ابراهيم يزدي، عضو ارشد نهضت منحله آزادي كه در دولت موقت مهندس بازرگان سمت وزارت خارجه را عهدهدار بود، اخيراً و در ايام هفته دفاع مقدس متن كامل مذاكرات خود با صدام حسين رئيسجمهور و سعدون حمادي وزير خارجه وقت عراق را در سايت «تاريخ ايراني» منتشر كرده است. اين متون از چند حيث حائز اهميت است. اول اينكه در صورت رعايت امانت در آن، بخشي از تاريخ كشورمان به شمار ميرود كه در مقطع حساس ماههاي منتهي به شروع رسمي جنگ تحميلي، اطلاعاتي ارزشمند از گفتوگوهاي مستقيم سياسي بين دولت دو كشور را ارائه ميدهد. گفتوگوهايي كه پس از شروع جنگ فرصت تجديدش به اين شكل تا مدتها به دست نيامد.
مورد دوم اينكه نهضت آزادي و به تعبيري ديگر جريان ملي مذهبيها كه در اوايل پيروزي انقلاب شاكله دولت موقت را تشكيل ميدادند، همواره شائبهاي را با عنوان «اجتنابپذير بودن جنگ تحميلي» بيان ميدارند و ادعا ميكنند كه در صورت تداوم عمر اين دولت و استمرار مذاكراتي كه يزدي با مقامات عراقي در پيش گرفته بود، امكان جلوگيري از وقوع جنگ تحميلي وجود داشت. بنابراين با انتشار متن گفتوگوهاي يزدي با بعثيها، علاوه بر پيش آمدن مجدد بحث چرايي شروع جنگ، ما با اسنادي روبهرو ميشويم كه اكنون و پس از گذشت چندين سال از اتمام دفاع مقدس، زوايا و ابعاد مختلف ديدگاههاي طرفين دخيل در آن هرچه بيشتر نمايان شده است.
پيش از آنكه به ماهيت گفتوگوهاي يزدي و صدام بپردازيم، ذكر اين نكته ضروري است كه حضرت امام(ره) در همان روز اول شروع جنگ، ماهيت تجاوز بعثيها را يك جنگ نيابتي از سوي استكبار جهاني براي به شكست كشاندن نظام اسلامي بيان كردند كه اين تحليل واقعبينانه به مرور زمان و با جبههگيريهاي ابرقدرتها عليه ملت ايران در هشت سال نبرد نابرابر با دشمن متجاوز، هرچه بيشتر نمايان شد.
به هر روي در صفحات تاريخ، شهريور ماه 1358 به آرامي روزهاي گرم خود را آغاز كرده بود كه ابراهيم يزدي، داروسازي كه به تازگي سمت وزارت خارجه دولت موقت بازرگان را برعهده گرفته بود، از سوي كشورمان در اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانا پايتخت كوبا شركت كرد. در حاشيه اين اجلاس فرصتي پيش آمد تا او با صدام حسين رئيسجمهور وقت عراق ملاقات كند. يزدي پيش از آن در همان هاوانا با سعدون حمادي، همتاي عراقي خود نيز به گفتوگو پرداخته بود. خلاصه كلام صدام در ديدارش با يزدي گلايه و نگراني از مفهوم صدور انقلاب بود كه او ميپنداشت با توجه به درصد بالاي شيعيان در عراق، انقلاب ايران برآن است بر اين جمعيت غالب تأثيرگذار باشد. دلايل صدام ارتباط با آيتالله صدر از داخل ايران بود. سپس رئيسجمهور وقت عراق حتي پا را فراتر نهاده و با آوردن مثالهايي از ديدگاه منفي برخي رسانههاي ايراني نسبت به دولت بعث و همچنين رفت و آمد اشخاصي چون بارزاني به ايران، عنوان ميدارد كه اكنون در نظر ايران، «عراق از اولين دشمنانش» شناخته ميشود.
واقعيت امر اين بود ارتباطي كه او ادعا ميكرد از داخل ايران با آيت الله سيد محمد باقر صدر صورت گرفته، نامهنگاري امام به ايشان بود كه از صدر ميخواستند عراق را ترك نكنند و در نامه دوم نيز حضرت امام يكي از اعياد شيعيان را به ايشان تبريك گفته بودند. يزدي در همين مذاكرات ماهيت نامههاي امام را به وزير خارجه عراق روشن ميسازد و در گفتوگويش با صدام نيز پس از پاسخ به چنين اتهاماتي، پرده از دخالتهاي دولت عراق در خوزستان برميدارد و از «مواطنين عرب» (هموطنان عرب) خطاب كردن مردم خوزستان توسط دولت بعث گلايه ميكند و همچنين با ذكر مستندات عنوان ميدارد كه عراق در ناآراميهاي خونين كردستان دست دارد و حتي بيان ميكند مدارك اين دخالتها وجود دارد.
بنا بر اين با دقت در اسناد گفتوگوي دو طرف به روشني متوجه ميشويم كه صدام حسين تنها به آن دسته از اتهاماتي عليه كشورمان اشاره ميكند كه تا آن لحظه هيچ گونه مشكلي را در ميدان عمل براي آنها ايجاد نكرده بود. اما يزدي از دخالتهاي گسترده عراق در مرز وسيع دو كشور خبر ميدهد كه تاريخ نشان داد زمينهساز جنگي تمام عيار بود، با اين وجود چرا جريانهايي چون نهضت آزادي كه خود در كسوت دولت موقت از نزديك با دسيسههاي حزب بعث درگير بودند، هنوز بر طبل اجتنابپذير بودن جنگ ميكوبند، سؤالي است كه بايد پاسخگو باشد.
در پايان اشاره ميكنم به بخشي از خاطرات صلاح علي از مسئولان وقت دستگاه ديپلماسي عراق كه آورده است: بعد از گفتوگوهاي يزدي با صدام اميدوار شدم كه مشكلات دو طرف به شكل ديپلماسي حل شود. اما صدام همان جا به من گفت: ديپلماسي ديگر چيست؟ به زودي چنان ضربهاي به آنها ميزنم كه صدايش در تمام كره زمين شنيده شود!