
يك ماه بعد از كسب مدال نقره رشته پرتاب وزنه بازيهاي آسيايي، در يكي از روزهاي پاييزي به دفتر روزنامه آمد، ساده و صميمي و خوش قول بود. ساعت 2 بعدازظهر قرارمان در دفتر روزنامه بود و او بعد از بازگشت از تمرين صبح ميهمانمان بود. اولين بانوي مدالآور تاريخ دووميداني ايران در بازيهاي آسيايي وقتي نام ايران را به زبان ميآورد با چنان تعصبي آن را ميگويد كه انگار متولد كشورمان است . تاتسيانا ايليوشچانكا ديروز و ليلا رجبي امروز از انتخاب ايران به واسطه ازدواجش با يك دووميداني كار ايراني پشيمان نيست. او سال 86 بعد از آشنايي با پيمان رجبي مليپوش دووميداني كشورمان در اردوي بلاروس، با او ازدواج كرد و پس از مسلمان شدن نامش را تغيير داد و براي زندگي به ايران آمد و تا امروز كه هفت سال از زندگياش در ايران ميگذرد براي تيم ملي دووميداني ايران در رقابتهاي مختلف آسيايي و المپيك مسابقه داده است. رجبي پيش از قبول تابعيت ايراني، براي كشور زادگاهش مقامهاي نايب قهرماني سال 2005پرتاب وزنه باشگاههاي اروپا در پرتغال و نفر چهارم جوانان جهان در جامائيكا را به دست آورده بود. رجبي سال 2009 در هجدهمين دوره رقابتهاي دووميداني قهرماني آسيا به ميزباني گوانگژو، اولين مدال ايران را گرفت و در پرتاب وزنه روي سكوي سوم ايستاد. رجبي همچنين در بازيهاي آسيايي داخل سالن 2009هانوي و قهرماني دووميداني داخل سالن آسيا 2010 تهران مدال طلا را براي تيم ايران به دست آورده است. رجبي نماينده ايران در رشته پرتاب وزنه در بازيهاي المپيك 2012هم لندن بود. نقره بازيهاي آسيايي 2014 در اينچئون هم آخرين مدالي است كه او براي ايران به ارمغان آورده است. با رجبي در يك ساعتي كه ميهمانمان بود از هر دري صحبت كرديم.
به هفت سال پيش برگرديم به آشناييتان با پيمان رجبي و ازدواج با او، اتفاقي كه باعث شد مسير زندگيتان عوض شود. آيا قبل از اين اتفاق درباره ايران شناختي داشتيد؟
در مدارس و كتابهاي تاريخ و جغرافيا درباره ايران چيزهايي خوانده بودم اما اطلاعاتم خيلي محدود بود.
خودتان بهتر ميدانيد كه در غرب تصوير سياهي از ايران ارائه ميشود، شما هم قبل از آمدن به ايران، چنين تصويري در ذهن داشتيد؟ تصوير كشوري كه مردمانش هنوز با شتر رفتوآمد ميكنند!
بله، چون زياد اطلاعات نداشتم. اما بعد از آنكه دنبال اطلاعات رفتم و تاريخ ايران را مطالعه كردم نظرم عوض شد. متأسفانه خيليها در غرب هستند كه فرق ايران با عراق و افغانستان را نميدانند. مثلاً بعضيها هنوز هم وقتي به بلاروس ميروم و از ايران حرف ميزنم فكر ميكنند ايران يك كشور جهان سومي است. فكر ميكنند زن هيچ حقوقي ندارد. اولين بار كه به بلاروس برگشتم به هيئت دووميداني استان زادگاهم رفتم، از من ميپرسيدند آنجا برده شدهام! در صورتي كه اينطور نيست. ورزشكاران بلاروسي كه به ايران ميآيند نظرشان عوض ميشود. چون ايران آن چيزي نيست كه فكر ميكردهاند. خيلي با آنها به خوبي رفتار ميشود و دوست دارند دوباره به ايران سفر كنند.
امروز ليلا رجبي بعد از هفت سال زندگي در ايران، ايران را چطور كشوري ميبيند؟
شايد به خاطر تحريم مشكلاتي در كشور وجود داشته باشد اما ايران با خيلي از كشورها فرق ميكند. در مجموع ايران كشور خوبي است الان هم در حالي در تهران زندگي ميكنم كه ابتداي آمدنم به ايران يك سال در بوشهر زندگي كردم. مردم خونگرمي داشت. با توجه به اينكه هواي خيلي گرمي داشت و امكاناتي براي ورزش خانمها وجود نداشت و من مجبور بودم پشت يك سالن تمرين كنم تصميم گرفتم به تهران بيايم. مردم ايران خيلي خوب هستند. مردم در خيابان وقتي من را ميبينند اظهار لطف دارند و به خاطر مدالم تبريك ميگويند و براي من در مسابقات آينده آرزوي موفقيت ميكنند. طبيعت ايران را هم خيلي دوست دارم. تمام شهرهاي ايران را نرفتهام اما شهرهايي كه رفتهام خيلي زيبا هستند. به اصفهان، شيراز، تبريز، اروميه و... سفر كردهام كه بين اين شهرها شيراز و اصفهان خيلي زيبا هستند.
حالا اگر بخواهيم مقايسهاي بين مردم ايران و بلاروس زادگاهتان انجام دهيد، چه پاسخي به ما ميدهيد؟
مردهاي ايراني نسبت به مردان بلاروسي بهتر و خانواده دوستتر هستند. رفتار مردم ايران گرمتر است اما همسرم به بلاروس ميرود ناراحت ميشود چون مردم آنجا رفتار متفاوت و سردي دارند اما در ايران اينطور نيست. مثلاً بيرون يا به سوپرماركت ميرويد همه سلام ميكنند، احوالپرسي ميكنند و برخورد گرمي با شما دارند.
