کد خبر: 684555
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۳
كتاب «آخرين پست در كشيك هشتم» يادنامه‌اي براي شهيد شوشتري
«آخرين پست در كشيك هشتم» را عليرضا قرباني با همكاري انتشارات ستاره‌ها در سال 1389 به رشته تحرير درآورده يادنامه‌اي درباره شهيد شوشتري است كه جنبه‌هاي مختلف زندگي اين شهيد را از زبان همسر و فرزندانش مورد بررسي قرار مي‌دهد.
آرمان شريف

 

كتابي همانند كتاب‌هاي انتشارات روايت فتح كه به زندگي شهيدان از منظر همسرانشان مي‌پرداخت و دريچه‌اي نو و جديد را جلوي ديدگان خوانندگان باز مي‌كرد. اين كتاب 9 فصل دارد كه هر فصل به صورت مجزا به گوشه‌هايي از زندگي شهيد پرداخته است و اگر در يك فصل درباره زندگي خصوصي شهيد شوشتري مي‌خوانيم، در بخش بعدي زندگي نظامي او و فعاليت‌هايش در دوران دفاع مقدس را مرور مي‌كنيم. سردار شهيد شوشتري تقريبا در همه عمليات‌هاي بزرگ دفاع مقدس (غير از عمليات محرم) در منطقه جنگي حضور داشت و شجاعت و رشادتش باعث شد به فرماندهي لشكر5 نصر و قرارگاه نجف اشرف برگزيده شود. در ادامه نگاهي به دو فصل اول كتاب كه شامل زندگي شخصي و نظامي شهيد شوشتري مي‌شود، نگاهي مي‌اندازيم.

«طيبه ثابت» همسر شهيد شوشتري در اين كتاب در فصلي با نام «حيات طيبه» روايتگر لحظاتي است كه در كنار همراه شوهرش گذرانده است. ثابت به صورتي خيلي گذرا از نحوه آشنايي‌اش با نورعلي شوشتري و مراسم خواستگاري و عقد مي‌گويد تا زماني كه با هم ازدواج مي‌كنند و زندگي مشتركشان شروع مي‌شود. بيشتر توضيحات راوي و تمركز نويسنده به زمان پس از پيروزي انقلاب و دوران جنگ تحميلي باز مي‌گردد.

پس از مروري اجمالي بر دوران رزمندگي شهيد شوشتري، به مهرماه سال 1388 مي‌رسيم، سالي كه شهيد همراه ديگر همراهانش در سيستان و بلوچستان به درجه رفيع شهادت مي‌رسد.... سال 88 يك ماه قبل از شهادت به او گفتم: آقا نورعلي! من مريضم! من را پيش «آقا» مي‌بري؟ گفت: مي‌خواهي پيش آقا بروي چه بگويي؟ گفتم: بازنشستگي تو را از ايشان مي‌خواهم. گفت: همين يك مثقال آبرويي كه دارم را مي‌خواهي بريزي خانم؟... موقعي كه مي‌خواست به زاهدان برود، گفتم: من هم با شما مي‌آيم. گفت:نه! تا شما بيايي ما بازنشسته شده‌ايم...! در بخش‌هاي ديگري از اين فصل فرج‌الله و فاطمه، فرزندان شهيد از پدرشان و خاطراتي كه با هم داشتند، سخن گفته‌اند.

در فصل بعدي با عنوان «در قامت يك سردار» مطالبي از زندگي نظامي شهيد شوشتري، جايي كه همرزمانش سرلشكر سيدرحيم صفوي و منوچهر كهتري از زمان جنگ و حضور شهيد در عمليات‌هاي بزرگي مثل فتح‌المبين، بيت‌المقدس و رمضان در قامت فرمانده مي‌گويد: «... در عمليات كربلا 5 كه بيش از 20 شبانه‌روز طول كشيد، يك مرتبه فرماندهان را در كانالي در منطقه «پنج ضلعي» در شمال منطقه عملياتي كه عرضش كمتر از يك متر بود جمع كرديم تا براي ادامه عمليات تصميم‌گيري كنيم... من در اين كانال حتي يك بار نديدم كه سردار شوشتري سرش را پايين بياورد يا نگراني از اصابت گلوله و تركش داشته باشد...»

كتاب از لحاظ اينكه ابعاد گسترده‌اي از زندگي شهيد شوشتري را پوشش داده ارزشمند است ولي همين جامعيت سبب شده تا در هر فصل خيلي وارد جزئيات نشويم. مثلاً در فصل اول كه زندگي شهيد از منظر همسر و فرزندان گفته مي‌شود، نوعي شتابزدگي وجود دارد، در صورتي‌كه همين فصل به تنهايي مي‌تواند عنوان يك كتاب باشد. به هر صورت «آخرين پست در كشيك هشتم» اطلاعات خوبي درباره شهيد شوشتري به مخاطباني كه اطلاعات زيادي از شهيد ندارند، مي‌دهد.

«...‌اين شهيد عزيزمان، شهيد شوشتري واقعاً جزو عناصر پاكيزه سپاه بود. بنده ايشان را از نزديك مي‌شناختم و مي‌دانستم كه جزو انسان‌هاي مؤمن، پاك، سالم، صميمي، فعال، زحمتكش و حقيقتا مظهري از همين ارزش‌هايي بود كه متراكم مي‌شود و يك شهيد را به وجود مي‌آورد. در واقع، شهيد شوشتري خودش را به اين كنگره رساند و در اعداد شهدا قرار گرفت. خداوند ان‌شاءالله درجات ايشان را عالي كند و گوارا باد بر اين انسان مجاهد و مبارز اين پايان با ارزش. بعد از اينكه سال‌ها در جنگ بوده و تجربه‌هاي جنگ را از سرگذرانده و سالم از جنگ بيرون آمده، بالاخره شهادت نصيبش شد. اين خيلي ارزش بزرگي است. به خانواده ايشان و دوستان ايشان بايد تبريك و تسليت بگوييم...»

بخشي از پيام رهبر فرزانه انقلاب اسلامي دركنگره بزرگداشت شهداي خراسان

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار