ابوي ميگويد: بيا كركره را پايين بكشيم، برويم غاز بچرانيم!
ميگويم: سعه صدرتان كجا رفت؟ چه شده كه از دلواپسي هم گذرانيدهايد و سوداي ترك ستون كردهايد؟
ميگويد: از دست اين رسانهها. هي خبر و اطلاعات غلط ميدهند، آنوقت آدم يك چيزي مينويسد، بعد بايد يكي بيايد براي آدم ريش گرو بگذارد كه تقصير از ما نبوده و كذا! ما هم هي شعر بخوانيم كه كي بود كي بود من نبودم، اون يكي بود...
ميگويم: يك خبر قيمت ماشين بود كه شيخ الوزرا به لطايف الحيلي دودش كرد رفت به هوا! باز هم مگر چيزي مانده؟ نكند رسانهايها دائم دارند اطلاعات غلط توليد ميكنند؟ ما كه چيز پنهاني نداريم. دولت هم لابد!بعدش هم رسانههاي خودي آنها كه همهاش در حال باز توليد اخبار مفرحاند، اين خبرها كه ميفرماييد اگر صحيح هم باشند در آن كثرت مفرح جات، ناياب ميشوند!
ميگويد: چيز پنهاني ندارند؟ چه نشستهاي كه بررسيهاي ميداني نشانگر اين است كه در وسط ماه مبارك بر خلاف وعده ، قيمت لبنيات، تخممرغ، برنج، سبزي، مرغ، قند و شكر، چاي و روغن نباتي و در بعضي نقاط گوشت قرمز گران شده است.
ميگويم: هيس! آنها مگر به جاي شوراي رقابت، سازمان حمايت از مصرفكننده ندارند. دولت را چه به اين كارها. دولت همانطور كه در مورد خودرو دخالت نكرد نبايد در مورد مايحتاج مردم هم دخالت كند. اين كارهاي پيش پا افتاده را بگذاريد براي ديگران. دولت بتواند قيمت دلار را پايين و بالا بكند، روزش به شب رسيده و اموراتش چرخيده. وقت اضافه ندارد كه! اينكه پنهانكاري نيست!
ميگويد: در واقع، مشخص نيست كه آيا توليدكنندگان خود به صورت خودسرانه قيمت را افزايش دادهاند يا اينكه موافقتي پشت درهاي بسته سازمان حمايت با آنها صورت گرفته كه نتايج آن خبري نشده است، چراكه هيچ گونه دسترسي ميان خبرنگاران و مسئولان سازمان حمايت مصرفكنندگان وجود ندارد تا مشخص شود كه آيا اين افزايش قيمتها با هماهنگي دولت بوده است يا اينكه به صورت خودسرانه صورت گرفته است.
ميگويم: خودسري بد است. آدم خودسر را با وجود بازرسان زبده و توانمند ادب ميكنند لابد؟ اينها هم به تلافي دولت قبل بيايند خودسرانه بازرس استخدام كنند. به عدد مصرفكنندهها حتي!
ميگويد: اگر اين افزايش قيمتها به صورت خودسرانه باشد به طور قطع بايد بازرسان سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان نسبت به آن اقدامي انجام دهند در حالي كه اگر حتي اقدام هم صورت گيرد، منافعي براي مصرفكننده ندارد و پول رفته از جيب مصرفكننده، به او باز نخواهد گشت.
ميگويم: يعني چه؟ يعني هر چه گران شد، شده است و از كيسه مردم رفته؟
ميگويد: ممكن است مردم بار ديگر كالاهايي را به دليل كاهش قدرت خريدشان، از سبد مصرفي خود حذف كنند. مثل لبنيات و شير كه با افزايش چند مرحلهاي قيمت در سال گذشته، به تدريج از سبد مصرفي بسياري از خانوارها كنار گذاشته شد يا ميزان مصرف آن به حداقل رسيد.
ميگويم: خب اگر اين اطلاعات درست باشد چه؟ يكنفر نبايد اينها را به گوش رئيسجمهور برساند. ديدي كه خبر توزيع ناجور سبد كالا را كه به گوش رئيسجمهور رساندند، جلو آن را گرفت! حالا هم همينكار را بايد كرد. قضيه مواد غذايي با ماشين و مسكن و تحصيل علم و مسافرت و پوشاك و وسايل خانه و آب و برق و گاز و تلفن فرق دارد. اصلاً تعمداً آنها را بايد گران كنند كه مردم فرهنگشان برود بالا و بشوند مثل اروپاييها. تا الان هم موفق بودهاند. حالا البته عين هنديها و بوداييها شدهايم اشكالي ندارد. دوره گذار است. به اروپا و امريكا هم ميرسيم. چه عمر ما كفاف كند چه نكند!
ميگويم: يعني هيچي ديگر به مردم نرسد؟ فقط هوا استنشاق بكنند؟ مثلاً انگار در سال 2050 زندگي ميكنند!اي جانم، يعني از همه كشورها بيشتر توسعهيافتگيمان، برجسته سازياش ميزند توي ذوق جهانيان و به آن مينازيم!
ميگويد. خنگول. يعني اينكه رئيسجمهور طبق سوگندش شرايط زندگي را براي مردم مناسبتر كند.
ميگويم: چرا شما فكر ميكنيد كه اين كار رئيسجمهور است؟ چرا فكر نميكنيد كه مملكت نظم و قانون دارد و همه چيز سر جاي خودش است و...
ميگويد: آهان! از آن جهت! بله، درست ميفرماييد. بنده هم كه از اولش گفتم اين اخبار نادرست و نبايد وقت رئيسجمهور را با آنها گرفت.