زبان فارسي را هم خيلي خوب صحبت ميكنيد.
فارسي سريع ياد گرفتم و هر چه ميگذرد بهتر هم ميشود. مشكل من اين است كه چون همسرم روسي بلد نيست نميتواند خيلي از كلمات را براي من ترجمه كند. همسرم روسي را ميفهمد اما نميتواند خيلي خوب صحبت كند.
وقتي به بلاروس ميرويد حتماً رسانهها درباره ايران از شما ميپرسند؟
بله، من در پاسخ به آنها از ايران تعريف ميكنم، چون واقعاً تصويري كه از ايران در كشورهاي اروپايي نمايش داده ميشود واقعي نيست.
اين روشنگري براي بلاروسيها و ديگر خارجيها نشان ميدهد كه ليلا رجبي تعصب خاصي به ايران دارد؛ تعصبي كه در لباسهايي كه مسابقه هم ميدهيد كاملاً عيان است كه منقش به پرچم و حك شدن نام ايران به صورت بزرگ است و البته لاك ناخنهايتان در اينچئون كه به رنگ پرچم ايران بود!
دوست دارم پرچم ايران بيشتر باشد و نشان ايران بيشتر باشد. براي جلب توجه نيست، دوست دارم نام ايران همه جا باشد. لباسهايي كه به من ميدهند اندازه من نميشود و خودم لباس خودم را تهيه ميكنم. ميروم منيريه لباس تهيه ميكنم و برچسب ايران را به صورت بزرگ روي لباسهايم ميزنم. درباره رنگ لاك ناخنم در اينچئون هم بايد بگويم در اردوي بلاروس كه بودم اين ايده به ذهنم رسيد.
و صحبتتان با مردم ايران؟
تشكر ميكنم از همه مردمي كه قبل از مسابقات براي من دعا ميكردند و خوشحالم كه توانستم در بازيهاي آسيايي انتظار آنها را با گرفتن مدال برآورده كنم.
درباره حجاب و پوشش اسلامي كه انتخاب كردهايد صحبت كنيد.
من خيلي خوشحال هستم كه با حجاب ميتوانم در مسابقات قهرماني جهان شركت كنم. افتخار ميكنم يك ورزشكار مسلمان هستم كه با حجاب در مسابقات شركت ميكنم و با اين كار ميخواهم نشان دهم كه زن ميتواند ورزشكار باشد. در حالي كه برخي فكر ميكنند كه زن مسلمان حقوقي ندارد و هميشه در خانه است.
حجاب تأثيري در نتيجه رقابتتان ندارد؟به هر حال بقيه رقيبانتان حجاب ندارند و در ظاهر كار راحت تري براي پرتاب وزنه در مسابقات دارند.
در برخي مسابقات به خاطر گرما شايد برخي بگويند گرمازده ميشويم اما اينطور نيست كه داشتن حجاب روي نتيجه و عملكرد ما تأثيري داشته باشد. مثلاً بگويم اگر بيحجاب بودم طلا ميگرفتم اما اينطور نيست. درست است ورزشكاران ديگر شايد راحتتر پرتاب كنند اما من چون با حجاب تمرين ميكنم ديگر عادت كردهام و هيچ تأثيري روي ركوردم ندارد.
واكنش حريفانتان در مسابقات به حجابتان چيست؟
برايشان خيلي جالب است، ميگويند ما اگر جاي تو بوديم نميتوانستيم مسابقه دهيم و درست پرتاب كنيم.
ميخواهيم از امروز به روزهاي كودكيتان برگرديم، چه شد كه پرتاب وزنه را انتخاب كرديد؟
سيستم در بلاروس اينطور است كه مربيان در مدارس استعداديابي ميكنند. از دانشآموزان تستهاي ورزشي گرفته ميشد و چون من توانسته بودم بيشتر پرتاب كنم، براي دووميداني و رشته پرتاب وزنه انتخاب شدم. در بلاروس كه 10 ميليون جمعيت دارد، خيلي به ورزش اهميت ميدهند. در هر شهر يك مدرسه ورزش وجود دارد كه دانشآموزان با استعداد دعوت ميشوند و آنجا درس ميخوانند و تمرين ميكنند و اين دانشآموزان در مسابقات زيادي شركت كرده و به تيمهاي نوجوانان و در ادامه جوانان و بزرگسالان راه پيدا ميكنند.
خودتان هم علاقه داشتيد و فكر ميكرديد روزي پرتابگر وزنه شويد؟
اصلا فكر نميكردم كه روزي پرتابگر وزنه شوم. اولين مسابقهاي كه شركت كردم آخر شدم و اين باعث شد تا تمام سعيام را بكنم كه اول شوم.
آخر شدن در اولين مسابقه باعث نشد تغيير رشته دهيد؟
نه چون با آخر شدن تحقير شده بودم، ادامه دادم تا جبران كنم و در اين ورزش ماندگار شدم.
اولين مدالي كه گرفتيد يادتان است؟
در مسابقات قهرماني شهر طلا گرفتم و براي تيم شهرستان انتخاب شدم و در ادامه در مسابقات كشور سوم شدم و در كالج ورزش در پايتخت ادامه تحصيل دادم.
اگر به رشته دوو ميداني نميآمديد، به چه رشتهاي علاقه داشتيد؟
ورزش بوكس را دوست دارم اما اينكه بوكسور شوم نه ولي به اين رشته علاقه دارم.