سيد احمد عدل پسر بزرگ اين خانواده كه خود سابقه حضور در جبهههاي جنگ را دارد در خصوص حضور پسران خانواده عدل در جبهههاي جنگ ميگويد: غير از بنده، برادر كوچكترم سيد حميد جانباز است و سيد امير ديگر برادرمان سه سال سابقه حضور در جبهه را دارد و شهيد سيد علي اكبر هم كه جزو نيروهاي تخريب بود، 37 ماه سابقه جبهه داشت.
عدل در پاسخ به اين سؤال كه چطور ميشود اقشاري از مردم با تمام وجود در مسير حراست از نظام اسلامي پاي در ميدانهاي جنگ ميگذاشتند، ميگويد: همان طور كه امام خميني(ره)فرمودند، انقلاب ما انقلاب مستضعفان و پابرهنگان است، خود اين قشر مستضعف كه دل در گرو نظام اسلامي داشتند و دلسوخته راه خميني كبير بودند، احساس مسئوليت كردند تا نظام نوپاي اسلامي را حمايت كنند. بنابراين غالبا خانوادههاي مذهبي و اقشار متوسط و رو به پايين جامعه در جبهههاي جنگ شركت ميكردند.
اين رزمنده دفاع مقدس كه با وجود همسر و سه فرزند در جبههها حضور يافته بود، درباره انگيزههاي اين حضور ميگويد: من همان زمان فكر ميكردم چندين هزار سال از عمر بشر ميگذرد و همگي يك روز خواهيم مرد. پس چه بهتر كه بالاترين نوع مرگها را كه شهادت و مردانه مردن است انتخاب كنيم؛ بنابراين به نظر من آن زمان هركسي كه نداي امام حسين(ع) را در دل داشت، راه جنگيدن با متجاوزان به كشورمان را در پيش ميگرفت.
وي ادامه ميدهد: شهيد آويني ميگويد در عالم رازي است كه جز با بهاي خون فاش نميشود، بنابراين وقتي كه نداي عاشورايي امامخميني(ره) در دوران دفاع مقدس شنيده شد. كساني كه عشق به سرور و سالار شهيدان را در دل نهفته داشتند، مسير جانبازي و ايثار را انتخاب كردند و همين پايه اصلي نگرش خانوادههايي بود كه حتي اگر چند فرزندشان هم در جبهه حضور داشت، باز فرزندان ديگرشان را به جبهه اعزام ميكردند و اين مسير هرچند سختيهايي داشت، اما تحمل ميكردند و كار را پيش ميبردند.
سيداحمد عدل در خصوص جانبازي برادر شهيدش و تحمل مشكلات ناشي از آن ميگويد: سيدعلي اكبر سال 63 جانباز قطع نخاعي شد. ايشان تا زمان شهادتشان در بهمن ماه 1392 حدود 29 سال روي تخت خوابيد و پدر و مادرم و به نوعي همگي ما از ايشان پرستاري كرديم. مادرم مرحومه سيده فاطمه اسدي در دوران جنگ با وجود حضور هر چهار فرزندش در جبههها سختيهاي بسياري كشيد. دائما چشم انتظار بود تا فرزندانش از جبهه برگردند و وقتي كه علياكبر مجروح شد، او 27 سال پرستاري برادر جانبازم را كرد و چه كسي است كه مجاهدتهاي خاموش اين مادران را ناديده بگيرد. پدرم مرحوم سيدعلي عدل هم كه سال 1376 فوت شد، تا زنده بود خدمت به برادر جانبازمان را نوعي جهاد ميدانست و تا آخر عمر نيز برسر اين عهده و پيمان ماند.