يادمان باشد نواي «كربلا كربلا ما داريم ميآييم» يكي از مشهورترين و متداولترين اشعاري بود كه با ضرباهنگي زيبا و دلنشين ورد زبان رزمندگاني ميشد كه هرچند بسياريشان ميدانستند هرگز با جسم مادي به چند كيلومتري حرم آقا هم نميرسند، اما اين نوا را ورد كلام ميساختند تا مگر ذرهاي از شوق درونيشان را تسلي بخشند. يادمان باشد جمله «زيارت كربلا نصيبمان بگردان» فرازي هميشگي و ثابت از دعاهايي بود كه همواره رزمندگان در پس تمامي نمازهاي جماعت با صداي بلند و با حسرتي مثالزدني همنوايي ميكردند تا مگر همين دعاها فرجي باشد براي دست يافتن به حرم ارباب و مولايشان حسين(ع).
يادمان باشد شوق زيارت كربلا در وصيتنامه بسياري از شهدا واژهاي جاوداني شده بود كه خبر از عشقي عميق ميان حسين(ع) و اصحاب عاشورايياش ميداد و چه خوش گفت شهيد محمدتقي پورباقري كه: اگر بعد از پيروزي اين جنگ به كربلاي حسيني رفتيد عوض من قبر شش گوشه امام حسين(ع) را زيارت نماييد و بگوييد كه در راه وي شهيد شدهام تا باشد كه با ايشان و ياران شهيدش محشور گردم و در قيامت شفيعمان گردد. يادمان باشد حالا كه فصل ظفر و پيروزي فرارسيده و با كمترين دغدغه و هزينه، چند صد هزار ايراني بدون گذرنامه و ويزا به حرم حسين(ع) مشرف ميشوند، تمامي اينها تنها ذرهاي از زحمات انسانهايي است كه بسياري از آنها در حسرت ديدار گنبد و بارگاه سيدالشهدا(ع) روي خاكهاي تفتيده جنوب و غرب كشورمان به خون غلتيدند.
يادمان باشد اگرچه بسياري از شهدا هرگز نتوانستند به زيارت قبر شش گوشه اباعبدالله الحسين(ع)مشرف شوند، اما به خوبي ميدانستند كربلا به رفتن نيست، به كربلايي شدن است و آنها با جاري ساختن خون سرخشان فرياد ميزدند كربلايي هستند اگرچه كربلا نرفته باشند؛ «كربلا به رفتن نيست، به شدن است؛ كه اگر به رفتن بود، شمر هم كربلايي ميشد.»
و يادمان باشد اين كلام شهيد آويني را كه گفته بود: «كربلا را تو مپندار شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نامها، كربلا حرم حق است و هيچ كس را جز ياران امام حسين (ع) راهي به سوي حقيقت نيست، كربلا ما را نيز در خيل كربلائيان بپذير...»