کد خبر: 637980
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۳
نگاهي به اكران «خط ويژه» فيلم برگزيده تماشاگران جشنواره فجر
سينماي ايران بدجوري با معضل فيلمنامه‌هاي خوب، داستان‌دار و پركشش روبه‌روست. اوج اين معضل را در جشنواره فجر امسال به وضوح ديديم. فيلم‌هاي زيادي با فيلمنامه‌هاي ضعيف روي پرده رفتند و چيزي جز خميازه‌هاي كشدار براي تماشاگران نداشتند.

يك: سينماي ايران بدجوري با معضل فيلمنامه‌هاي خوب، داستان‌دار و پركشش روبه‌روست. اوج اين معضل را در جشنواره فجر امسال به وضوح ديديم. فيلم‌هاي زيادي با فيلمنامه‌هاي ضعيف روي پرده رفتند و چيزي جز خميازه‌هاي كشدار براي تماشاگران نداشتند. بي‌مخاطبي سينماي امروز ايران را بايد در نبود فيلم‌هاي داستان‌دار و قوي با فيلمنامه‌هاي خوب جست‌وجو كرد.

در اين ميان اگر فيلمي ايده خوبي براي ساختن داشته باشد در حد همان ايده اوليه مي‌ماند و نمي‌تواند تا پايان پيش برود. بعضي از فيلم‌هاي ساخته شده ايده اوليه خوبي براي ساخت دارند ولي در ادامه فقط درجا مي‌زنند و بيننده را خسته مي‌كنند. «خط ويژه» مصطفي كيايي هم يكي از اين فيلم‌هاست. اين فيلم ايده اوليه خيلي خوبي دارد ولي نمي‌تواند تا انتها ادامه يابد. ايده فيلم را كيايي بر حسب تجربه واقعي كه در زندگي برايش اتفاق افتاده، برداشت كرده و ايده خيلي خوبي هم هست و شايد درددل بخشي از جامعه باشد ولي ايده به جاي پروار‌شدن، ضعيف مي‌شود. چند جوان كه لنگ گرفتن وامي پنج ميليوني هستند با آقازاده‌اي كه ميلياردي پول جابه‌جا مي‌كند، روبه‌رو مي‌شوند و ساختن فيلم در بستر يك موقعيت خوب ساخته مي‌شود. اما خط ويژه بعد از رو‌به‌رو شدن با اين موقعيت نقطه عطف ديگري ندارد و در حد چند گره ساده خلاصه مي‌شود.

«خط ويژه» از ميانه به بعد تبديل به فرار و گريز چند جوان محتاج پول مي‌شود از دست يك آقازاده پولدار و پليس. ريختن پول از بالاي پل عابر پياده و هجوم مردم براي جمع كردن پول‌ها در سكانس آخر به كاري لوس و بالماسكه تبديل مي‌شود. زن و شوهري كه روي پل عابر پياده توسط پليس محاصره شده‌اند، ناگهان تصميم مي‌گيرند پول‌هايي را كه از اول فيلم براي به دست آوردنش تلاش كرده‌اند، روي سر مردم بريزند و بگويند «حالشو ببريد» و پليس‌هايي كه در تمام نقطه شهر دنبال اين زوج بوده‌اند، فقط نظاره‌گر صحنه هستند.

دو: مصطفي كيايي در آخرين تجربه‌اش نسبت به كارهاي قبلي خود پيشرفتي نداشته است. كيايي فيلمنامه‌نويس جوان و با ذوق و استعدادي است كه اميدوارم به تكرار نرسد، ته نكشد و درجا نزند. نشانه‌هايي از پيشرفت در كار كيايي هم در فيلمنامه‌اي كه براي تلويزيون ساخت و هم در «خط ويژه» ديده نمي‌شود. او در «خط ويژه» نمي‌داند ژانر اصلي فيلم چيست و همانقدر كه مي‌خواسته حرف جدي بزند همانقدر هم مي‌خواسته شوخي كند كه كاش اين‌كار را نمي‌كرد. رگه‌هاي طنز فيلم در عين ضعيف بودن هيچ كمكي به فيلم نمي‌كند. شايد براي همين بود كه تهيه‌كنندگان شعار من درآوردي «كمدي‌ترين فيلم جدي سال» را براي فيلمشان انتخاب كرده‌اند.

تازگي مد شده كارگردانان با وارد كردن موضوعات اجتماعي روز، نگاهي اعتراضي و روشنفكرانه به فيلم‌شان بدهند و عده‌اي هم با برداشت‌هاي فرامتني نقد‌هاي آسيب‌شناسانه و جامعه‌شناسانه به فيلم وارد كنند. شايد بعضي‌ها چنين نقد‌هايي به «خط ويژه» وارد كنند ولي به هيچ عنوان نمي‌شود «خط ويژه» را يك فيلم اعتراضيِ اجتماعي ناميد. شايد اگر كيايي كمي از فضاي بيخود و بي‌جهت طنزش كم مي‌كرد و تمركزش را بيشتر روي داستان و شخصيت‌ها مي‌گذاشت، مي‌توانست چنين فيلمي را در بياورد و كاش چنين كاري را مي‌كرد.

سه: شخصيت‌هاي «خط ويژه» با اينكه قابليت نشان دادن قشري از مردم جامعه را دارند ولي باور كردنشان، كار سختي است. حتي شخصيت آقازاده فيلم با بازي سام قريبيان هم فاصله زيادي با واقعيت دارد. شخصيت او كه هميشه چند خدم و حشم همراهش است و همه كارهايش را آنها انجام مي‌دهند مانند شخصيت فيلم‌هاي دسته چندمي هاليوودي است. حتي او آنقدر قدرت دارد كه مي‌تواند به جزئيات زندگي كساني كه حسابش را خالي كرده‌اند، دست پيدا كند و يك‌تنه دنبالشان بيفتد.

‌مصطفي زماني هم در نقش سردسته يك باند هكر حساب خالي كن، اصلاً به آن نقش نمي‌آيد. بازي در نقش‌‌هاي خلاف خيلي براي زماني مناسب نيست و او نمي‌تواند خيلي از پس نقش بربيايد. يا محسن كيايي و پريناز ايزديار كه فقط شاهد قهر و آشتي آنها در فيلم هستيم و دختري كه شب قبل با نامزدش قهر كرده و مخالف كارهاي خلاف نامزدش است، صبح فردا با ماشين به كمك او مي‌آيد و شريك جرم آنها مي‌شود. برخورد هومن سيدي و ميترا حجار هم بيشتر به فيلم‌هاي هندي شبيه است كه در همان اولين نگاه عاشق مي‌شوند، در دومين نگاه به هم درخواست ازدواج مي‌دهند و آخر به هم نمي‌رسند. ميلاد كي‌مرام هم كه در اختتاميه جشنواره فجر از او تقدير شد، يك نقش معمولي را بازي مي‌كند.

چهار: «خط ويژه» با دو لانگ شات خوب شروع مي‌شود و پايان مي‌يابد ولي كارگرداني ديگر صحنه‌هاي فيلم چنگي به دل نمي‌زد. دكوپاژهاي كيايي در بسياري از صحنه‌ها شلوغ و به دور از ظرافت‌هاي بصري است. بسياري از صحنه‌هاي گرفته شده فيلم چشم‌نواز نيستند و در شلوغي بين اشيا و آدم‌ها گم مي‌شوند. به عنوان مثال صحنه‌اي كه پليس روي پل ايستاده و تصوير او را از ميان شاخه‌هاي خشكيده مي‌بينيم بدون زيبا‌شناختي‌هاي سينمايي فيلمبرداري شده است. يا صحنه‌هاي ديگري كه از حضور بازيگران در بانك مشاهده مي‌شود، بار هنري خاصي ندارد. «خط ويژه» براي كيايي جوان، تلنگري است كه اگر هم مي‌خواهد فيلمنامه بنويسد و هم كارگرداني كند بايد به بهترين شكل هر دو را انجام دهد و اگر فرصت كافي براي انجام هر دو را ندارد، تمركزش را براي يكي از آنها بگذارد. به هرحال در دوراني كه فيلم‌هاي بد فراوان ساخته مي‌شود، «خط ويژه» توانست يكي از جوايز بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را بگيرد كه همين موضوع نشان دهنده ضعف ديگر فيلم‌هاست.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
sami
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۱
0
0
به نظر من فيلم فوق العاده اي بودو جذابيت در حدي بود كه حتي يك لحظه هم به بيننده اجازه پلك زدن نميده در صورتي كه من پاي فيلم طبقه حساس خوابم برد......
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار