عدم حصول توافق در نشست وين 4 اگرچه ممكن است به بنبست روند مذاكرات هستهاي ايران با گروه 1+5 تعبير شود و حتي در عرصه رسانههاي داخلي با بايكوت خبري رسانههاي مدعي حمايت از دولت مواجه شود اما واكنش منطقي و قابلانتظار تيم مذاكرهكننده هستهاي در اين مذاكرات را ميتوان مرحله جديدي در روند تعامل دستگاه ديپلماسي كشور با گروه 1+5 و مهره شاخص آن گروه يعني امريكا ارزيابي كرد.
امريكاييها از قبل اين دور از مذاكرات را سخت ارزيابي كرده و مدعي شده بودند كه تيم مذاكرهكننده ايراني بايد در اين نشست تصميمات سختي بگيرد، چرا كه مبتني بر مراحل گذشته مذاكرات و دستاوردي كه آنها از توافقنامه اوليه (آذر 92) داشتند، تصورشان اين بود كه اين بار هم با فضاسازيهاي حاشيهاي قادر خواهند بود متن توافقنامه نهايي را در چارچوب منافع راهبردي خود تنظيم كنند اما به رغم انتظار آنها، تيم مذاكرهكننده هستهاي مبتني بر خطوط قرمز طراحي شده در مراجع تصميمگيري نظام و البته به پشتوانه حمايتهاي رهبري و مردم توانست «دلاورانه» در اين مرحله «دلواپسيهاي» منتقدين داخلي را پاس داشته و با پافشاري بر منافع ملي جمهوري اسلامي ايران سه اصل «عزت، حكمت و مصلحت» را در عمل تحقق بخشد.
در مورد چرايي ورود ايران و امريكا به عرصه مذاكرات هستهاي و اهداف هر يك پيش از اين سخن گفته شده است اما در سطح كلان امريكاييها براي توافقنامه سه دستاورد عمده را پيشبيني كرده بودند:
1- دستاورد حداقلي آنها، اين بود كه از اين مسير توجيهي براي القائات قبلي خود در مورد انحراف ايران از روند فعاليتهاي صلحآميز هستهاي بيابند. در اين زمينه اگرچه ايران بارها بر عدم انحراف فعاليتهاي هستهاي خود تأكيد و حتي مقام معظم رهبري رفتن به سمت توليد بمب اتم را خلاف شرع دانسته بودند، اما ايران از روند مذاكرات براي اثبات سلامت فعاليتهاي گذشته هستهاي استفاده كرد و توانست توهم ايجاد شده در زمينه انحراف ايران از فعاليتهاي صلحآميز هستهاي را در هم شكسته و تا همين مرحله به رغم سياهنماييهاي نظام سلطه، اعتماد منطقهاي و بينالمللي را بازيابد.
2- دومين دستاورد مورد انتظار امريكاييها از اين مذاكرات مبتني بر خط القايي گذشته كه انتخابات يازدهم ايران نتيجه تحريمها و فشارها بود، در پي اين بوده و هستند كه اين روند را به بستري براي تغيير رفتار و حتي تغيير ساختار جمهوري اسلامي ايران تبديل كنند، به همين دليل است كه در آستانه سفر سوزان رايس و وندي شرمن به سرزمينهاي اشغالي در آستانه نشست وين 4، رايس در ديدار با نتانياهو «بر تلاش باراك اوباما براي دستيابي به توافق با ايران تا پايان سال جاري، يعني قبل از آنكه شرايط سياسي داخلي ايران ، روند امور را عوض كند» تأكيد كرده بود، در اين زمينه اگرچه ناگفتنيهاي زيادي وجود دارد اما روند شتابناك برخي از رسانههاي وابسته داخلي بر ضرورت تسليم در برابر زيادهخواهيهاي دشمنان و غافلگيري و سكوت آنها نسبت به نتيجه مذاكرات از اين همگراييها حكايت دارد و البته ترديدي نيست كه ايستادگي تيم مذاكرهكننده بر اصول و خطوط قرمز نظام اين سناريوي مورد انتظار غربيها را هم به محاق برد.
3- سومين دستاورد مورد انتظار امريكاييها به روند تحولات منطقهاي و جهاني بازميگردد. تحولات اخير منطقه و ناكاميهاي امريكا در تنظيم تحولات بر اساس راهبردهاي كلان امنيت ملي امريكا و در نقطه مقابل توفيقات ايران دراين عرصه، ايران را به بازيگري اصلي در تحولات منطقه تبديل كرده است كه ناديده گرفتن آن امكانپذير نيست. به همين دليل امريكاييها با پيگيري اين مذاكرات و تلاش براي تحميل ديدگاههاي خود در اين توافقنامه درصدد ايجاد يك «قاعده» جديد در تعاملات منطقهاي بوده و بهرهبرداري طبيعي آنها هم از اين روند القاي تسليم ايران بود. مبتني بر آن رسيدن به يك ساز و كار جديد منطقهاي و تأمين امنيت رژيم صهيونيستي كه اركان آن بر تضعيف و از بين بردن توان دفاعي و مهار موقعيت منطقهاي ايران بود، دور از انتظار نبود كه در اين هدف نيز ناكام ماندند.
بر اين اساس نشست وين 4 را نبايد براي ايران بنبست تلقي كرد، چراكه مبتني بر درسهاي گذشته و نقشه راه تيم مذاكرهكننده كه قالب خطوط قرمز بعضاً در رسانهها به آن اشاره رفته است، تيم ايراني با اتكا به حمايت مردم و رهبري نظام و پشتيباني دستگاههاي اجرايي و سياستگذاري و البته تحمل نقد منتقدان دلسوز داخلي بايد مسير آينده را با درايت و ابتكار پيش برد كه البته لازمه آن عمل مسئولان دستگاههاي اجرايي به توصيه رهبري است. معظمله در جريان بازديد از نمايشگاه هوافضاي سپاه، در هفته گذشته در اين زمينه يادآور شدند: من همواره طرفدار ابتكار در سياست خارجي و مذاكره بوده و هستم و توصيه هميشگي من به مسئولان اين بوده كه در سياست خارجي و مبادلات بينالمللي هر چه تلاش و ابتكار وجود دارد به كار بندند اما نبايد نيازمنديهاي كشور و برخي مسائل همچون تحريمها، به مذاكره گره زده شود.
مبتني بر اين مؤلفهها و با توجه به نياز امريكاييها به رسيدن به يك توافق تا انتخابات مياندورهاي كنگره از تيم هستهاي ايران انتظار ميرود اين روند را مبتني بر تاكتيك نرمش قهرمانانه، هوشمندانه تا تحقق اهداف راهبردي نظام دنبال كند.