
علاقه به طنز و طنازي اگرچه در ايران حد و مرز جغرافيايي نميشناسد اما اخيراً بر اساس تصميم سياستگذاران تلويزيون، شبكه تهران به عنوان شبكه طنز معرفي شده است.
تهران با نزديك به 13 ميليون نفر جمعيتي كه دارد پرجمعيتترين شهر كشور محسوب ميشود اما جمعيت پايتخت تنها 16 درصد كل جمعيت 77 ميليوني كشور را تشكيل ميدهد؛ جمعيتي كه ديدن برنامههاي مفرح و طنز از تلويزيون ملي براي فراغت روحشان را نه حق انحصاري بلكه حق ملي خود ميدانند.
به گزارش «جوان»، جوك و لطيفه، مجلات فكاهي و طنز، فيلمهاي سينمايي در ژانر كمدي و بالاخره سريالهاي خندهدار تلويزيوني جزو علايق اصلي مردم طناز ايران محسوب ميشود، به همين دليل معمولاً برنامههاي طنز و به ويژه سريالهاي تلويزيوني كه بتوانند خنده را روي لب ايرانيها بنشانند، به گونهاي نام خود را بر صفحه ذهن مردم و تاريخ تلويزيون نهادينه كردهاند. مردم ايران عاشق تماشاي برنامههاي طنز تلويزيوني هستند و هرگاه ويترين طنز تلويزيون ملي در ايام خاص جشنها و اعياد رسمي كشور خالي بوده، ناراحتي مردم طنزدوست كشورمان به خوبي در سطح رسانهها بازتاب پيدا كرده است. همه اينها نشان از آن دارد كه مردم سرتاسر كشورمان انتظار خاصي از برنامهسازان تلويزيون در زمينه توليد برنامههاي دسته اول طنز دارند. شايد تأسيس شبكه ديجيتالي طنز «نسيم» هم پاسخ صدا و سيما به اين نياز روحي – رواني مردم كشورمان بوده باشد؛ هر چند شبكه «نسيم» يك شبكه ديجيتالي است كه دسترسي به آن كماكان ممكن است براي بسياري از مردمي كه در نقاط دوردست شهرها و استانهاي مختلف كشورمان زندگي ميكنند، مقدور نباشد.
در اين شرايط به تازگي مسئولان رسانه ملي طبق سنت نامگذاري شبكههاي مختلف رسانه ملي و همچنان كه پيشتر به شبكه دوم سيما لقب شبكه كودك را دادهاند، اين بار شبكه استاني تهران را نيز به عنوان شبكه طنز معرفي كردهاند؛ شبكهاي كه مخاطبان آن را صرفاً جمعيت قريب 13ميليوني تهران و شهرستانهاي حاشيه آن تشكيل ميدهند و در اين بين مشخص نيست كه تكليف ميل طنزدوستي 64 ميليون جمعيت باقيمانده كشور چه ميشود.
در ساليان گذشته بهترين و پر مخاطبترين برنامههاي طنز تلويزيوني از شبكه سوم سيما پخش شده است. سرآمدترين گروههاي توليدكننده برنامههاي طنز در اكثر موارد براي پخش از شبكه سوم سيما برنامه توليد كرده اند؛ همه مردم در سرتاسر كشور به شبكه سراسري و ملي سوم سيما دسترسي دارند و از اين حيث بسياري از مردم قاعدتاً شبكه سوم سيما را به عنوان پايگاه پخش برنامههاي طنز از رسانه ملي ميشناسند.
شبكه سوم سيما در سالهاي گذشته هم پايگاه پخش برنامههاي طنز بوده و هم پايگاه پخش برنامههاي مهم ورزشي و سريالهاي مهم داخلي و خارجي تلويزيوني. انحصار پخش برنامههاي ورزشي با تأسيس شبكه ورزش مدتهاست كه از اين شبكه گرفته شده است و روز گذشته در حالي كه بانوان ورزشكار كشورمان در مسابقات آسيايي اينچئون مدال برگردن ميآويختند، شبكه سوم بدون اينكه حتي با پخش زيرنويسي اين موفقيت را پوشش دهد به پخش برنامههاي آرشيوي مشغول بود و به جاي شبكه سوم، شبكه ورزش اين رويداد را پوشش داد. حالا با اهداي لقب شبكه طنز به شبكه تهران، ظاهراً لقب لفظي طنز هم از اين شبكه گرفته شده است؛ هر چند مدير شبكه سه سيما «طنز» را يكي از مأموريتهاي محوري مجموعههاي تلويزيوني دانسته و تأكيد كرده است كه در حال حاضر سياست ساخت سريالهاي طنز در شبكه سه تغيير نخواهد كرد.
البته اين عبارت «در حال حاضر» مجيد زينالعابدين ميتواند تعابير مختلفي داشته باشد كه يكي از آنها رخت بر بستن هميشگي برنامههاي طنز از اين شبكه ملي و سپردن اين كولهبار بر دوش شبكه استاني تهران باشد؛ شبكهاي كه برنامههايش را فقط تهرانيها و مردم شهرستانهاي زير پوشش پخش استاني برنامه شبكه تهران ميتوانند ببينند.
با اين حال زينالعابدين به ايسنا گفته است كه طنز يكي از مأموريتهاي محوري مجموعههاي تلويزيوني در شبكههاست و اختصاص به يك شبكه خاص ندارد. معاونت سيما هم خطاب به گروههاي فيلم و سريال تمامي شبكهها ابلاغ كردهاند كه از توليدات طنز غفلت نكنند و هر شبكه توليدات طنز داشته باشد. با وجود آنچه مدير شبكه سه عنوان ميكند، سپردن قرار پخش سريال طنز «اطاق عمل» مهران مديري به شبكه استاني تهران ميتواند تا حدودي سندي بر سپردن انحصار برنامههاي خوب طنز تلويزيوني به اين شبكه استاني باشد. در واقع آن طور كه قابل حدس است در اين سياست جديد، برنامههاي درجه يك طنز در قلاب شبكه تهران گير ميكند و شبكههاي ساير استانها نيز با تأخير آن را پخش ميكنند!
با وجود همه اين تفاسير به نظر ميرسد كه به غير از ساير حوزهها در حوزه فرهنگ هم درباره نسبت شهر تهران و پايتخت با ساير استانهاي كشور نوعي نگاه انحصارگرايانه وجود دارد. اين نگاه از ساليان دور تا كنون ريشه مهاجرت معكوس از شهرها و استانهاي مختلف كشور به سوي پايتخت بوده است. سالهاست كه مسئولان تلاش دارند از پايتخت تمركززدايي و بر مبناي لوايح قانوني در برنامه توسعه پنجم درجمعيت پايتخت موازنه ايجاد كنند اما اكثر سياستها و لوايح همچون تيري هستند كه به سنگ ميخورند، چراكه مردم ميخواهند از امكانات هم سطح امكانات موجود براي پايتختنشينان بهرهمند شوند و به همين منظور كولهبار سفر و اقامت هميشگي در تهران را ميبندند.