در حالي كه در كشور ما بنا به دلايل متعدد و بعضاً غيرمنطقي ساعات و روزها و شيفتهاي كاري در حال افزايش است و خيليها براي تأمين نيازهايي كه بسياري از آنها غير ضروري و كاذب است به كار دوم، سوم و حتي چهارم روي ميآورند، سازمان بينالمللي كار با ارائه پيشنهادي، همگان را به چهار روز كار در هفته دعوت ميكند تا هم كيفيت كار بالاتر رود، هم كيفيت زندگي.
سازمان جهاني كار (ILO ) با طرح پنج دليل براي لزوم كاهش روزهاي كاري هفته به چهار روز اعلام كرد: كار زياد باعث بيماريهاي قلبي- عروقي، اختلالات گوارشي و اسكلتي و همچنين از بين رفتن شادي و رضايت از زندگي ميشود.
اين سازمان در تازهترين گزارش خود با طرح مباحثي پيرامون لزوم كم كردن روزهاي كاري هفته اعلام كرد: پنج دليل وجود دارد تا طبق آن روزهاي كاري هفته به چهار روز كاهش يابد.
توجه به سلامتي و اين نكته كه كار بيش از حد براي سلامتي شما بد است، اولين دليلي است كه سازمان جهاني كار معتقد است از طريق تحقيقاتي به آن دست يافته است. در گزارش ILO عنوان شده هزينههاي ساعات طولاني كار از نظر ايمني و بهداشت حرفهاي حيرتآور است.
بيماريهاي قلبي- عروقي، مشكلات گوارشي و توليدمثل، اختلالات اسكلتي عضلاني، عفونتهاي مزمن، مشكلات روحي و رواني و نرخ بالاي مرگ و مير از مخاطراتي است كه افراد را در اثر كار زياد تهديد ميكند.
بنابراين يك هفته كاري چهار روزه ميتواند به صورت جدي هزينههاي مربوط به كار را با ساعات طولاني كاهش دهد. سازمان جهاني كار در دليل دوم لزوم كاهش روزهاي كاري هفته عنوان كرد: در قالب هفته كاري كوتاهتر ميتوان مشاغل با كيفيتتر و بهتري را انجام داد.
برخي از مردم به دليل كار بيش از حد، توانايي انجام مشاغل پاره وقت را از دست ميدهند. كاهش ساعات كاري به جاي حذف مشاغل، راهكاري بود كه در زمان بحران اقتصادي جهاني از سوي تعدادي از كشورها در نظر گرفته شد.
بنابراين كارفرمايان ميتوانند به جاي اخراج 20 درصد از نيروهاي كاري خود، تعداد روزهاي كاري هفته را كاهش دهند. سازمان جهاني كار همچنين در تشريح سومين دليل براي لزوم روزهاي كاري هفته به چهار روز، بحث حضور سازندهتر نيروي كار را مطرح ميكند.
در بسياري از كشورها ساعات كار طولاني با بهرهوري بالاتر مقايسه ميشود اما در مقابل، برخي كشورها معتقدند ساعات كار طولاني كارگران باعث افت بهرهوري خواهد شد. بنابراين كاهش ساعات حضور در محيطهاي كاري ميتواند منجر به افزايش انگيزه كارگران، غيبت كمتر نيروي كار، كاهش اشتباهات و مسائلي از اين دست شود.
يك مطالعه جديد نشان داده كه هفته كاري كوتاهتر به طور مستقيم بر افزايش رضايت كلي از زندگي يا شادي نيروي كار تأثيرگذار است. همچنين عنوان شده كار كمتر ميتواند براي محيطزيست نيز مفيد واقع شود.
صرفه جويي در مصرف انرژي، كاهش انتشار گازهاي گلخانهاي و در نهايت حركت در مسير اقتصاد سبز، مباحثي است كه در زمينه كاهش روزهاي كاري هفته و تأثير آن بر سلامت محيطزيست مطرح است.
