کد خبر: 655332
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۰
مروري بر كاربرد تسليحات شيميايي بعثي‌ها در جنگ تحميلي به بهانه سالروز بمباران شيميايي سردشت
بمباران شيميايي شهر سردشت مصادف با هفتم و هشتم تيرماه 1366 را بايد نقطه عطفي در تاريخ جنگ‌هاي معاصر برشمرد.
عليرضا محمدي

 

در اين روز براي اولين‌بار يك شهر با مردمان غير‌نظامي هدف بمباران شيميايي كشوري چون عراق قرار گرفت كه با عضويت در سازمان‌هاي جهاني، ظاهراً يك دولت متعهد به معاهدات بين‌المللي به شمار مي‌رفت. اين كشور كه دولت آن از دستگاه ديپلماسي بهره مي‌برد، قاعدتاً بايد از عواقب كار خود با خبر باشد. اما صرف‌ نظر از ديوانگي‌هاي شخصي به نام صدام كه رئيس‌جمهور رسمي كشور عراق بود، ‌به راستي دولت متبوع وي از عواقب كارش آگاهي كامل داشت و با علم به اين موضوع كه پاسخ مجامع بين‌المللي به جنايت‌هاي او سكوت است، حملات شيميايي خود را به سردشت و هشت ماه بعد به حلبچه انجام داد.

با مروري بر جنايت‌هاي جنگي ارتش بعث عراق در طول دفاع مقدس روندي را شاهد خواهيم بود كه طي آن بعثي‌ها با سنجش تدريجي واكنش‌هاي بين‌المللي، رفته‌رفته استفاده از تسليحات شيميايي را گسترش دادند. به اين معني كه در سكوت معنا‌دار مجامع جهاني قدم‌به‌قدم پيش رفته و در نهايت خود را مجاز دانستند كه مي‌توانند به يك شهر غير‌نظامي حمله شيميايي انجام دهند. در اين مجال و به بهانه بمباران شيميايي سردشت، مروري بر استفاده ارتش بعث از تسليحات شيميايي در جنگ تحميلي و واكنش‌هاي بين‌المللي به اين جنايت آشكار جنگي خواهيم داشت.

23 مهر

23 مهرماه 1359، استان خوزستان و مشخصاً محور دزفول به هويزه، براي اولين‌بار بوي نامطبوع گاز خردل بعثي‌ها را استشمام كرد. در اين روز عراق چهار بار از سلاح شيميايي بهره برد كه ماحصل اين حملات محدود يك شهيد و 10 مجروح بود. سه ماه بعد نيز ارتش بعث كه گويي ساخت تسليحات شيميايي خود را گسترش مي‌بخشيد، ‌اين‌بار در 23 دي ماه يك حمله شيميايي با هدف و برنامه‌ريزي مشخصي در دامنه بلندي‌هاي ميمك انجام داد. اين منطقه از حدود چهار روز قبل يعني از 19 دي ماه شاهد حمله رزمندگان ارتشي براي بازپس گرفتن بلندي‌ها بود. اگر توجه داشته باشيم كه ميمك يكي از موارد اصلي مورد مناقشه كشورمان با عراق بود، به حتم پي خواهيم برد كه پس گرفتن اين بلندي‌ها تا چه ميزان مي‌توانست بر حيثيت و ادعاهاي صدام خدشه وارد كند. لذا وي اين‌بار و در مقياسي وسيع‌تر دستور حمله شيميايي را صادر كرد كه در پي آن 40 شهيد و 100 مجروح بر نيروهاي ايراني وارد شد.

سردار محمد‌باقر نيكخواه بهرامي كه در مقطعي از دوران دفاع مقدس فرماندهي قرارگاه جنگ نوين (پدافند حملات شيميايي، ميكروبي و...) را برعهده داشت و اينك نيز تحقيقات خود در خصوص جنايات شيميايي صدام را دنبال مي‌كند، در خصوص استفاده ارتش بعث از تسليحات شيميايي در طول جنگ تحميلي مي‌گويد: عراق كه از همان ماه‌هاي اوليه شروع جنگ تحميلي از تسليحات شيميايي استفاده كرده بود، ‌در ابتدا نه علم لازم براي گسترش سلاح‌هاي خود را داشت و نه جسارت لازم را، به همين خاطر وقتي به نوع و محدوده استفاده آنها از تسليحات شيميايي در جنگ نگاه مي‌اندازيم، مي‌بينيم كه اين كشور هر بار كيفيت و كميت استفاده از اين تسليحات را گسترش مي‌داد و سعي مي‌كرد مناطق و تعداد نفرات بيشتري را مورد حمله قرار دهد. چنانكه در سال 62 و عمليات والفجر2 به تاريخ 29/4/62 در منطقه عمومي پيرانشهر اولين عمليات شيميايي نسبتاً وسيع دشمن به مدت هشت روز يعني تا 25/5/62 ادامه يافت. حدود 100 شهيد از رزمندگان و حتي مردم عادي ماحصل اين حملات وحشيانه بود.

