ابوي يكدانه تخممرغ از جيبش درآورده و ميگويد: اين است كورسوي اميد! از تدبيرم حال كردي؟ من ديگر نميگذارم بازي تكدر تكرار شود. از اين به بعد دست شوراي رقابت تخممرغي را از درون جيبم خلع يد ميكنم. به جاي سياست هويج و چماق آنها، سياست فلفل و نمك ماها شروع ميشود...
ميگويم: مبحث تكدر براي خودرو بود. از آن آبي گرم نشد اما تخممرغ؟ من تنها بازياي كه يادم است آن بود كه ميگفت مرغ ما امروز چندتا تخم كرده است. بعد هم كه عرفان مكزيكي و كارلوس كاستاندايي آمد، گفتند هر آدم درون يك تخممرغ است و بايد از درون آن بتواند پوسته تخممرغ را سوراخ كند، تا يك جهان نور از بيرون سرازير شود و از روي هاله هر آدم ميفهمي كه سوراخش بزرگ است يا كوچك. ما هم هر كاري كرديم نتوانستيم برويم داخل تخممرغ تا پوستهاش را از درون سوراخ كنيم، اما هنر هاله بينيمان تا بخواهي شهره عام و خاص شد.
ابوي ميگويد: بالاخره ليلي زن است يا مرد؟ پسر جان! مبحث همان مبحث تكدر است. اول ميگويند اينقدر ضرر كردهايم. بعد ميگويند توليد ميكشد پايين و ناياب ميشود، دست آخر هم 10 برابر ضررشان را ميكشند رويش و دو قورت و نيمشان هم باقي ميماند و همه مكدر ميشوند. آن وقت تو ميگويي نتوانستهاي فلان و بهمان كني و بحث قديمي هاله را ميكشي وسط؟
ميگويم: باز دور برداشتهايد! به قول دكتر سريع القلم (معروف نزد رانندگان تاكسي)، طوري صحبت ميكنيد انگار در دوران جنگ سرد هستيم! بگوييد چه شده. من يكي كه ديگر نميگذارم كسي مكدر شود. علماي علم اقتصاد كه ديگر امين دولت شدهاند و از شب تا صبح مورد مشاوره قرار ميگيرند. عكسشان هم كه تمام رخ در تيراژ كذايي يارانهاي چاپ و خمير ميشود.
ميگويد: براي همين من يك تخممرغ قايم كردم. هر ايراني يكي بردارد، ضرب شستي به گرانفروشان ميزنيم و انتقاممان را از خودروسازان و اقتصادبازان ميگيريم. فكرش را بكن. من و تو ثروتمند ميشويم. ما ديگر ايراني نخواهيم بود و مانند عربستانيها ميشويم. همين سريعالقلمت گفته كه براي اينكه يك كشور قابل اعتنا در خاورميانه باشيم به ثروت نياز داريم. امروز اگر عربستان براي بسياري از كشورها تعيين تكليف ميكند، يك دليل عمدهاش ثروت اين كشور است.
ميگويم:اين چه حرفي است؟ من تا دليل واقعي اين احتكارتان را نگوييد از شما مكدر ميمانم. تكدرخاطر هم كه براي سفره خالي نان و ثروت نميشود. تا نان هم نباشد كه تخممرغ خالي نميچسبد. بعدش هم عربستان براي كدام كشور تعيين تكليف كرده؟
ميگويد: حالا براي خالي نبودن عريضه يك چيزي گفتم. مهم اين است كه مديرعامل اتحاديه سراسري توليدكنندگان مرغداران تخم گذار از متوسط ضرر 2 تا 2 هزار و 500 توماني توليدكنندگان تخممرغ در كشور خبر داده و گفته ادامه اين روند ميتواند به كاهش توليد و احتمال كمبود تخممرغ در نيمه دوم سال جاري منجر شود. ميبيني همان راهي را دارند ميروند كه خودروسازها، نفتيها، برقيها، آبيها، گازيها و تمام تدبيريها از اول امسال رفتهاند. اول با شيب كند، بعد تند، بعد شوك، بعد مكدرشدن، بعد...
ميگويم: اي عجب! نكند مسئولان از اينها هم ماليات ميگيرد؟ فردا روزنامه چيهاي حلقه فلان ننويسند اگر ماليات حذف شود، تخممرغ از جان آدميزاد ارزانتر ميشود!
ميگويد: اين چه حرفي است؟ مشكل ماليات كه حل شده. مگر نشنيدي كه مجتبي رحماندوست عضو كميسيون اجتماعي مجلس گفته با افزايش بيرويه و حتي چندين برابر شدن مالياتها دست بعضي از مميزين باز شده تا با مراجعه به مؤديان به بهانه اخذ تخفيف مالياتي از ادارات مالياتي، تقاضاي وجوه نامشروع كنند... يك چيزي ميدهيد (شما بخوانيد تدبيري ميكنيد) يك چيزي گيرتان ميآيد (شما بخوانيد اميد گيرتان ميآيد).
ميگويد: ديدم مركز آمار ايران اعلام كرده هر خانواده شهري ماهانه يك ميليون و 700 هزار تومان خرج دارد. پس بگو اين رشوه را هم حساب كرده.
ميگويم: نه پدر من بدون آن است. آنها هميشه يكسال عقبترند. الان 25 درصد ديگر هم بكشند رويش باز هم با احتساب رشوه مالياتي نميشود.
ميگويد: اي عجب. ميبينم شبها نميآيي خانه... نگو كه تو هم شبانه اقتصاد تلمذ ميكني كه گفتارت اينقدر مغز دارد. عجالتاً اما برو با اين يارانه معهود، تخممرغ بخر كه اين را هم از ما بگيرند ديگر نميتوانيم راه برويم. قوتمان ميپرد و ميرود... آن وقت ديگر براي مشاوره دادن از خانه بيرون نميروي، ملتي مكدر ميشود.