ابوي ميگويد: يك دكتر هم پيدا نميشود تا يك رژيم غذايي مناسب بنويسد، تا مشكل حل شود.
ميگويم: بزنم به تخته، شما كه خوب روبهراهيد. اين دو هفته را هم كه خوب روزه گرفتهايد. ديگر دكتر و رژيم ميخواهيد چكار؟حالا ميوه لوكس گران است، ميوه دست چندم تاناكورايي كه پيدا ميشود. بخريد و بخوريد، دو روزه كار هر رژيمي را ميسازد. ناراحت هم نباشيد 80 درصد برندهاي خارجي، توليد داخل است!
ميگويد: براي خودم نميخواهم براي مرغها ميخواهم. آخر مرغها در ايران اضافه وزن دارند. براساس استانداردهاي سازمان بهداشت جهاني، وزن مطلوب مرغ براي مصرف 800 تا يكهزار و 200 گرم است كه اين وزن در ايران بين يكهزار و 400 تا يكهزار 800 گرم شده تازه اين كفَش است.
ميگويم: بگوييد دامپزشك احتياج داريم. خب ندهند مرغها مفت بخورند. عجب حكايتي است. لابد پول بيزبان نفت و بلوكههاي آزاد شده را ميريزند آنجا، تورم موضعي درست ميكنند. اگر اينطور است، ما هم شبها برويم در مرغداري بخوابيم، بوتاكس كنيم و پروار شويم! وقتي خواستند سرمان را ببرند بگوييم ما خروسيم و مرغ نيستيم و بگذارند برگرديم خانه! واقعاً اين چه حكايتي است؟
ميگويد: تازه در آمار غير رسمي مرغها حداقل سه كيلويي هستند. در كشور ما هر چه وزن مرغ به سه كيلوگرم نزديكتر باشد كشتارگاه هزينه كمتري را براي آن دريافت ميكند و در نتيجه مرغداران نيز براي جلوگيري از ضرر و زيان مالي مرغ را بيش از حد نگهداري ميكنند.
ميگويم: پس اين صنعت مرغداري كه بعد از نفت و پتروشيمي بالاترين سرمايهگذاري را دارد هم بيمار است. بالا رفتن سن مرغ باعث پايين آمدن كيفيت لاشه، بالا رفتن چربي محوطه بطني، كاهش ضريب تبديل غذايي و... ميشود. راست ميگوييد كار دامپزشك نيست ما دكتر لازم داريم! كار تخصصي است!
ميگويد: حيف كه متخصصان دولت درگير كارهاي بزرگتري هستند والا تكليف اين اضافه وزن را مشخص ميكردند. يك رژيم شيبدار ميدادند تا هم آپشنهاي موجود مرغي كم شود، هم قيمت لاشه بدون آن آپشنها بالا رود، هم داد ناظران شوراي رقابت مرغي در نيايد كه ما خبر نداشتيم! هم ركود مرغي را پشت سر ميگذاشتيم!
ميگويم: يعني حتي ربيعي و نوبخت هم بيكار نيستند؟ ديدم چند وقتي است به ستون سر نميزنند، سوت و كور شده است. نگو كه حرف نميزنند و كار ميكنند. من هم بايد از آنها الگو برداري كنم. خبري، حرفي، شعبدهاي نداريد، نشنيدهايد، نديدهايد؟ دلواپس شدم.
ميگويد: نوبخت كه دارد از روي پرچين ميپرد، ربيعي هم دارد تز اختلالات اجتماعياش را ميپزد.
ميگويم: باز داريد مبهم حرف ميزنيد! اين پرچين ربطي به سفر برادر رئيسجمهور به ژنو دارد؟ اين تز اختلالات ربطي به بازي واليبال چهارشنبه دارد؟ اين...
ميگويد: نه پسر گلم. پرچين همان سازمان مديريت است كه مشاور اسبق رئيسش گفته سازمان ديوار نبود، پرچين بود و ميشد از روي آن پريد. حالا هم نوبخت گفته اول مرداد وقتشه و با احياي مجدد سازمان مديريت و برنامهريزي ديگر برنامهها و طرحهاي عمراني و اقتصادي كشور براساس اراده شخص رئيسجمهور تهيه و تنظيم نخواهد شد!
ميگويم: پس ديگر كسي مكدر نميشود يا مكدر ميشود كه همه ميخواهند از روي پرچين بپرند؟
ميگويد: اصلاً بشود يا نشود، مهم پريدن است، وقتي بپري ديگر دست كسي به تو نميرسد. مثل قيمتها كه هي ميپرند! پرواز را به خاطر بسپار، پرنده كشتني است!
ميگويم: خب از ربيعي ميگفتيد؟ نكند با اين تزش است كه رئيسجمهور گفته بيكاري را به زانو در ميآوريم. نگو كه كليد داخل جيب ربيعي بوده!آب در كوزه و ما دنبال ليوان كريستال برزيلي ميگرديم!
ميگويد: به گفته ربيعي، متأسفانه ما وارث فقر و گرسنگي اختلالات اجتماعي هستيم و نميخواهيم صورت مسئله را پاك كنيم زيرا جامعه ايران بايد به سوي سالمندي حركت كند. 500 هزار نفر كه با فقر مطلق و عدم امنيت غذايي مواجه بودند طي روزهاي گذشته توانستند از امنيت غذايي برخوردار شوند كه اميدوارم اين تعداد به زودي به 5/7 ميليون نفر برسد.
ميگويم: جامعه ايران بايد به سوي سالمندي حركت كند؟500 هزار فقير بشوند 5/7 ميليون نفر؟ اين تز كه ميتركاند؟همه مثل مرغها اضافه وزن ميگيرند كه اين چه كاري است؟ همان حرف بزنند و كار نكنند كه سنگينتر ميشوند.
ابوي ميگويد: كجاي كاري اولاد آدم؟ همه اضافه وزن دارند. مگر نشنيدهاي كه بررسيها نشان ميدهد سهم هر ايراني از درآمدهاي نفت و گاز كشور 5 ميليون و 60 هزار تومان درسال است.
ميگويم: كو؟ پول من كجاست؟
ميگويد: خبرآنلاين نوشته؟من كه از خودم در نميآورم. سهم را به تومان نوشته، يارانه را به ريال حساب كرده!
ميگويم: بيا برويم شكايت. بلكه آنها جاي پولها را بدانند و به ما لو بهند. تهاتري هم قبول است. خودنويس يا ساعت بابك زنجاني را هم بدهند قبول است...