
روايت است فضاي بهشت فراخ است و جهنم با همه بزرگي تنگ، تفسير هم آوردهاند كه بهشتيان از فرط محبتي كه به هم دارند اگر جايشان تنگ هم باشد ملالي ندارند و برعكس جهنميها را در دشت بزرگي هم قرار دهي وجود يكديگر را از كيلومترها دورتر تحمل نميكنند. اخلاق حسنه رزمندگان در جنگ تحميلي هم از محيط جبههها با وجود همه خطرات و محدوديت و مشكلاتي كه داشت، بهشتي ساخته بود كه ستارگان زمينياش چون برادر يكديگر را دوست داشتند و عقد اخوتهايي كه به وفور بين رزمندگان خوانده ميشد، نشاني بر اين محبت قلبي است.
در واقع صيغه اخوت كه در حاشيه مفاتيحالجنان وجود دارد، سنتي حسنه از زمان رسول گرامي اسلام است كه طي آن مسلمانان دو به دو با يكديگر برادرخوانده ميشدند. مانند رسول گرامي اسلام(ص) و امام علي(ع) كه محبت اين دو بزرگوار نسبت به هم فراتر از هر وصف و سخني است. لذا رزمندگان كه در فضاي معنوي جبههها از اخلاق حسنه يكديگر تأثير ميپذيرفتند و چون برادر يكديگر را دوست داشتند، از اين سنت حسنه بسيار پيروي كرده و با يكديگر برادر ديني ميشدند.
رضا محمدي از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس در اين خصوص ميگويد: من با يكي از همرزمانم به نام شهريار خاطري صيغه اخوت خوانده بوديم. سه شرط هم براي برادران ديني وجود داشت كه ديدار با يكديگر، دعاي خير براي هم و ديگري شفاعت در آن دنيا اين سه شرط را شامل ميشدند. رعايت اين شروط در آن روزها چندان دشوار نبود؛ چراكه اغلب رزمندگان قلبا يكديگر را دوست داشتند و اگر شرط برادرخواندگي هم نبود، وقتي به مرخصي ميرفتيم، دلمان آن قدر براي برادرانمان تنگ ميشد كه تاب دوري جبههها را نداشتيم. از سوي ديگر اغلب بچهها اهل نماز شب بودند و در هنگام دعا براي چهل مومن يا مومنه حتماً برادرهاي ديني خود را لحاظ ميكردند و براي شرط سوم هم احتمال هر آن شهادت يكي از رزمندگان باعث ميشد تا اين شرط از اهميت ويژهاي برايمان برخوردار باشد و رعايتش هم دور از دسترس نباشد.
اين رزمنده دوران دفاع مقدس با بيان اينكه برخي از رزمندگان حتي با چهل رزمنده ديگر عقد اخوت ميخواندند، در خصوص بازار گرم اين برادرخواندگي قبل از عملياتها ميگويد: چون يكي از شروط عقد اخوت شفاعت از برادر ديني بود، وقتي كه به ايام پيش از شروع عمليات ميرسيديم، همه به دنبال گرفتن شفاعت از يكديگر بودند. در اين ميان عقد اخوت يكي از راههايي بود كه باعث ميشد گرفتن شفاعت از برادران ديني رد خور نداشته باشد و بنابراين بازار عقد اخوت در اين مواقع داغ ميشد.
محبت قلبي رزمندگان نسبت به يكديگر به عنوان اصلي كه در جاري شدن عقد اخوت تأثير زيادي داشته است، نكتهاي است كه رضا محمدي در توضيح آن ميگويد: اگر به عكسهاي دستهجمعي رزمندگان نگاهي بيندازيد، ميبينيد كه آنها بسيار به هم نزديك ميشدند و ابايي از حضور يكديگر نداشتند. خيلي از چادرها و سنگرها فضاي محدودي داشت، ولي محبت مؤمنين باعث ميشد كه هيچ وقت احساس تنگي فضا نكنيم. چنين احساسي نه ظاهري بلكه قلبي بود و بروز چنين حالاتي منجر به جاري شدن عقد اخوت ميشد. در واقع عقد اخوت مصداق بيروني محبت قلبي ما نسبت به يكديگر بود. آن روزها جبههها بوي بهشت موعودي را ميداد كه خدا به مؤمنان وعده داده است و ما در كنار بهشتياني نفس ميكشيديم و راه ميرفتيم كه حضور در كنارشان باعث شادي و شعف قلبيمان ميشد.