مهمان اين هفته ستون بسيجي پيشكسوت علي طاهايي از جانبازان دوران دفاع مقدس است كه با داشتن كارنامه 60 ماه سابقه حضور در جبهه 45 درصد از سلامتي جسم خويش را در راه اعتلاي انقلاب اسلامي و اعتقادات انقلابي امام روحالله تقديم كرده است.
وي كه از سال 60 عضو بسيج مستضعفان بوده به گفتوگو با «جوان» نشست تا وضعيت و شرايط بسيج را در گفتو شنودي كوتاه بررسي كنيم.
33 سال از حضورتان در بسيج ميگذرد به نظر شما آيا تغييري در وضعيت بسيج اوايل انقلاب و جنگ با بسيج كنوني ديده ميشود؟
اول بايد مسئلهاي را متوجه شويم و بدانيم كه بسيج يك نگاه عميق و تفكري بود كه حضرت امام بنا نهاد. بسيج شايد براي اولين بار در انقلاب اسلامي ايران به وجود آمد و اينگونه راه خود را پيمود. شايد در هر كشوري در هر بحراني يك نيروي شبه نظامي مردمي به وجود آيد و در صحنه كار وارد شود، اما اينگونه نيرو كه از يك تفكر بيرون آيد و صاحب ايدئولوژي و اعتقادات خاص و فراگير و فرامنطقهاي باشد، فقط محصول دست امام خميني و انقلاب است.
در هر صورت بسيج مستضعفان شكل گرفت. اما اين ظاهر اين قضيه بود.
يك تفكر شكل گرفت كه چندين وجه داشت و به عبارتي كاملترين طرح براي وضعيت آن زمان و آينده كشور بود. جذب، تربيت، سازماندهي و به كارگيري آحاد ملت كشور در عرصههاي مختلف و ايجاد ريشه و تفكري اصيل در زيربناي فكري آنان به منظور جدا نشدن آنان از انقلاب بسيج نام گرفت. البته فقط بحث جدانشدن نبود. جدا نشدن نيروها بعد از اتمام مأموريت يا مديريت هر بحران فقط جزو خصايص بسيج است. هر كجا اگر نيرويي اينگونه شكل بگيرد، امكان ادامه ارتباط و مستدام بودن اين ارتباط بين منبع و عناصر بسيار كم است. بسيج اين امكان را به وجود آورد كه عناصري كه وارد آن ميشوند، طوري از طريق فكري شكل بگيرند و زندگيشان جهتدار شود كه تا ظهور امام عصر (عج) اين ارتباط باشد و در اين راه در عرصههاي مختلف عنصر تربيت شده تلاش كند. اينگونه ميشود كه بسيج امروزه قريب به 20 قشر دارد و در هر قشر و در هر عرصه پيشتاز است. شايد در مديريت بسيج به خاطر شرايط موجود و تغيير شرايط تغييري ايجاد شده باشد، اما در ماهيت آن به هيچ وجه نميتوان تغيير ايجاد كرد.
قشري شدن بسيج چه نكات مثبت يا منفياي دارد؟
بعد از جنگ طبيعتاً هر بسيجي به زندگي عادي خود برميگشت. همه بسيجيان نظامي نشدند. معلم، دانشجو، بنا، خياط، تاجر، كاسب همه به زندگي عادي اجتماعي خود بازگشتند. هنر بسيج در اين بود كه چون از لحاظ فكري اين نسل و بسيجيان را پرورش داده بود، هيچ نقطه قطعي براي آنان باقي نميگذاشت به همين جهت بسيجيان در عرصههاي گوناگون شروع به فعاليت كردند و در همان عرصه هم به علم كمك كردند و هم معلم خوبي براي نسلهاي بعدي شدند. يكي از كارهايي كه حضرت امام با بسيج به دنبال آن بود بيمه كردن كشور و انقلاب بود. اين همان كاري است كه در راستاي تفكر حضرت امام در حال حركت و رشد است. جبههها عوض شد، خطوط جنگ عوض ميشود و در نهايت بسيجي شكل سربازياش عوض ميشود. قشري شدن بسيج به خاطر تغيير شرايط است و بسيار بر رشد كشور و انقلاب كمك ميكند.