گروه دفاعی امنیتی دفاع پرس: ایالات متحده در اوایل دههٔ ۹۰ میلادی، با حمایت از گروههای تندرو در افغانستان، طالبان و سپس القاعده را شکل داده بود. آمریکاییها قصد داشتند با ایجاد مسیر ترانزیتی امن، جمهوری اسلامی را دور زده، حیطه نفوذ خود را به آسیای مرکزی و قفقاز گسترش داده و روسیه را نیز مهار کنند؛ اما برخلاف تصور آنان، القاعده به دشمنی بدل شد که هیچ راه کنترلی بر آن وجود نداشت. این اولین دخالت و همچنین نخستین اشتباه استراتژیک آمریکا در خاورمیانه نبوده و آخرین آن هم نیست.
در اوایل سال ۱۹۹۷ ویلیام کریستول و رابرت کاگان (از نومحافظهکاران پرنفوذ حزب جمهوریخواه) «طرح برای یک قرن آمریکایی جدید» Project for a New American Century) PNAC) را کلید زدند. این طرح مانیفست نومحافظهکاران آمریکایی است که راهبرد قرن جدید حوزهٔ دیپلماسی و امنیت ملی دولت آمریکا را تدوین میکند. در سپتامبر ۲۰۰۲ رئوس اصلی گزارش PNAC شالوده گزارش انتخاباتی جورج بوش بهعنوان «استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا» را تشکیل داد.
ایجاد «خاورمیانه جدید» یکی از طرحهایی است که در ذیل این پروژه تعریف تعریف شده است و «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه دولت «جورج دبلیو بوش» برای اولینبار از این اصطلاح در سال ۲۰۰۵ استفاده کرد.
یکسال بعد، «رالف پیترز» سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا که در رسانههایی همچون فاکسنیوز حضور پررنگی دارد، نقشهای را منتشر کرد که در آن خاورمیانه بهصورت تجزیه شده نشان داده شده است.
او معتقد است «طراحی دوباره مرزهای خاورمیانه» و «تجزیه خاورمیانه به کشورهای کوچکتر» و «تغییر مرزها»، همانگونه که در نقشه آورده شده است، راه حل اساسی مشکلات خاورمیانه معاصر خواهند بود.
هرچند مدتی بعد مقامات آمریکایی اظهار کردند نقشه طراحیشده سرهنگ پیترز، سیاست رسمی ایالات متحده نیست؛ اما به نظر میرسد این نقشه توسط مدیران و فرماندهان ارشد آمریکا و ناتو طراحی شده است و هدف از انتشار آن، آمادگی افکار عمومی برای وقوع تغییرات عظیم در خاورمیانه است.
تحلیلگران معتقدند با آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان در سال ۲۰۰۶، ایجاد خاورمیانه جدید کلید زده شد. «ایهود اولمرت» نیز با آغاز این تجاوز از عبارت «خاورمیانه جدید» استفاده کرد تا مهر تأییدی بر این موضوع باشد.
خاورمیانهٔ جدید یا خاورمیانه اسلام؟
درحالیکه آمریکا و غرب به دنبال ایجاد خاورمیانه (غرب آسیا) جدید به نفع رژیم صهیونیستی بودند، با ناکامی در جنگ ۳۳ روزه با حزبالله لبنان روبهرو شدند؛ از همین رو، دو سال بعد حمله به نواز غزه را آغاز کردند که پس از ۲۲ روز درگیری، این جریان مقاومت بود که پیروز نهایی این جنگ نابرابر شد.
پسازاین بود که مقام معظم رهبری نیز در دیدار شرکتکنندگان در افتتاحیهٔ همایش غزه در اسفند ۸۸، از «خاورمیانه جدید» سخن به میان آوردند. ایشان در این دیدار فرمودند: «شکی نیست که بر اساس حقایقی که خدای متعال تقدیر کرده است، خاورمیانهٔ جدید شکل خواهد گرفت. این خاورمیانه، خاورمیانهٔ اسلام خواهد بود.»
