تاريخ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس انسانهاي بزرگ و سرشناس زيادي به خود ديده كه جان را در راه دين، ميهن و نظام اسلامي نوپايي گذاشتند كه تنها چند سال از عمرشان نگذشته بود، فدا كردند. پدران و پسراني كه دست در دست هم هر چه در توان داشتند را در طبق اخلاص گذاشتند و با گام نهادن در ميدان نبردِ حق عليه كفر گامي بلند و بزرگ در جهت حفظ نظام و پايبندي به آرمانهاي امام راحل برداشتند.
خانواده قدوسي مصداق بارزي از يك خانواده انقلابي است كه با شهادت پدر، آيتالله علي قدوسي در ۱۴ شهريور ۱۳۶۰ در پشت ميدانهاي نبرد و شهادت محمـدحسن قدوسي، پسر خانواده در 16 ديماه سال 59 در حماسه هويزه نام خود را براي هميشه در تاريخ ايران و انقلاب جاودانه و ماندگار كردند.
سنتشكني در تحصيل
علي قدوسي در 12 مرداد سال 1306 و در بحبوحه تغيير رژيم ايران از قاجار به پهلوي در حالي كه تنها دو روز بيشتر از به قدرت رسيدن رضاشاه نگذشته بود در شهرستان نهاوند به دنيا آمد.
پدرش ملااحمد قدوسي از مجتهدان عصر خود بود كه پس از 20 سال تحصيل در نجف و بهرهگيري از اساتيدي چون ميرزاي شيرازي و ميرزا حبيبالله رشتي و احراز مقام اجتهاد در سال ۱۲۷۷ خورشيدي به نهاوند بازگشت. علي، كوچكترين فرزند خانواده تحصيلات را تحتتأثير تعليمات پدر و به شكل سنتي و مكتبخانهاي آموخت. آن سالها به دليل تحول در نظام آموزشي ايران و بازگشايي مدارس و دانشگاهها، شيوه تدريس از سبك سنتي و مكتبخانهاي به سبك نوينش در حال تغيير بود.
چون تأسيس مدارس در ايران با الگوگيري از سبك كشورهاي اروپايي بود ملااحمد نسبت به آن بدبين بود و سعي داشت فرزندانش را در همان فضاي سنتي آموزش دهد ولي علي با شكستن اين سنت و روش، وارد مدرسه شد و توانست دروس ابتدايي را با موفقيت پشت سر بگذارد و تا سال سوم دبيرستان ادامه تحصيل دهد.
تغيير مسير زندگي
اما اتفاقي عجيب و شگفت باعث شد تا مسير زندگي علي تغيير كند و او براي ادامه تحصيل دروس حوزوي به قم برود. يك روز پس از اقامه نماز يكي از روحانيان براي تبليغ به نهاوند ميرود.
با اينكه وي شناخت چنداني از خانواده قدوسي نداشته، وقتي بر فراز منبر ميرود در سخنرانياش ميگويد: ديشب در رؤيايي راستين، رسول اكرم(ص) را مشاهده كردم كه با دستان مبارك بر سر پسر ملااحمد عمامه گذاشت. اگر ايشان چنين فرزندي دارد و اكنون در مسجد حاضر است، خود را معرفي كند. پس از آنكه حاضران، علي را به او شناساندند، از منبر پايين آمد، علي را در آغوش گرفت و خطاب به وي گفت: مقامي عالي در انتظارت است، قدرش را بدان. پس از سخنان روحاني، تحولي بزرگ در وجود علي قدوسي پديدار شد و او در سال1321، يك سال پس از خلع رضاشاه از قدرت و تبعيدش به جزيره موريس، در حالي كه 15 سال بيشتر نداشت، زادگاه و خانوادهاش را براي تحصيل و اقامت در شهر قم ترك كرد.
آشنايي با چهرههاي بزرگي چون آيتالله صدوقي، آيتالله بروجردي، علامه طباطبايي و امامخميني زندگي شهيد قدوسي را وارد مرحله تازهاي كرد. آيتالله قدوسي در سال 1341 به مقام اجتهاد رسيد و بعد از آن وقتي به همراه شهيدان مطهري و بهشتي در محضر آيتالله طباطبايي حاضر شد، حكمت و معرفت ملكوتي را در وجودش سرازير ميساخت.
وارد شدن به مباحث علمي و عرفاني مانع جدايي و دور ماندن آيتالله از فعاليتهاي مبارزاتي و سياسي نشد. او پس از حضور در صف مبارزان آيتالله كاشاني در سالهاي 31 و 32 با فدائيان اسلام همكاري كرد و به آموزش نظامي در مناطق كوهستاني پرداخت و در برپايي تظاهرات مردمي نقش برجستهاي داشت. تنها كسي كه در شهر نهاوند مقابل نفوذ حزب توده ايستاد شهيد قدوسي بود و باعث عقبنشيني آنها از اين شهر شد.
تأسيس مدرسه حقاني
در آبان سال 1343 و با پيش آمدن مسئله كاپيتولاسيون كه منجر به سخنراني كوبنده امام خميني و تبعيدش به تركيه شد، شاگردان امام مانند شهيد قدوسي اقدام به تأسيس يك تشكل مخفي به بهانه بررسي و اصلاح امور حوزه و در اصل براي مبارزه با رژيم شاه كردند. اما يك سال بعد اعضاي گروه توسط ساواك شناسايي، دستگير و زنداني شدند كه آيتالله قدوسي هم در ميان آنها بود.
يكي از فصول درخشان زندگي شهيد قدوسي تأسيس مدرسه حقاني بود. او با همياري اساتيدي همچون آيتالله جنتي و شهيد آيتالله دكتر بهشتي مدرسه حقاني را تأسيس كرد كه شمار زيادي از طلاب و فضلاي عالم، متقي و آگاه به زمان را در كوران مبارزات انقلابي و بعد از آن تربيت كرد.
در آستانه ورود امامخميني به ايران شهيد قدوسي يكي از اعضاي فعال كميته استقبال بود و با پيروزي انقلاب و با فرمان امام، عضو شوراي عالي قضايي، دادستاني كل انقلاب ومأمور ستاد انقلاب اسلامي شد.
در ماههاي نخست پيروزي انقلاب در حالي كه دادگاههاي انقلاب هنوز با مشكلات زيادي روبهرو بود، شهيد قدوسي طي حكمي از سوي امام به سمت دادستاني كل كشور منصوب شد. اما پس از 31 ماه خدمت، انفجار بمبي آتشزا توسط منافقين در ساعت 8 و 40 دقيقه روز شنبه 14 شهريور 1360 آيتالله قدوسي را به صف دوستان شهيدش كه در هفتم تيرماه آن سال به شهادت رسيده بودند، رساند.
هويزه و شهادت فرزند
محمد حسن قدوسي يكي از فرزندان آيتالله در حاليكه در رشته زبان و ادبيات انگليسي تحصيل ميكرد خود را به همرزمانش در شهر سوسنگرد و سپاه هويزه ميرساند.
او بعد از ماهها مبارزه و نفوذ شبانه به خاك دشمن تمام تلاشش را براي حضوري مؤثر در جبههها انجام داد. در تاريخ 28 صفر كه مصادف با 16 ديماه سال 59 بود محمدحسن قدوسي، حسين علمالهدي همراه چند تن از دانشجويان وقتي كه قصد پيشروي در دل دشمن را داشتند، توسط دشمن بعثي مورد محاصره قرار گرفتند و در يك مقاومت دليرانه و پايداري مثالزدني تا آخرين نفس در برابر سربازان ارتش بعث جنگيدند.
در حماسه هويزه چهرههاي جوان و درخشاني مانند محمدحسن قدوسي و حسين علمالهدي به شهادت ميرسند.