ابوي ميگويد: خوب شد در تهران زندگي ميكنيم. اگر بنا بود در يك شهر ديگر باشيم الان از بيآبي ميمرديم. كك كسي هم نميگزيد. اروميه و زايندهرود و هامون و بختگان، خرشان به چند؟
ميگويم: در اينكه خون تهرانيها از خون اصفهانيها و اهوازيها و هر كجاي ديگر اين مملكت پر رنگتر است شكي نيست. اما در تهران آيا معجزهاي باز دوباره رخ داده كه من از آن بيخبرم؟ عينكم همراهم نيست سواد هاله بينيام نمدار شده! كمكم كن نزار اينجا بمونم بيآبي رو ببينم...
ميگويد: هيئت دولت به منظور رفع بحران آب با اختصاص 300 ميليارد ريال به طرح آبرساني به شهر تهران از سد ماملو موافقت كرد. اين يعني اينكه ابرها كه هيچي، سنگها را هم بارور ميكنند. از زير سنگ هم كه شده، آب در ميآورند. شده شيرهايي كه فروش نميرود را قاطي آب كنند، ميكنند!
ميگويم: مطمئنيد؟ كرباسيان كه در جلسه نبوده؟ اين تصميم مثل تصميمات كرباسيان نباشد يكوقت. آن وقت مرده بلا زنده بلا ميشويم.
ميگويد: چطور؟ او هم مانند آنهاي ديگر، مرد تصميمات عاجل و خوب است كه. ميگويد و تصميم ميگيرد. نكند اگر مكدر شود، تصميمش را پس ميگيرد؟ تصميم است. هديه كه نيست باز نكرده پس بفرستد. بگو ببينم دسته گل جديدش بعد از پس گرفتن تصميمات شل كن سفت كن زعفراني چند ماه پيش كه همه را مكدر كرده بود چه بوده؟
ميگويم: سيام شهريور رئيس گمرك ايران از وضع مجدد تعرفه 320 هزار توماني براي صادرات گوسفند خبر داد، اما يك مقام مسئول در وزارت جهاد كشاورزي بعد از دو روز اعلام كرد اين تعرفه مربوط به سال91 بوده و حالا حذف شده. خواب بودهاند لابد...
ميگويد: صبر كن ببينم. مگر وزير جهاد كشاورزي نگفته بايد توليد دامهاي سبك در كشور كاهش پيدا كند چراكه مراتع كشور ديگر توان افزايش دام را ندارد و در آن زمان كه دامها زياد ميشوند و علوفه كم ميشود همه زبان به انتقاد باز ميكنند... . حالا دعوا سر صادرات گوسفند است؟ اينجا چه خبره؟ كم كنيم؟صادر كنيم؟ پس چه بخوريم؟ گوشت يخي برزيلي؟ مگر وارد كنندهاش كيست كه همه در خدمت اويند؟
ميگويم: در شرايط فعلي، تنها چيزي كه نبايد صادر كنيم هندوانه است چون آب زياد ميبرد. ما هم كه آب نداريم. و الا گوسفند را بايد فرستاد آنطرف! گوسفند خوب هم كه گوسفند حرف گوش كن است!
ميگويد: يعني گوشت بيگوشت. مصرف گوشت را هم مانند مصرف نان ميخواهند اصلاح كنند؟ بعد بگويند نه، اصلاحات چه؟ اصلاحات مرد. تدبير آمد پديد، با تدبير گران ميكنيم كه شيبش را نبينيد.
ميگويم: من از تدبير سر در نميآورم. حجتي گفته كاهش تعداد گلههاي دامهاي سبك نگراني براي تأمين گوشت كشور ندارد چراكه براساس بررسيهاي انجام شده حتي اگر يك سوم تعداد گلههاي كنوني در كشور وجود داشته باشد ميتوان از طريق افزايش بهرهوري و ديگر راهكارها همين ميزان توليد گوشت را انجام داد.
ميگويد: درست ميگويد. براي گوسفندها كار فرهنگي ميكنيم. تلويزيون برايشان روشن ميكنيم تا بهرهوريشان بالا برود. اصلاً شبكه وايبري گوسفندي راه مياندازيم تا در جريان اتوماسيون گوشتپروري آنلاين شوند. اصلاً ارتقاي ژنتيكيشان ميدهيم. مگر حشرههاي درختي ارتقا پيدا نكردند، شدند پروانه سفيد. مگر 60 ميليون موش تهراني ارتقا پيدا نكردند، شدند لمبه. اينها همه از برنامههاي مدون و زير پوستي دولت است كه دارد انجام ميشود. حالا گوسفندها هم بدون اينكه ما اشارهاي به آنها بكنيم فربه ميشوند.
ميگويم: اين قاعده در خصوص گاوميشها هم صدق ميكند آيا؟
ميگويد: نه! گاوميشها به آب كارون احتياج دارند و با انتقال آب كارون، ديگر زندگي دامداران نميچرخد. گاوميشها بدون آبتني در كارون به بهرهوري نميرسند. گاوميشها ميميرند!
ميگويم: انتقال آب؟ كارون؟ كجا؟ كي؟
ميگويد: تو هم حوصله داري! برو سر ستونت بنشين و خود بهرهوري كن. همهاش منتظر خوداظهاريهاي من نشستهاي. بچه هم بچههاي قديم...