به گزارش خبرنگار ما، تابستان سال 90 دختر جواني مأموران پليس اسلامشهر را از وقوع حادثه با خبر كرد. شاكي توضيح داد: مدتي قبل در يك ميهماني، در يكي از باغهاي دماوند با پسري به نام محمد كه دوستانش او را ممدخوشگله صدا ميكردند آشنا شدم. وقتي جشن تمام شد سوار ماشين او شدم تا مرا به خانهام برساند. همانجا بود كه متوجه شدم قمه بزرگي زير صندلي گذاشته است. علت را كه پرسيدم گفت قمه متعلق به يكي از دوستانش است و آن را امانت گرفته اما چند روز بعد وقتي درباره او تحقيق كردم، فهميدم كه محمد از مجرمان سابقهدار است كه پليس او را بارها بازداشت كردهاست. همانوقت بود كه تصميم گرفتم رابطهام را قطع كنم به خاطر همين وقتي تماس گرفت به تلفنهايش جواب ندادم اما مدام تماس ميگرفت به خاطر همين چندبار خطتلفنم را عوض كردم اما بار ديگر مزاحم ميشد و درخواست دوستي ميكرد.
وقتي با انكارهاي من مواجه شد يكي از دوستانم كه مهديه نام دارد به همراه نامزدش نيما را به سراغم فرستاد تا به خانه محمد برويم و با هم حرف بزنيم. محمد شرط كرده بود اگر به حرفهايش گوش بدهم ديگر مزاحم نميشود. من هم كه از مزاحمتهاي او خسته شده بودم به ناچار قبول كردم.
روز حادثه همراه مهديه و نامزدش به خانه محمد رفتم. وقتي واردشديم او ابتدا از ما پذيرايي كرد و بعد به بهانه انجام كاري خانه را ترك كرد تا اينكه ساعتي بعد در حالي كه قمه بزرگي در دست داشت به همراه چهار نفر از دوستانش وارد شد.
دو نفر از آنها حميدسياه و حميد تارزان از اوباش اسلامشهر بودند. محمد، نيما و مهديه را در يكي از اتاقها حبس كرد و گوشيهاي ما را گرفت. بعد مرا به اتاق ديگري برد و با تهديد قمه از دوستانش خواست به من تعرض كنند. من هرچه مقابل آنها مقاومت كردم فايدهاي نداشت. خواستم خودم را از پنجره اتاق به بيرون پرتاب كنم اما آنجا طبقه سوم بود و از ارتفاع ترسيدم. شاكي ادامه داد: بعد از آن محمد و دوستانش خواستند به مهديه تعرض كنند اما نيما مقابل آنها مقاومت كرد. بعد از بالا گرفتن مشاجره، محمد، نيما را به ضرب قمه مجروح كرد. بعد همه آنها ترسيدند و فرار كردند.
بعد از مطرح شدن شكايت، كارآگاهان پليس آگاهي از مهديه و نيما تحقيق كردند. آنها در بازجوييها حرفهاي شاكي را تأييد كردند. كارآگاهان سرانجام حميد سياه و حميد تارزان را بازداشت كردند. آنها در اولين بازجوييها به جرم خودشان اقرار كردند. در حالي كه ساير متهمان متواري بودند، پرونده براي رسيدگي به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. شاكي در ابتداي جلسه در جايگاه قرار گرفت و به تشريح حادثه پرداخت. اما دو متهم در جلسه دادگاه اظهارات خود را تغيير دادند و گفتند نقشي در ماجرا نداشتهاند. هيئت قضايي بعد از شور دو متهم را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و به تحمل شلاق محكوم كردند. با اعتراض شاكي به رأي دادگاه، پرونده در ديوان عالي كشور بررسي شد. قضات ديوان بعد از بررسي اوراق پرونده اعتراض شاكي را وارد دانسته و با نقض رأي دادگاه، پرونده براي رسيدگي دوباره روي ميز قضات شعبه 78 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. پس از آن به دستور قاضي حسين اصغرزاده، پرونده براي تحقيق درباره متهمان فراري در دادسرا بررسي شد. كارآگاهان در جريان تحقيقات متوجه شدند محمد و كامران، دو متهم ديگر پرونده در جريان يك سرقت مسلحانه بازداشت و به 15 سال حبس محكوم شدهاند اما آخرين عضو باند كه مهدي نام دارد همچنان متواري است. بنابراين دو متهم بعد از مواجهه حضوري با شاكي مورد تحقيق قرار گرفتند. بعد از كامل شدن تحقيقات، كامران، ممدخوشگله، حميد سياه و حميد تارزان مقابل هيئت قضايي پاي ميز محاكمه قرار گرفتند. در ابتداي جلسه به دستور قاضي اصغرزاده، شاكي در جايگاه قرار گرفت و حادثه سياه را شرح داد. پس از آن چهار متهم يك به يك در جايگاه قرار گرفتند و اظهارات خود را بيان كردند. هيئت قضايي بعد از پايان جلسه حميد سياه و حميد تارزان را مجرم تشخيص و رأي به اعدام آنها دادند و دو متهم ديگر از مجازات اعدام نجات پيدا كردند. پرونده چند روز قبل براي بررسي به ديوان عالي كشور فرستاده شد كه بعد از تأييد رأي، متهمان مجازات خواهند شد.