ابوي ميگويد: راستي هم اين حرفي كه شهردار منطقه يك زده خيلي ناجور است. يعني چه كه 60 درصد مسئولان مملكتي در منطقه يك خانه دارند. ما 22 تا منطقه داريم و آنها هنوز اندر خم همان منطقه يك ماندهاند؟ اين ديگر چه فرصتسوزياي است. بيا عقل به عقل كنيم، تا شايد با حضور حداقل خودجوششان در ساير مناطق، بر بهاي ساير مناطق نيز افزوده شود. اينطوري هر چه ارزش افزوده هست به منطقه يك ميرسد. رسم مروت اين نيست. ما ز دوستان چشم ياري داشتيم....
ميگويم: اي پدر بزرگوار چه ميشد كه شما هم در منطقه يك خانه ميداشتيد تا ما هم ارث پدريمان را از شما ميگرفتيم، ميداديم به بچههايمان تا سرمايه آخرتشان شود.
ميگويد: همه ميدانند كه مال كدام ده كورهايم. آن وقت برايت ارث پدري در منطقه يك ميگذاشتم. يك چيزي بگو كه به مخيله آدم عاقل بگنجد. ما هم مثل ساير آن 40 درصد مسئول ديگر يك جاهايي از اين شهر درندشت ميپلكيم. زيادهخواهي نكن. الان است كه وام 80 ميليوني خريد مسكن را بگيريم. فقط بايد مواظب باشيم كه ليز نخورد. قلاب يادت نرود.
ميگويم: مگر اين وام ليزينگ است كه كارش «لييز» كردن است. يعني اگر بدهند ميخواهند 10 برابرش را بگيرند. اگر اينطور باشد كه ميشود دولت رفاه اجتماعي! بعدش هم قلاب بگيرم كه از كجا بالا برويد؟مگر ما قلابيايم؟ ميگويد: 400 هزار خانه خالي وجود دارد و معادل آن 400 هزار مسكن مهر ساختهاند و معادلش ميخواهند مسكن اجتماعي و نميدانم چي چي علم كنند. آن وقت باز بيايند وام بدهند كه بهره وامشان را نتوانيم بدهيم و باز بگويند كه ديديد كه خود بانك بايد جور بساز و بفروشها را بكشد و دلالي كند و بازار گرمي و كذا و كذا!
ميگويم: اين حرفها را ما فوت آبيم. شما خودمالكي را بچسب! خودرقابتي و خودتسليمي و خودفلاني هم در راه است! بانكها كه پولشان را به خودشان ميدهند و خودشان به خودشان باز نميگردانند كه ريا نشود! بانك داريم كه در بورس سهام كارخانههاي وابسته به مجموعه خود را خود ميخرد. البته به اين ميگويند خود خري!
ميگويد: با ادب باش! پس بعد از خوداظهاري يارانهاي چشممان به خودمالكي روشن شده. چه هست؟ منقول است؟ توي جيب جا ميشود؟ با لپ لپ رابطه دارد؟ ميگويم: غير منقول است و با خارج شدن پول از جيب، مال شما ميشود. اول قرار نبوده اما بعداً قرار گذاشته اند!درها باز نبوده، لابد پشت درهاي بسته! ميگويد: قانون مگر اجازه داده كه زمين 99 ساله را دولت بفروشد. اين دولت هم دور برگردان دارد؟ اينها كه همه مهندس از آب درآمدند!
ميگويم:براي همين اسمش شده خود مالكي. البته بايد ببينند ملت راغب هستند كه زمين را بخرند يا نه؟ بعد بازارگرمي شروع ميشود كه قيمت كارشناسي چيست؟ بعد شوراي رقابت را دولت واسطه ميكند كه فرمول در بياورد. بعد كه درآورد ديگر كار از كار گذشته و زمين كشيده است بالا. كاسبي كه شاخ و دم ندارد. مسئولان هم كارشان همين است كه قانون را تبديل به هرج و مرج كنند. ميگويد: ديگر چرا هرج و مرج. ببين چقدر دلسوز مردمند؟ عسيسم!
ميگويم: نخير وايبر رويتان خيلي اثر گذاشته.... يك بلوك از مسكن مهر را در نظر بگيريد كه مثلاً 10 نفرند. هشت نفر ميخواهند زمين را بخرند و دو نفر وسعشان نميرسد. تنها چارهاش اين است كه زيرآب آن دو نفر را بزنند. به اين ميگويند هرج و مرج! ميگويد: آهان همان اثر پروانهاي است. يعني اگر مسئولي در منطقه يك خانه ارث پدري دارد، نشانهاش اين ميشود كه خوداظهاري ميكند و به ما خودمالكي هم تنگ ميآيد.
ميگويم: اثر پروانهاي اين بود كه اگر پروانهاي در آفريقا بالهايش تكان بخورد، در اينجا توفان ميشود و سازمان هواشناسي نميتواند تشخيص بدهد چون... ميگويد: خب من هم همين را گفتم. منتها تو نميفهمي كه من چند تا پيراهن بيشتر از تو فروختهام. براي همين كافه را به هم ميريزي.