ابوي ميگويد: بدو برو چند تا مجوز گراني بگير بردار بيار برويم حظش را ببريم. دير بجنبي تمامش را ميدهند به خودروسازها(مخصوصاً حالا كه اهل رفاقت شدهاند). برو كه حليم كيلويي هشت و نيم و آش كيلويي هفت تومني را گرانتر بديم دست مردم روزه دار! ميگويم: اينكه گران شدشه. مگر پارسال اين قيمت بود؟ ميگويد: دو زار بده آش به همين خيال باش ! مگر خودرو را با مجوز شوراي رقابتگران هفته پيش گران نكردند كه دوباره مدير عامل ايران خودرو گفته دوباره مجوز ميگيرد تا بكشند رويش! ما هم ميكشيم رويش! اينجوري از آنها جلوتر ميزنيم. آنوقت ديدي به جاي رفاقت ياد گرفتند و رقابت كردند. ميگويم: منظورتان كيفيت است ديگر؟ ميگويد: مثل كيفيت پرواز ايران اير! اول پيامك ميدهند كه پرواز تأخير دارد. بعد زنگ ميزنند كه تأخير اندك است. بعد ميگويند چه كسي گفته؟ دست آخر هم ميگويند شوخي آخر خرداد بوده! حالا از امروز آنها هم ميخواهند بكشند بالا! اسمش را هم گذاشتهاند متنوعسازي نرخ بليت! ميگويم: آخرش پريده يا نه ورپريده؟ ميگويد: نصف مسافرها در اهواز خيابانگردي كردهاند و نصف ديگر در فرودگاه خواب مانده و. . . .
ميگويم: بين خودمان بماند با اين بلبشويي كه من ميبينم لازم نيست برويم و زيرميزي مجوز افزايش قيمت بگيريم. ميگويد: پس بدون اين مجوزها مسئولان، رشد اقتصادي را چطور ببرند روي نمودار و در تلويزيون نشان مردم بدهند. ميگويم: اولاً كه گراني ربطي به رشد اقتصادي ندارد، دوماً مركز پژوهشهاي مجلس گفته رشد اقتصادي كاهش مييابد! ميگويد: اينها نميخواهند با هم رفاقت كنند؟ يكي ميگويد رشد داريم. آن يكي ميگويد زرشك! يكي ميگويد ارزان ميشود آن يكي ميگويد سپلشك! ميگويم: به بعضي چيزها نميشود آب بست. ظريف كاري است. پر پرانتز است. بفهمند رفاقتي است مردم شاكي ميشوند. مخصوصاً كه آب مردم را دارند مفت به مردم ميدهند. ميگويد: آب را كه تازه كشيدند بالا! ميگويم: نخير و مگر نشنيدهايد كه سهم پرداختي مشتركان از هزينه تمام شده 20 درصد است. ميگويد: اينها هم رفتهاند در صف مجوز گراني؟ اما مجوزشان را نه شوراي رقابت ميدهد و نه قيمت را نشستهاي رفاقتي سازمان حمايت از مصرفكنندگان ميدهد. ميگويم: برق را كه صادر ميكنيم فعلاً گران نميكنيم هرچند حالا گازوئيل نداريم و برق را هم بايد.... ميگويد: زلزلهاي مصيبتي چيز ديگري نيست. اينهمه خبر خوب داري يك وقت چشمت نكنند....