با توجه به ناکامی آمریکا در حمله به دو کشور افغانستان و عراق و همچنین شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در جنگهای ۳۳ روزه لبنان و ۲۲ روزه غزه، منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، دستخوش تغییرات گستردهای شد که «بیداری اسلامی» را نوید میداد.
با آغاز موج بیداری اسلامی، تلاشها برای انحراف این موج آغاز شد. کشورهای غربی که در رسیدن به اهداف خود در عراق و افغانستان ناکام مانده بودند، تلاش گستردهای را برای انحراف این موضوع چه در لفظ و چه در مضمون آغاز کردند. استفاده از عبارتهایی همچون «بهار عربی» اولین گام برای انحراف افکار عمومی از ماهیت انقلابهای مردمی مردم منطقه بود.
در قدم بعدی، سوریه ـ بهعنوان یکی از کشورهای اصلی محور مقاومت ـ با حمایت کشورهای غربی و عربی، هدف گروههای تروریستی قرار گرفت. با بایکوت خبری تظاهرات مردم کشورهایی همچون بحرین علیه نظام حاکم، سوریه به سیبل رسانههای غربی ـ عربی در دفاع از تروریستها تبدیل شد. با شکلگیری گروههای تندرو و تروریستی همچون النصره و داعش، خاورمیانه به سمت بحرانی پیش رفت تا نقشهٔ خاورمیانه جدید به نفع رژیم صهیونیستی تغییر یابد.
مرد شماره یک خاورمیانه
اما آنچه مانع تحقق رؤیای اسرائیل شد، استراتژی جریان مقاومت با محوریت جمهوری اسلامی بود. تحلیلگران نظامی و سیاسی دنیا معتقدند فرمانده اصلی محور مقاومت که توانست نهتنها سوریه را از فروپاشی نجات دهد، بلکه نقشهٔ خاورمیانهٔ جدید به نفع رژیم صهیونیستی را به رؤیایی دستنیافتنی بدل کند، کسی نیست جز فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر قاسم سلیمانی.
درحالیکه هنوز چند ماه از آغاز فعالیت تروریستهای تکفیری سوریه با حمایت علنی طرفهای خارجی نگذشته بود، «جک کین» ژنرال بازنشسته و از فرماندهان سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا و «رائول مارک گرشت» از مشاوران ارشد کنگره و دولت آمریکا، در جلسه رسمی کمیته امنیت سرزمینی مجلس نمایندگان آمریکا در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱ بهصراحت نمایندگان کنگره آمریکا را تحریک کردند تا دست به ترور مردم و مقامات ایرانی زده و همچنین قوانینی تصویب شود تا اینگونه اقدامات را توجیه کند. یکی از مقاماتی که ترور وی توصیه شده، سردار قاسم سلیمانی بود.
افسران نظامی و رسانههای غربی معتقدند فرمانده نیروی برونمرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور نامحسوس اما اثرگذار خود در کشورهای منطقه، سیاستهای غرب را خنثی کرده و راهبردهای جمهوری اسلامی را پیش برده است.
رسانههای مختلف دنیا، ناکامی ایالات متحده در عراق، حفظ حکومت بشار اسد در سوریه و هماکنون ساماندهی و حمله گروههای نظامی شیعی و پیشمرگهها علیه داعش را محصول سیاستهای قاسم سلیمانی میدانند و سالهاست اسم فرمانده نیروی قدس سپاه، پس از هر ناکامی غرب و موفقیت ایران در منطقه، در رسانهها پررنگ میشود.
اعتراف به ناکامی ژنرال آمریکایی در مقابل سردار ایرانی
نقش سردار سلیمانی در عراق را میتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ ابتدا ساماندهی نیروهای شیعه و تحلیل قوای نیروهای اشغالگر و در ادامه پیش بردن راهبردهای جمهوری اسلامی در این کشور. این موضوع را در اولین انتخابات پس از فروپاشی رژیم صدام در سال ۲۰۰۵ میتوان مشاهده کرد؛ جایی که «ایاد علاوی» بهعنوان نامزد موردنظر غرب، از تصدی پست نخستوزیری جا ماند.
رسانههای غربی خبرها و نقلقولهای گوناگونی را از ناکامی و هراس فرماندهان ارشد و سیاستمداران ایالات متحده در مواجهه با سردار سلیمانی منتشر کردهاند.
در زمان حضور نظامی آمریکا در عراق به فرماندهی ژنرال «دیوید پترائوس»، خبرهایی مبنی بر عبور و مرور سردار سلیمانی به منطقه سبز بغداد (جایی که سفارتخانههای غربی و عربی و ادارات و خانههای مقامات دولتی و اعضای پارلمان عراق در آن قرار دارد) منتشر میشد.
چندی بعد، پس از برکناری پترائوس از فرماندهی نیروهای نظامی ایالات متحده و همپیمانان این کشور در عراق، اندیشکده «هادسون» به نقل از نشریه صهیونیستی «تبلت مگزین»، در مقالهای با بیان اینکه «مقابله با ژنرال قاسم سلیمانی دغدغه اصلی پترائوس بود»، نوشت: پترائوس فهمید هدف تهران، عقب راندن آمریکا از خاورمیانه و خطرناکترین بازوی ایران، واحد برونمرزی سپاه قدس است که مغز متفکر آن فردی به نام ژنرال «قاسم سلیمانی» است. سلیمانی از دید پترائوس یک دشمن شخصی قلمداد میشد.
قدرتمندترین در خاورمیانه
پایگاه خبری «وترنز نیوز» نیز در توصیف سرلشکر سلیمانی با ذکر این نکته که مقامهای عالی پنتاگون از شنیدن نام سردار سلیمانی هراس دارند، به نقل از «جان ماگر» افسر سازمان سیا در عراق نوشته است: «سلیمانی قدرتمندترین نیروی اطلاعاتی در خاورمیانه است.»
نشریه آمریکایی «نیویورکر» نیز در گزارشی مشروح، به ابعاد قدرت و نقش سردار «قاسم سلیمانی» پرداخته است. در این گزارش به نقل از «جان ماگویر» افسر بازنشسته سازمان سیا آمده است: قاسم سلیمانی قدرتمندترین عامل در خاورمیانه است... اما کمتر کسی در مورد او چیزی شنیده است.
نویسنده این مقاله در ادامه آورده است: جاسوسان غربی جایگاه ویژهای برای سلیمانی قائل هستند. او برای آنها دشمنی منفور، اما تحسینبرانگیز است... زمانی که من در صحبتهایم با «مئیر داگان» رئیس سابق موساد نام سلیمانی را آوردم، او مکث طولانیای کرد. بعد با لحنی کلافه و کنایهآمیز گفت: «او دوست خیلی خوب ماست!»
نقش سردار سلیمانی در خروج رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان
نکتهٔ جالب این مقاله نشریه نیویورکر درباره نقش نیروی قدس سپاه پاسداران در پیروزی حزبالله لبنان در سال ۲۰۰۰ است.
نویسندهٔ این روزنامهٔ آمریکایی مینویسد: سلیمانی بعد از آنکه فرماندهی سپاه قدس را در اختیار گرفت، روابط خود با «عماد مغنیه» و «سیدحسن نصرالله» در حزبالله لبنان را تقویت کرد. در آن زمان نظامیان اسرائیلی ۱۶ سال بود که جنوب لبنان را اشغال کرده بودند. حزبالله مشتاق بود بتواند کنترل این منطقه را به دست بگیرد و به همین جهت سلیمانی عوامل سپاه قدس را برای کمک به آنجا اعزام کرد. نهایتاً در سال ۲۰۰۰ اسرائیل درنتیجه حملات خستگیناپذیر حزبالله از جنوب لبنان عقبنشینی کرد. این یک پیروزی سمبلیک برای شیعیان بود.
هشدار بیسابقه به مجریان خاورمیانه جدید
پس از حمله اخیر رژیم صهیونیستی به باریکه غزه، سردار سلیمانی در پیامی با هشدار به رژیم صهیونیستی و متحدانش، بر تداوم حمایت ایران از مقاومت در فلسطین تأکید کرد و گفت: خلع سلاح مقاومت در فلسطین خواب پریشانی است که تعبیر نمیشود.
این پیام بازتابهای زیادی در خارج از کشور داشت. روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال دراینباره از واهمه مقامات آمریکا و اسرائیل از تجهیز نظامی حماس توسط ایران و سخنان سردار سلیمانی خبر داد.
یک پیام برای تحول نقشه خاورمیانه
اما روزنامه «رأی الیوم» در تحلیل پیام فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، تأثیر این پیام را «تحول نقشه سیاسی و جغرافیایی خاورمیانه» عنوان کرد. این روزنامه عربی که در لندن منتشر میشود نوشت: نامهای که «سردار سلیمانی» برای مقاومت ارسال کرده بود، درواقع مژدهای برای عملی شدن یک طرح جدید در مواجهه با دشمن صهیونیستی است؛ بهطوری که نقشه سیاسی و جغرافیایی خاورمیانه را متحول خواهد کرد.
روزنامههای رژیم صهیونیستی نیز با بازتاب این پیام، واکنش نشان دادند. روزنامه «تایمز اسرائیل» با اشاره به اینکه سردار سلیمانی تأکید کرده، مقابله با دشمن صهیونیستی یک ضرورت است، نوشته: هرچند اخبار و تصاویر اندکی از سردار سلیمانی در رسانهها منتشر میشود، اما وی از چهرههای سرشناس امنیتی در منطقه غرب آسیا، شناخته شده و مشهور است.
داعش به مثابه یازده سپتامبری دیگر!
اما آنچه امروز نهتنها سوریه و عراق، بلکه کشورهای شمال غرب آفریقا (همچون لیبی، تونس، مغرب و...) را تهدید میکند، گروه تروریستی داعش است. ایالات متحده که زمانی در شرق ایران، القاعده را تجهیز کرده بود، امروز به حمایت مالی و تسلیحاتی تروریستهای داعش پرداخته است. اما برخلاف القاعده، آمریکاییها خیلی زود به اشتباه خود پی بردند. غرب که فکر میکرد با ارتباطات قوی فکری و عقیدتی که بین این گروه با علمای وهابی عربستان سعودی وجود دارد، میتوان به آنان اعتماد کرد، امروز متوجه اشتباه استراتژیک خود شده است. بهنحویکه باراک اوباما برای اولین بار در دهههای گذشته لب به اعتراف گشود و گفت: «برای اولین بار کاملاً مشخص است که مشکل پیش روی دولتهای سنی مذهب که بسیاری از آنها از متحدان آمریکا هستند، ایران یا موضوع شیعه و سنی نیست، بلکه افراطگرایی است که خود را به شکل داعش نشان داده و بزرگترین خطر پیش رو است.»
داعش به مثابه یازده سپتامبر دیگری است تا آمریکا و متحدانش همچنان بهانهای برای قشونکشی به کشورهای غرب آسیا داشته باشد. این روزها دوباره اوباما برای مبارزه با گروهی که خود آنها را پرورده، در تکاپو افتاده و جان کری با دورهگردی در کشورهای مختلف به دنبال یارگیری است. گویا هنوز بازی در عراق و سوریه تمام نشده و حالا که یمن نیز دستخوش تحولات گستردهای به رهبری شیعیان است، نباید حضور نظامی (و سیاسی، اقتصادی، امنیتی و...) در این منطقه کمرنگ شود تا همچنان از کورسوهای اجرای طرح خاورمیانه جدید، ناامید نشوند.
شایعهی کنار رفتن سردار سلیمانی از پرونده عراق
در حالی که این روزها روند درگیریها در عراق به نفع دولت عراق و نیروهای مردمی علیه داعش در جریان است، رسانههای وابسته به آل سعود در هفتههای اخیر به صورت گستردهای به این ادعا پرداختند که جمهوری اسلامی ایران، پرونده عراق را از سردار قاسم سلیمانی پس گرفته است.
روزنامه لبنانی السفیر در تحلیلی پیرامون این خبر نوشت: این خبرها در حالی منتشر میشود که روند درگیریها با دولت اسلامی عراق و شام نشان میدهد که این سخن کاملاً اشتباه است. همچنین تصاویر منتشرشده از سردار سلیمانی در حبهههای عراق بهویژه تصویر اخیری که در آمرلی منتشر شده، نشان از نادرستبودن این ادعاها دارد.
این مقاله افزوده است: پیشتر قاسم سلیمانی پرونده عراق را از ابتدا تا انتها در ابعاد راهبردی و تاکتیکی در اختیار داشت، اما حتی بر فرض صحت این قبیل اخبار، ایرانیها تصمیم مناسبی گرفتهاند و آن این است که این پرونده را به دو بخش تقسیم کنند؛ بخش سیاسی این پرونده را قرار شد شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور اداره کند و البته این دبیرخانه نیز در تصمیمگیریها، نظرات سیاسی سلیمانی را خواهند شنید. بخش میدانی این پرونده همچنان بهصورت مستقیم در دست سردار سلیمانی قرار دارد.
سعدالله زارعی کارشناس مسائل بینالملل نیز در گفتوگو با دفاع پرس در اینباره گفته است: سعودیها بسیار نگراناند که با شروع تحولات در یمن و احتمال افزایش مخالفتها در عربستان، پرونده عربستان به سردار سلیمانی واگذار شود و این نوع موضعگیریها در واقع نوعی پیشدستی برای سعودیها بهحساب میآید.
گذر به نظم جدید جهانی با خاورمیانهای اسلامی
در مجموع، گزارشها، مقالات و اظهار نظر شخصیتهای سیاسی، نظامی و امنیتی کشورهای غربی و منطقه، همه در ستایش شخصیت کاریزماتیک، استراتژیست و باهوش سرلشکر سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه حکایت دارد.
امروز ۱۶ سال از «پروژه برای یک قرن آمریکایی جدید» و ۹ سال از طرح دولت آمریکا برای طراحی نقشه «خاورمیانه جدید» گذشته است، اما آنچه مشاهده میشود، پیشرفت راهبرد جمهوری اسلامی ایران در ترسیم «خاورمیانه اسلام» توسط فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» که از بدو تأسیس خود، نام «ایران» را یدک نکشید تا در راستای وظیفهٔ محول شده به این ارگان توسط قانون اساسی، به مرزهای ایران اسلامی محدود نماند؛ امروز توانسته در سراسر گیتی «نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» که همانا ترویج اسلام واقعی در کشورهای منطقه و جهان و همچنین دمیدن در روح آزادیخواهی مردم دنیاست، ایفا کند.
در این راه، نیروی قدس سپاه با ایفای نقش فعال و اثرگذار در تحولات منطقه، به فرماندهی سرلشکر قاسم سلیمانی، نفوذ فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی را افزایش داده است. کما اینکه سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه نیز چندی پیش در نشست خبری، از آموزش مردم و مشاورهی نظامی دولتها توسط نیروی قدس سپاه خبر داد.
یقیناً وجود سردارانی همچون قاسم سلیمانی و تکیه بر توانمندیهای نظام جمهوری اسلامی در شکستن فضای دو قطبی دنیاست که مقام معظم رهبری قاطعانه نهتنها از شکلگیری «خاورمیانه اسلام» که از «گذر به یک نظم جدید جهانی» و «جایگاه جمهوری اسلامی در آیندهٔ جهان» سخن میگویند. نظم نوینی که در آن «اسلام» دست برتر را خواهد داشت.
برای سلامتی چنین انسان مخلص وتوانمندی دعا میکنیم
برای سلامتی چنین انسان مخلص وتوانمندی دعا میکنیم
باید با جان و دل از سردار سلیمانی و همرزمانش حفاظت کرد ! چون به شدت مغضوب مثلث شیطانی ناکام صلیبی صهیونی سلفی است !!
وقتی دشمن برروی سردار سلیمانی "
افتخارامت اسلامی افرادی نظیر حاج قاسم سلیمانی هست.دعای مسمانان جهان بدرقه راهت.خسته نباشی مرد خداقوت
ما به تمام سربازان وسرداران ارتش و سپاه پاسداران ومخصوصا سردار قاسم سلیمانی افتخار و به خود می بالیم