همچنين روز كاري كمتر در هفته ميتواند افراد را شادتر نگه دارد. واقعيت آن است كه افزايش ساعات كاري و هفته طولاني شغلي ميتواند منجر به استرس و اضطراب در خانه شود. بنابراين يك مطالعه نشان داده هفته كاري كوتاهتر ميتواند ارتباط مستقيمي با ميزان افزايش رضايت كلي از زندگي و شادي داشته باشد.
غذاي آهسته، كار آهسته، زندگي آهسته
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). اين جنبش ميگويد كه مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت كافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع ( Fast Food ) و الزاماتى كه در سبك زندگى به همراه دارد، قرار ميگيرد.
غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است كه توسط مجله بيزنس طرح شده و يك «اروپاى آهسته» ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سؤال ميبرد. نهضتى كه كميّت را جايگزين كيفيت در همه شئون زندگى ما كرده است. مردم فرانسه با وجودى كه ٣٥ ساعت در هفته كار ميكنند امّا از امريكاييها و انگليسيها مولّدترند.
آلمانيها ساعت كار هفتگى را به 8/28 ساعت تقليل دادهاند و مشاهده كردهاند كه بهرهورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و كندكردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر امريكاييها را هم جلب كرده است. البته اين گرايش به عدم شتاب به معنى كمتر كار كردن يا بهرهورى كمتر نيست. بلكه به معنى انجام كارها با كيفيت، بهرهورى و كمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس كمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است. به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يكى از اساسيترين ارزشهاى انسانى يعنى ساده زندگى كردن است.
هدف جنبش آهستگى، محيطهاى كارى كم تنشتر، شادتر و مولّدترى است كه در آن، انسانها از انجام دادن كارى كه چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت ميبرند. اكنون زمان آن فرا رسيده است كه توقف كنيم و درباره اينكه چگونه شركتها به توليد محصولاتى با كيفيت بهتر در يك محيط آرامتر و بيشتاب و با بهرهورى بيشتر نياز دارند، فكر كنيم.
* بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم كه بر اثر سكته قلبى يا در يك تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى بميريم.
* بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم كه زندگى خود را در حال حاضر، يعنى تنها زمانى كه واقعاً وجود دارد، فراموش ميكنيم.
* همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچكس بيشتر يا كمتر ندارد. تفاوت در اين است كه هر يك از ما با زمانى كه در اختيار داريم چكار ميكنيم. ما نياز داريم كه هر لحظه را زندگى كنيم.
و اما سبك زندگي ما در ايران. . . .
- كار نميكنيم براي اينكه زندگي كنيم، بلكه زندگي ميكنيم تا كار كنيم، كار اول، كار دوم، كار سوم و... !
- معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار ميكنيم، بحث ميكنيم، بحث ميكنيم، بحث ميكنيم. . . . (اينكه بر سر چه بحث ميكنيم بماند، و خيلى به آرامى كارى را پيش ميبريم، نه اينكه آهسته كار ميكنيم، نه، خيلي هم استرس داريم، اما كار را به پيش نميبريم و در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بدتري ميانجامد.
- دولت جديد به محض آغاز كار، اولين اقدامي كه كرد ساعت كار را دو ساعت افزايش داد تا نه تنها ترافيك آلودگي هوا بيشتر شود و مصرف انرژي در سازمانها و ادارات بالاتر رود، بلكه كارايي نيروي انساني نيز به دليل هشت ساعت كار روزانه كاهش يابد. بد نيست بعد از اين تصميم، يك كار مطالعاتي انجام گيرد تا مشخص شود آيا افزايش ساعت كار واقعاً تأثيري در بالا رفتن كارايي كارمندان داشته است، هرچند اگر بعد از ساعت دو و نيم عصر سري به ادارات بزنيم، خواب آلودگي و پشهپراني كارمندان، ما را از نتايج هر پژوهش و مطالعهاي در اين زمينه بينياز خواهد كرد!