آنطور كه نيكخواه‌بهرامي مي‌گويد، براي اولين‌بار در بمباران تيرماه 62 است كه غيرنظاميان نيز از بمباران شيميايي بعثي‌ها آسيب مي‌بينند. اما آن زمان توجيه اين بود كه روستانشينان اطراف مناطق درگيري به صورت ناخواسته آسيب ديده‌اند. به هر روي از سال 62 به بعد كه گويي ارتش بعث توانايي‌هاي لازم براي گسترش حملات شيميايي را يافته بود، براي مقاومت برابر تمامي تك‌هاي نظامي كشورمان از تسليحات شيميايي استفاده مي‌كرد. چنانچه تنها سه ماه پس از عمليات والفجر 2 در مهر ماه همين سال و طي عمليات والفجر4 نيز حملات خود را تكرار كرد و همان طور كه همگان مي‌دانيم در اسفندماه 62 كه عمليات بزرگ خيبر در هورالهويزه انجام گرفت، رزمندگان با چنان حملات وسيع و افسار‌گسيخته شيميايي دشمن روبه‌رو شدند كه انبوه مجروحان شيميايي اين عمليات براي مداوا به كشورهاي اروپايي نيز اعزام شدند. اما عراق تا پايان جنگ 600 بار حملات شيميايي به مواضع نيروهاي ايراني انجام داد.

قطعنامه‌هاي سازمان ملل

با وجود حملات وحشيانه شيميايي دشمن كه پس از سال 62 تقريباً هر سال چندين هزار نفر از رزمندگان و حتي مردم عادي را مصدوم مي‌ساخت، پيگيري‌هاي دستگاه سياست خارجي كشورمان بر آن بود تا حدالمقدور با محكوميت اين جنايات توسط مجامع بين‌المللي، تحريم‌هايي را به كشور عراق تحميل كند تا اين كشور علاوه بر مسدود شدن مجاري دستيابي‌اش به موارد بيشتر و پيشرفته‌تر شيميايي، ديگر اجازه استفاده از اينگونه سلاح‌ها را نيز نداشته باشد.

اما تمامي اين تلاش‌ها در نهايت منجر به تصويب چهار بيانيه و دو قطعنامه شد كه نيكخواه بهرامي در تشريح آنها مي‌گويد: در طول دوران دفاع مقدس بنا به استفاده مكرر عراق از تسليحات شيميايي و همين طور درخواست‌هاي ايران، ‌شوراي امنيت چهار بيانيه و دو قطعنامه صادر كرد. بيانيه‌ها كه الزام چنداني به رعايتشان وجود ندارد اما آن دو قطعنامه كه به ترتيب 612 و 620 بودند يكي در ارديبهشت سال 67 و ديگري در شهريور ماه همين سال صادر شدند. قطعنامه 612 چندان مورد قبول ما نبود چراكه در آن شوراي امنيت به صراحت عراق را به جهت استفاده از تسليحات شيميايي محكوم نكرد و از دو طرف مي‌خواست كه در اين مورد خويشتنداري نشان دهند، اما در قطعنامه بعدي كه 620 بود بندهايي گنجانده شده بود كه به خواست ما نزديك‌تر بود. در اين قطعنامه كشورهاي ديگر از دادن مواد شيميايي به عراق منع شده بودند و همچنين از درخواست ايران براي اعزام فوري كارشناسان براي بررسي حملات شيميايي بعثي‌ها حمايت شده بود.

نكته جالب توجه در خصوص قطعنامه 620 اين بود كه اين قطعنامه يك ماه پس از برقراري آتش بس كامل بين ايران و عراق تصويب شد. نوشدارويي بود بعد از مرگ سهراب كه ديگر حتي براي كشور ما نيز قابل توجه نبود، چه برسد به ارتش بعث كه تا آن زمان چيزي حدود يكصد هزار نفر از رزمندگان ايراني را آلوده گازهاي سمي تسليحات شيميايي خود كرده بود و علاوه بر آن، با حمله به دو شهر غيرنظامي سردشت و سپس حلبچه، ‌ادعاي حقوق بشر استكبار جهاني را تماماً به سخره گرفته بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار