مقام معظم رهبري در لوح تقديري كه به خانواده شهيد حاجحبيبالله كريمي اعطا كردند اين شهيد بزرگوار را اينگونه خطاب ميكنند: «شجاعت و فعاليت وي به كسب فتوحات مهم در صحنه جنگ كمك كرده و سبب اعتلاي كلمه اسلام و پايداري انقلاب و حفظ ميهن اسلامي گرديده است.»
حاجحبيبالله كريمي با شروع جنگ تحيملي به عنوان يك نيروي بسيجي راهي جبهه شد. در حالي كه ميتوانست براي اخذ دكتر به كشور سوئد سفر كند، حضور در جبههها را داوطلبانه پذيرا شد. سال 1360 به عضويت سپاه درآمد و در سال 1361 در تيپ تازه تأسيس امام حسن(ع) ابتدا در قسمت ادوات و بعد توپخانه مشغول خدمت شد. به اين ترتيب راهي را در رسته توپخانه آغاز كرد كه به فرماندهي وي در گروه 63 توپخانه خاتم الانبيا(ص) و حماسهآفريني او و همرزمانش در عملياتهاي متعددي ختم شد.
در يك نگاه كلي به فعاليتهاي حاجحبيب، وي ابتدا مسئول قبضه بود و پس از مدتي به عنوان فرمانده آتشبار در عمليات والفجر 4 شركت كرد و با توجه به نبوغ و شايستگي كه در عملياتهاي مختلف ازخود نشان داده بود، شهيد حسن شفيعزاده از ايشان دعوت به همكاري نمود و مأموريت تشكيل توپخانه 63 را به ايشان واگذار كرد. كمي بعد با توجه به رشد چشمگيري كه اين واحد توپخانه داشت به تيپ تبديل شد كه با فرماندهي اين شهيد بزرگوار در عملياتهاي مختلفي شركت كرد. به مناسبت سالگرد شهادت حاجحبيب الله كريمي در21 فرودين سال 66 گفتوگويي را با برادر و برخي از همرزمانش انجام دادهايم كه تقديم حضورتان ميشود.
*اميرحسين كريمي برادر شهيد
ضمن معرفي خودتان از شهيد كريمي برايمان بگوييد.
من اميرحسين كريمي هستم، فرزند شهيد اسماعيل كريمي و برادر سردار پاسدار شهيد حاجحبيبالله كريمي، برادرم در هفتم اسفندماه سال 1336 در آبادان متولد شد.
در رابطه با تولد حاجحبيب و نحوه نامگذاري ايشان، مادرم برايمان نقل ميكردند كه در سال 1335 پدرم در سفري كه به كربلاي معلي مشرف شدند، در زمان زيارت حبيبابن مظاهر از خداوند طلب فرزند پسر نمودند و نيت كردند كه نامش را حبيبالله بگذارد و سال بعد، در هفتم اسفندماه سال 1336 خداوند فرزندي به ايشان عطا فرمود و به خاطر شكرگزاري و برآورده شدن حاجتش نامش را حبيبالله گذاشت و سرانجام هم به راستي حبيب خدا شد.
از دوران كودكي شهيد برايمان بگوييد.
پدر و مادرم به تربيت حبيبالله توجه خاصي داشتند و به همين خاطر او در سن پنج سالگي در دبستان سلطاني آبادان شروع به تحصيل كرد. اين دبستان علاوه بر مسائل آموزشي تأكيد بسياري بر مسائل اخلاقي و مذهبي داشت و شخصيت دوران كودكي برادرم اينگونه شكل گرفت. برادرم به ورزش فوتبال و شنا بسيار علاقه داشت. تحصيلات را در دبيرستان دكتر فلاح آبادان به پايان رساند و ديپلم طبيعي اخذ كرد و به لحاظ توجه و علاقهاي كه به مسائل سياسي و اجتماعي زمان خود داشت در جلسات مخفيانه و خانگي آن زمان كه توسط دوستان و همكلاسان تشكيل ميشد شركت ميكرد. برادرم از طريق نوارها و كتابهاي مذهبي كه در آن زمان بين تعدادي از جوانان شهر رد و بدل ميشد خصوصاً كتابهاي دكترعلي شريعتي را مطالعه ميكرد و جلسات قرآني آن زمان كه به صورت غير رسمي برگزار ميشد شركت ميكرد. همچنين با حسينيه اصفهانيها كه در آن زمان كانون تجمع جوانان مذهبي بود ارتباط زيادي داشت و در جلسات آنان شركت ميكرد.
