ابوي ميگويد: سيمان هم كه از اول تير با نظر مثبت وزارت صنعت گران ميشود. پس اين سازمان حمايت از مصرفكننده كجاست؟ رفته دنبال حمايت از توليدكننده؟ نكند به شغل شريف دلالي تمسك جسته؟
ميگويم: نصف عمرتان بر فناست! مگر خبر خبرگزاري مهر را نخوانده بوديد؟ شما هميشه 24 ساعت از دنيا عقبتريد! نكند صدا و سيمايي هستيد و ما خبر نداريم؟
مي گويد: سازمان اعتراض كرده! جلو گراني آب معدني و شير و بستني و سيب زميني را مجدداً گرفتهاند؟ چه؟ بگو قند در دلم آب شد! بگو كه ماه رمضان باز هم بيسحري روزه نميگيريم!
ميگويم: نوشته اين افزايش بيسر و صداي قيمتها در سكوت خبري سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان در حالي صورت ميگيرد كه اين سازمان به هيچ عنوان پاسخگو نبوده و گويا قصد هم ندارد كه در مورد عملكرد خود پاسخگو باشد؛ اين در حالي است كه تماسهاي خبرنگار مهر بيش از هفتههاست كه از سوي مسئولان اين سازمان بيپاسخ مانده است؛ البته برخي از مسئولان اين سازمان نيز تنها به جملهاي كوتاه بسنده ميكنند كه محمدرضا نعمتزاده، وزير صنعت، معدن و تجارت تمام مسئولان اين سازمان را ممنوعالمصاحبه كرده است؛ موضوعي كه روابط عمومي وزارت صنعت، معدن و تجارت آن را رد كرد و معتقد است كه چنين دستوري صادر نشده و برخي معاونان كمكاري خود را به وزير نسبت ميدهند.
ابوي ميگويد: يعني چه؟ موقع قيمتگذاري خودرو كه ميشود ميگويد ما نه شتريم نه مرغيم كه شتر مرغيم! به ما ربطي ندارد. موقع جلوگيري از گراني كه ميشود، ميگويد جيك نزنيد كه ما جوجه هم نيستيم. پس اين وزارتخانه شترگاوپلنگ دارد چه كار ميكند؟
ميگويم: نصف ديگر عمرتان هم به فنا رفت! مگر خبر خبرگزاري ايرنا را نخواندهايد؟ بخوانيد و تواب شويد! باشد كه تدبيري به كار بنديد و سر بيشام زمين نگذاريد!
ابوي ميگويد: پس جنگ بين خبرگزاريهاست. جنگ نفتكشها را در سينما ديده بوديم اما جنگ خبرگزاريها را در روزنامهها نخوانده بوديم. چه نوشته ارگان وزين و نقدپذير دولت؟
ميگويم: نوشته اما اينكه چرا برخي رسانهها از ابتداي دولت يازدهم تاكنون هرازگاهي با بهرهگيري از شيوههاي غيرحرفهاي تخصص و تجربه نعمتزاده را ناديده ميگيرند؟ پرسشي است بيپاسخ. شايد به اين دليل است كه در گفتار و رفتار خود بلاتكليفيم، گاهي پختگي را ارج مينهيم و گاه با بكار بردن واژههايي همچون فرتوت و از كار افتاده هرآنچه نازيباست را نثار بزرگان اقتصاد ميكنيم. يادمان ميرود ما در كجاي نقطه پرگاريم و آنها كجا؟... از سويي نميتوان هيچ توجيهي براي بروز برخي كجسليقگيها در انتشار اخبار و ناديده گرفتن حرمت افراد پيدا كرد، با اظهارات غيرواقعي از واقعيتها دور شد، حاشيهپردازي كرد و حرمت قلم را ناديده گرفت. هنگامي كه ميشنويم نعمتزاده هر روز تا پاسي از شب در جلسات متعدد كاري با حوصله بسيار شنونده مشكلات مختلف توليد بوده و به دنبال يافتن راهكارهاي لازم است، رنج سفرهاي متعدد داخلي و خارجي را براي پيشبرد اهداف حوزه توليد و تجارت به جان ميخرد، چگونه ممكن است اقدامات را ناديده گرفته و با بيتوجهي و پرداختن به برخي مسائل حاشيهاي اعتبار رسانه را در نزد مخاطب خدشهدار كنيم؟
ابوي ميگويد: قلمت را زمين بگذار برادر! از ديروز كه مصاحبه كردن ممنوع شد، از امروز نوشتن. فردا ميبيني نفس كشيدن! اصلاً كه گفته گراني است. اصلاً آن مردي كه تا نيمه شب در دفترش كار ميكرد و اقتصاد مملكت را...، نرفته است. او روحش در ديگري حلول كرده...