افراطگري و كشاندن انسانها در مسيري بر خلاف عرف معمول و سوءاستفاده از برخي احساسات تند و نامعقول سياسي براي رسيدن به مقصودهاي ناصواب، شايد بتواند مطلوبيت طراحان چنين راهبردي را آن هم براي يك مقطع گذرا برآورده نمايد، اما تجربيات گذشته در حوادث و رخدادهاي مهم ثابت كرده است، از قضا در تمام اين رخدادها همين جريانات سازماندهنده افراطيگري هستند كه ناخواسته بيشترين آسيب و ضرر را متوجه خودكردهاند. اين مبحث هم در مسائل داخلي ديده ميشود و هم متوجه كشورهايي است كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم طراحي جريانهاي افراطي و تروريستي را دنبال ميكنند.
دولت اصلاحات مصداق روشن افراطگري و افراطپروري بود و «آزاديهاي مدني» و به اصطلاح «حقوق شهروندي» بستر همين افراطگريها بود. اين روند تا آنجا پيش رفت كه تحمل همين افراد براي رئيس دولت اصلاحات سخت بود و خاتمي را در دانشگاه تهران وادار به واكنش نمود و در مقابل شعارهاي داده شده عليه او، دستور به اخراج دانشجويان داد. افراطپروري و تروريستپروري هر دو از يك مشرب تبعيت ميكنند، خواه اين مشرب برگرفته از وضعيت داخل و متأثر از فضاي سياست داخلي باشد يا براي سوءاستفاده از يك فضا و شرايط خارجي براي تأثيرگذاري در محيط منطقهاي و بينالمللي شكل گرفته باشد.
روزي كه همه دنياي غرب بسيج شد تا با استفاده از گروهي تروريست، دولت بشار اسد را دچار فروپاشي نمايد و در اين رهگذر از هيچ كوششي فروگذار ننمود و سيل كمكهاي مالي، اطلاعاتي، نظامي و تجهيزاتي به يك سرزمين كوچك گسيل شد تا سرنوشت بشار را در كمتر از چند ماه به گونهاي ديگر رقم زند، همه كساني كه تجربه جنگ افغانستان را پيش از حمله امريكا به اين كشور ديده بودند، به صراحت ميگفتند كه حركتهاي تروريستپرور محكوم به شكست است.
امروز پس از سه سال و اندي كه ملت سوريه زير بار گلولههاي خدعه غرب قرار گرفته و همچون كوه، استوار ايستاده و شاهد جنگ درون گروهي تكفيريهاي «جبهه النصره» و «داعش» است و فلان تروريست انگليسي، فرانسوي، امريكايي و... را در كنار تروريستهاي منطقهاي كه تحت حمايت و هدايت غرب آتش فتنه در سوريه را برافروخته بودند، ميبيند، به اين يقين رسيده كه عاقبت فرهنگ تروريستپروري، گرفتار آمدن در آن است.
ديروز كميته امور داخلي پارلمان انگليس از دولت اين كشور خواست تا با ابطال پاسپورتهاي اتباع انگليسي كه درگير جنگ عليه دولت سوريه شدهاند،مانع بازگشت آنها به كشورشان شود. اين جمله يعني اوج نگراني نسبت به آينده كشوري كه چندين بار تجربه اقدامات تروريستي را در مترو و اماكن مختلف لندن و مناطق حساس خودديده است.
برخي آمارها نشان از آن دارد كه حداقل 5 هزار شهروند انگليسي، فرانسوي و ديگر كشورهاي غربي با آخرين آموزشهاي تروريستي آشنا شده و نتايج آموزش خود را بيمحابا روي شهروندان مظلوم سوري پياده كردهاند و ميرود تا تحولات سوريه با برگزاري انتخابات به مرحله ثبات برسد و در چنين شرايطي طبيعي است رفتارهاي تروريستي جايگاهي در آينده اين كشور نخواهد داشت و انتقال بحران از سوريه به عراق و ديگر بلاد اسلامي نيز با مشكلات جدي مواجه خواهد شد و دولتهاي تروريستپرور غربي بايد پذيراي يك مشت تروريستهاي وطني كه خودشان با تجهيز سلاح و امكانات آنها را مجهز و به سوريه گسيل كردند، باشند و اين بار نه در «حمص»، «حلب» و «ريف دمشق»، بلكه در «متروپل لندن» يا فلان مركز تجاري فلان شهر انگليس، فرانسه يا امريكا شاهد چنين رفتارهاي تروريستي باشند. در اينجاست كه بايد گفت: «خود كرده را تدبير نيست».