گويا شهيد كريمي در بحبوحه انقلاب در كسوت يك سرباز همچنان فعاليت سياسي داشت؟
بله، دوران خدمت سربازي ايشان مصادف بود با دوران حكومت نظامي بود، در اين زمان ايشان مسئوليت يك گروه را با تجهيز نفربر زرهي به عهده داشتند و همواره به سربازان تحت امر خود تذكر ميداد كه به سمت مردم شليك نكنند و با آنها همراه باشند.
در همين زمان ايشان اعلاميههاي دوران انقلاب كه شامل سخنرانيها و پيامهاي حضرت امام خميني(ره) بود را تكثير و شبانه توزيع ميكرد و در اطلاعرساني پيامهاي انقلاب به مردم تلاش ميكرد.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي چه فعاليتهايي انجام ميدادند؟
حبيبالله به عضويت كميته 48 شركت نفت آبادان درآمد. اين كميته كه متشكل از جوانان متعهد و انقلابي بود مسئوليت حفاظت از خطوط لولههاي نفت را به عهده داشتند، زيرا پس از پيروزي انقلاب به لحاظ حمايتهاي رژيم بعث عراق از منافقين همواره خطوط انتقال نفت مورد بمبگذاري و تخريب قرار ميگرفت تا بدين وسيله به اقتصاد كشور خسارت وارد نمايند. برادرم با تلاش شبانهروزي كه به همراه برادران عضو اين كميته انجام ميداد، توطئه دشمن را خنثي و از اقتصاد و از شريانهاي نفتي كشور حمايت ميكردند.
شنيدهايم شهيد كريمي توانايي ادامه تحصيل در خارج از كشور را داشت، پس چه علتي باعث شد تا ايشان مسير جبهه و جهاد را در پيش بگيرد؟
پس از پيروزي انقلاب حاجحبيبالله به لحاظ علاقه شديدي كه به ادامه تحصيل داشت، پس از مدتها تلاش و پيگيري، موفق شد ويزاي تحصيلي از كشور سوئد را در دكتري در رشته داروسازي اخذ كند و در تدارك رفتن و تهيه بليت هواپيما بود كه در 31 شهريور سال 59 با تهاجم دشمن بعثي به كشور اسلامي و شروع جنگ تحميلي برسر دوراهي سرنوشت قرار گرفت، رفتن به خارج از كشور و ادامه تحصيل يا ماندن در كشور و دفاع از آرمانهاي انقلاب، بالاخره سرنوشت او به گونهاي ديگر رقم خورد و ايمان در سراسر وجودش شعله كشيد كه بمان و از اسلام و انقلاب نوپا و كشورت دفاع كن. سرانجام ايشان مطمئن و مصمم راه دوم را انتخاب كرد و به دفاع پرداخت.
از نقش برادرتان به عنوان يك نيروي توپخانه در عملياتهاي دفاعمقدس بگوييد.
از ويژگيهاي منحصر به فرد عمليات فتح فاو دقت و حجم آتشهاي توپخانه و تاكتيك به كار گرفته شده در اين عمليات بود كه عبارت از تمركز آتشها و نيز زير آتش گرفتن عقبههاي مواصلاتي عراقيها بود. در اين خصوص نقش آتش توپخانه در انهدام بخش اعظم قواي دشمن با دهها سند مختلف در اين عمليات ثبت شده است.
گروه توپخانه 63 خاتم الانبيا(ص) به فرماندهي شهيد حبيبالله كريمي كه مأموريت عمل كلي قرارگاه خاتم را به عهده داشت نيز مانند عمليات بدر نقش محوري و اساسي در پشتيباني آتش از اين عمليات داشت. سردار شهيد حاجحبيبالله كريمي با گسترش گردانهاي توپخانه سازماني و تحت امر خود در ساحل رودخانه اروند كه از آبادان تا قصبه در شرقيترين نقطه جزيره آبادان مستقر شده بودند ضربات سنگين و كمرشكني به ارتش و نيروهاي عراق وارد كرد به طوري كه هيچ ستوني از يگانهاي ارتش عراق نميتوانستند از زير آتشهاي توپخانه گروه 63 سالم بگذرند و به هر صورت با تلفات و خسارات مواجه ميشدند.
بعد از عمليات والفجر 8 عراقيها طي عملياتي كه آن را دفاع متحرك ميناميدند شهر مرزي مهران را در استان ايلام تصرف كردند كه نيروهاي خودي طي عمليات كربلاي يك آن را پس گرفتند. در اين عمليات نيز شهيد حبيبالله كريمي با دريافت مأموريت طي زمان بسيار كوتاهي چند گردان توپخانه از جنوب به غرب آورده و با طرحريزي و اجراي آتشهاي پشتيباني قوي نقش محوري در آزادسازي مهران داشت.
بعد از سازماندهي و تشكيل گروه اولين عمليات بزرگي كه حبيبالله با گروه تازه تأسيس خود با مديريت عالي، نقش خود را در اجراي مأموريت محموله به خوبي ايفا كرد بدر بود. نقش گروه توپخانه 63 خاتم الانبيا(ص) در اين عمليات زبانزد همه فرماندهان سپاه و ارتش شده بود و اين همه مديون تلاش شهيد حبيبالله كريمي بود. بعد از عمليات بدر مسئوليت پشتيباني آتش توپخانه از جزاير در وضعيت پدافندي به حبيبالله و گروه قدرتمندش واگذار شد. ايشان ضمن انجام اين كار با راهنمايي حسن شفيعزاده طرح ابتكاري مهمي را به كار برد كه بعد از ساليان درازي كه از آن ميگذرد هنوز به عنوان يك طرح بسيار مهم و تأثيرگذار بر وضعيت جبهه جنگ از آن ياد ميشود.
حبيبالله كريمي با دريافت مأموريت مقابله به مثل و زدن اهداف دشمن در منطقه العماره متوجه كافي نبودن برد و عدمامكان زدن آن اهداف به وسيله توپخانه ميشود. لذا بعد از بررسي، طرح ساخت يك سكوي بتوني بزرگ در وسط در هور تهيه و آن را به فرماندهان قرارگاه ارائه كرد كه شديداً مورد استقبال قرار گرفته و بعد از ساخت آن يك سيستم توپخانه دوربرد را بر روي آن مستقر و براي اولين بار و در كمال ناباوري دشمن اهداف مهمي در استان العماره با غافلگيري تمام زير آتش قرار گرفتند و تلفات و خسارات زيادي به آنها وارد شد. اين اقدام حبيب موجب قطع بمباران و موشكباران شهرهاي كشورمان تا مدت مديدي توسط عراقيها شد چراكه ضربات جبرانناپذيري از آتش توپخانه در اثر اين طرح شهيد كريمي خوردند. اين كار يكي از طرحهاي بسيار مهم دوران جنگ در توپخانه سپاه ميشد كه مبدع و و مبتكر و مجري آن ايشان بود.
سپس در عمليات كربلاي 5 نيز مجدداً شهيد كريمي با سازماندهي و به كارگيري يگانهاي توپخانه در اختيارش موفق شد آتش بسيار پرحجم و قوي را براي پشتيباني از عمليات طرحريزي و اجرا نمايد. در اين عمليات ارتش عراق حدود 70هزار كشته و زخمي داد كه بخش عمدهاي از آن در اثر آتشهاي توپخانه خودي بود و گروه 63 به فرماندهي حاجحبيبالله كريمي همچون گذشته عملكرد موفقي در اين عمليات داشت.
برادرتان از اشتياق به شهادت هم صحبت ميكرد؟
همواره از شهادت با افتخار صحبت ميكرد و آرزوي ايشان بود و ميگفت تا لياقت پيدا نكنيم خداوند خريدارمان نميشود و زماني كه دوستانش به شهادت ميرسيدند ايشان غبطه ميخورد خصوصاً زماني كه حاجحسين كابلي معاونت عمليات يگان شهيد شد ايشان بسيار بيتاب شده بود. ايشان 78 ماه درجبهه حضورداشتند و در كارنامه توپخانه پرافتخار آفرين 63 خاتم الانبيا(ص) نام 16 عمليات غرورآفرين ثبت شده است. ايشان در مدت حضورش در جبهه دو مرتبه يكي در والفجر 3 و يكي در فتح خرمشهر زخمي شد كه هيچكدام او را از راه مقدسش باز نداشت و آخرين بار نيز مصدوم و سپس شهيد شيميايي شد. حبيب در همه عملياتهاي بزرگ و كوچك از آغاز جنگ تا كربلاي 8 حضور داشت و مدت 78 ماه حضور در دفاع مقدس مدال اخلاص و افتخار اين مرد خداست كه واقعاً حبيب خدا بود. در نهايت فرمانده توپخانه 63 خاتم الانبيا(ص) در بيست و يكم فروردين ماه سال 1366 در شلمچه به درجه رفيع شهادت رسيدند.
از مهمترين ويژگي اخلاقي شهيد برايمان بگوييد.
وي علاقه شديدي به حضرت امام(ره) داشت و هميشه ميگفت به خاطر عشقي كه به امام دارم در جبهه ماندهام. به لطف خدا بعد از مراسم چهلم حبيبالله در خرداد سال 66 به اتفاق مادر و همسر شهيد به صورت خصوصي به دست بوسي و ملاقات حضرت امام رفتيم و من به حضرت امام عرض كردم به لحاظ علاقه وافري كه شهيد نسبت به حضرت عالي داشت ولي به لحاظ مسائل جبهه و جنگ موفق به ديدار نشد به نيابت از ايشان به خدمت و دست بوسي شما شرفياب شديم و اين ديدار از بركات شهادت حبيبالله بود كه نصيب ما گرديد. حبيبالله ميگفت من در اين دنيا سه كلمه را زيباتر و مقدستر ميدانم: اول مادر دوم رهبر و سوم شهادت.
سردار شهيد حبيبالله كريمي ازمنظر ولايت
در تاريخ 15/11/1368 فرمانده معظم كل قوا حضرت آيتالله خامنهاي طي لوح تقديري همراه با اهداي مدال افتخار نشان فتح، خطاب به خانواده عزيز اين سردار سرافراز در تجليل از ايشان چنين مرقوم فرمودهاند:
«... شجاعت و فعاليت وي به كسب فتوحات مهم در صحنه جنگ كمك كرده و سبب اعتلاي كلمه اسلام و پايداري انقلاب و حفظ ميهن اسلامي گرديده است...»
شهيد با ايثار جان 80 نفر را نجات داد
ابوالقاسم آقاجاني ياسيني مسئول اطلاعات نظامي تيپ 63 خاتم الانبيا و از همرزمان شهيد حبيبالله است، او كه حضور شهيد حبيبالله كريمي در جبهه را نشان دو عامل: اول پايمردي و استقامت دوم، تبعيت و پيروي ايشان از ولايت فقيه ميداند در تشريح نحوه شهادت حاج حبيب ميگويد:
20 فروردين سال 66، قبل از عمليات كربلاي 8 بود كه شهيد كريمي به همراه آخرين همراهش سردار نوشادي به سمت اهواز راه افتادند. هوا تاريك شده بود كه به اهواز رسيدند. فرداي آن روز اما انجام كارهايشان تا ظهر طول كشيد. حاجي آن روز حالت عجيبي داشت. حوالي غروب بود كه به قرارگاه مركزي خاتم الانبيا(ص) رسيدند و نيمهشب به سمت خرمشهر حركت كردند، چند كيلومتري مانده به جاده مندوان، دشمن خرمشهر و اطراف آن را زير آتش شديد توپخانه، كاتيوشا و ديگر ادوات گرفته بود. ناگهان بوي شديد بمبهاي شيميايي منطقه را فرا گرفت. حاجي از ماشين پياده شد و دواندوان به سمت سنگرها رفت، تا بچههايي كه در سنگر خواب بودند را بيدار كند.
حاجحبيبالله كريمي بعد از بيدار كردن بچهها جلوي آخرين سنگر سرش به تير آهن يكي از سنگرها برخورد ميكند و از پا ميافتد و براثر تنفس زياد گازهاي شيميايي به شهادت ميرسد. شب 22 فروردين 1366 حاجحبيب جان 80 نفر را نجات داد. شهادتش هم براي بچهها درس بود. او را بحق بايد شهيد ايثار ناميد. او رزمندهاي خستگيناپذير بود كه در نهايت ايثار مزد مجاهدتهايش را از خداوند گرفت.
پيام برادر علي شمخاني فرمانده وقت نيروي زميني سپاه
الله اكبر... حبيب عزيز با دلي پر از حب اهل بيت در حالي كه ميتوانست خود را از معركه شهادت برهاند، ديگران را از اين معركه نجات داد و با كولهباري از تلاش، تعهد، سختكوشي و ايثار كه در حقيقت تفسير دقيق لحظات آخر حياتش بود، دنيا را بدرود گفت و حيات ابدي را از آن خود ساخت. آرامش، صبر و تدبير مجموعه آهنيني از حبيب ساخته بود كه گرماي هيچ بادي نه تنها او را ذوب نميكرد بلكه از او انسان آبديدهتري ساخت. چهره معصوم حبيب، سن و سابقه او در شهر ويران شده و دوستان به شهادت رسيدهاش حبيبي مصمم، صميمي، عاشقي مجاهد و مجاهدي عاشق ساخته بود و اين شمع فروزان همچون قطبي سنگين در مركزيت تخصصش او را جاي ميداد. يگان رزمياش را به يك يگان نمونه تبديل نمود...
از اولين روزهاي آغاز جنگ، كتاب جهاد حبيب باز شد و امروز اين كتاب با اوراق وسيع و درخشاني ازخدمات ايشان مكتوب است و همچنين درتاريخ ميدرخشد و حيات ابدي او صفحه و صحنه اين كتاب عظيم را با درسهايي از راه او و هدف او به ما مينماياند و ياران او و همرزمانش را ندا ميدهد كه، حق همچنان باقي است. عملياتهاي سرنوشتساز و زنجيرهاي كربلا، پشت دشمن و حاميان وي را به لرزه انداخته است كه به مرور زمان عظمت و اهميت ضربات رزمندگان اسلام بيشتر و بهتر مشخص ميگردد و در اين بين نيز عزيزاني را از دست ميدهيم كه با خون خود سرنوشت كفر را كه همان ذلت و خواري است رقم ميزند و دنياي فاني را كه همه روزي آن را طي ميكنيم با شتاب زايدالوصفي ميروند و در جوار قرب الهي با رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) منزل ميگزينند. شهادت اين عزيز به همه رهروان راه حسين(ع) مبارك باد، و بر خانواده و همرزمان اين شهيد درود و سلام خداوندي نثار باد، خداوند ما را از صراط مستقيم خودش باز ندارد.«آمين»
فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
علي شمخاني