي هيچگونه ملاقات انتخاباتي با هيچ گروهي نداشته و خبر برخي رسانهها در اين زمينه تكذيب ميشود.
حملات مواج عليه رئيس جديد رسانه مليهر چند كه تخريب وجهه صداوسيما و زدودن اعتماد عمومي از اين نهاد در طول سالهاي اخير يكي از تاكتيكهاي مهم اين جريان به شمار ميآيد اما اين نكته را هم نبايد فراموش كنيم كه روي كار آمدن سرافراز رئيس جديد صداوسيما بار ديگر حمله به اين نهاد را وارد فاز ديگري كرد. اين حركت كه ميتوان از آن به عنوان «پروژه» فشار رسانههاي اصلاحطلب بر رياست جديد صداوسيما ياد كرد، در همان روز بعد از مراسم توديع و معارفه رئيس قديم و جديد شكل بيروني به خود گرفت به طوري كه رسانههاي زنجيرهاي يادداشتها و مصاحبههاي متعددي در اين راستا منتشر كردند. هفتهنامه صدا با انتشار مصاحبههايي با جواد اطاعت و احمد شيرزاد به نقد و تخريب عملكرد رسانه ملي پرداخت. احمد شيرزاد از جمله نمايندههاي مجلس ششم و از اعضاي شوراي مركزي جبهه منحله مشاركت در گفتوگو با اين هفتهنامه ميگويد: «امروز وقتي راديو و تلويزيون را روشن ميكنيم. انگار دولت آقاي روحاني از 3 هزار سال پيش سر كار بوده است.» اين فعال اصلاحطلب در ادامه عنوان ميكند: «صداوسيما به گونهاي طرح مسئله ميكند كه دولت روحاني را به دليل پاسخ ندادن به خواست مردم، تخريب كند.»
جواد اطاعت نيز كه از فعالان اصلاحطلب است و سابقه حضور در شوراي مركزي حزب اعتماد ملي و همچنين حضور در بنياد باران را در كارنامه سياسي خود دارد، در گفتوگو با «صدا» به نقد صداوسيما ميپردازد و با القاي اين موضوع كه صداوسيما امكان دفاع به دولتمردان را نميدهد، ميگويد: «متأسفانه صداوسيما يا با دولت زاويه دارد يا به صورت غيرعلمي به مسائل دولت ميپردازد. در كشوري مثل ما كه تلويزيون رسانه عمومي است و صداوسيماي خصوصي وجود ندارد و از طرفي فرهنگ ديداري و شنيداري است، بايد امكان دفاع به حاميان دولت مستقر داده شود.» وي در ادامه تأكيد ميكند: «آناليز برنامههاي صداوسيما حاكي از آن است كه تريبونهاي تأثيرگذار در اختيار منتقدان و مخالفان دولت است.»
روزنامه مردمسالاري نيز در صفحه سياسي به نقل از عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي هم مينويسد:«متأسفانه فقط يك جناح بر صداوسيما حاكم است و ديگر گروهها و جناحها حتي نميتوانند در اين رسانه از خود دفاع كنند و حتي شرايط براي دفاع از دولت به شكل مساوي فراهم نيست.»
يك سال و نيم تلاش براي بياعتماد كردن مردم به رسانه مليهمانطور كه اشاره شد، حمله به صداوسيما به عنوان يكي از بازوهاي نظام طي سالهاي اخير بارها مورد توجه جماعت تجديدنظرطلب قرار گرفته است اما در طول يك سال و نيم اخير و قبل از روي كارآمدن آقاي سرافراز هم شكلي جدي به خود گرفته بود. بهطوري كه با رصد و مرور برخي از روزنامهها در اين بازه زماني ميتوان بهخوبي مشاهده كرد طي اين مدت شخصيتها و رسانههاي وابسته به اين طيف تلاش بسياري كردهاند تا بتوانند اقدامات رسانه ملي را نزد جامعه نامناسب و غيرقابل توجيه جلوه دهند. آن هم به همان سبك و سياق دوران هشت ساله حاكميت كه تلاش داشتند در مقاطعي رسانه ملي را سيبل تهاجمات خود قرار دهند. بخشي از اين اقدامات يك ساله را ميتوان اينگونه عنوان كرد:
1 - حمله به رسانه ملي را روزنامه آسمان پنجشنبه 24 بهمن در گزارشي تحت عنوان«حاشيههاي پررنگتر از متن در قاب تلويزيون» شروع كرد. اين روزنامه ضمن بررسي جهتدار كارنامه شرايط صدا و سيما عزتالله ضرغامي رئيس اين سازمان را مورد هجمه سياسي قرار داد و نوشت: آخرين ماههاي حضور عزتالله ضرغامي در جامجم گويا بيش از تمامي سالهاي حضور وي در صدا و سيما، حرف و حديث به همراه دارد. مردي كه جايگزين علي لاريجاني شد و نه تنها سبك و سياق مدير پيشين را پي گرفت بلكه بر وجوه سياسي خاص و حمايت از طيف و جناحي كه خاستگاه سياسي مشتركي با آنان داشت، شيب فزايندهتري داد... اين سازمان نيازي به حسابرسي ندارد را نميپذيريم. حال بايد ديد در دور تازه انتقادات چقدر براي شفافسازي عملكردهاي اين سازمان اقدام خواهد شد.
2- روزنامههاي زنجيرهاي همچنين ارديبهشتماه امسال حملات تند حسامالدين آشنا مشاور حسن روحاني را تيتر زدند و از قول وي نوشتهاند: اين سازمان به جز بودجه رسمي خود، مبلغ سنگيني معادل همان بودجه را از دولت درخواست كرده است. وي پيكان حملات را به سمت شخص ضرغامي گرفته و گفته است كه «از نگاه رئيس سازمان صدا و سيما شوراي نظارت بر اين سازمان جلسهاي تشريفاتي است كه هر دو هفته يك بار براي گپ زدن و گعده كردن تشكيل ميشود. انگار اين شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما نيست، شوراي نظارت صدا و سيما بر رئيسجمهور است.»
3 - محمد هاشمي، برادر هاشمي و رئيس سابق اين سازمان هم از قافله جا نمانده و اظهار ميكند: «در شرايط فعلي صدا و سيما از چارچوبهاي محوري كه امام تعريف كردند در بخشي از برنامهها خارج شده است.»
4 - در ادامه اين حملات محمدجواد ظريف نيز خردادماه امسال، مطلب سايت باشگاه خبرنگاران وابسته به سازمان صداوسيما را بهانهاي براي حمله به اين سازمان در صفحه فيسبوك خود با ادبيات خاصي قرار داده است.
هدف از حمله چيست؟مقام معظم رهبري در سال 1383 و در جمع دانشجويان چند عرصه را به عنوان محلهاي فشار دشمن برشمردند كه «از كار انداختن بازوهاي توانمند نظام» از جمله اين موارد ميباشد كه ميتواند در نهادهاي مانند سپاه، شوراي نگهبان، صدا و سيما قوه قضائيه صورت عيني به خود بگيرد. تجديدنظرطلبان همواره تلاش كردند با دوگانه نهادهاي حاكميتي- مدني، نهادهاي مؤثر نظام را در افكار عمومي بياعتبار نمايند و اين پروسه همانطور كه گفته شد، همچنان ادامه دارد.
در ايام هشت ساله حاكميتي اين جريان بر قوه مجريه هم بدبين كردن مردم نسبت به رأس و بدنه نظام اسلامي در قالب «مشروعيتزدايي از شوراي نگهبان»، «تخريب سپاه و بسيج»، «حمله به صداوسيما» و «هجمه به عملكرد قوه قضائيه» عملياتي ميشد كه هدف از آن را سعيد حجاريان، مشاور عالي سياسي رئيسجمهور اصلاحات، چنين بيان ميكند: «در كشور ما نمايشنامهاي در حال اجراست كه سه پرده دارد و الان دو پرده از آن اجرا شده است. پرده اول، قضيه قتلهاي محفلي بود، پرده دوم آن، حادثه كوي دانشگاه بود و پرده سوم در راه است. پرده سوم چيزي شبيه كودتاست، در قضيه اول بستر و ميزبان وزارت اطلاعات بود. در دومي تحت پوشش نيروي انتظامي يك محفل شكل گرفت. پرده سوم در سپاه انجام ميشود... در پرده اول تمام دگرانديشان، روشنفكران با نظام پدركشتگي پيدا كردند و مشروعيت نظام در پيش آنها به صفر رسيد. در پرده دوم [كوي دانشگاه 18 تير] تمام دانشجويان يا حداقل قسمت اعظم آنها از نظام جدا شدند. در پرده سوم تمام مردم از نظام جدا خواهند شد و مردم اعتمادشان از بين خواهد رفت... در پرده سوم هدف اسقاط و براندازي كل نظام است.» (روزنامه صبح امروز، 17 فروردين ماه 1387 ص11)
وي همچنين بعد از غائله قتلهاي زنجيرهاي نهادهاي مورد توجه براي تخريب را اينگونه اعلام ميكند: «بعد از وزارت اطلاعات، سراغ سپاه و نيروي انتظامي و صداوسيما برويم. ساختار فعلي اين دو نيرو، آنها را مانعي بر سر راه توسعه سياسي تبديل كرده است.» (روزنامه صبح امروز، 20 بهمن 1377)
با مشاهده تاكتيكهاي رسانهاي جماعت تجديدنظرطلب در طول يك سال ونيم اخير هم ميتوان پي برد كه دقيقاً همين اهداف از سوي رسانههاي زنجيرهاي در مواجهه با نظام و رسانه ملي دنبال ميشود. به هر روي تمركز روزنامههاي زنجيرهاي روي خبري كه از سوي رئيس دفتر ضرغامي هم تكذيب شد نخست بياعتماد كردن مردم به اخبار و برنامههاي صداوسيما و در نهايت نظام بوده و در مرحله ديگر مظلومنمايي جريان متبوع و ايجاد مقبوليت سياسي كاذب در بين جامعه است.