در واقع شايد يكي از مشكلات عديدهاي كه رهبري نسبت به آن هشدار دادند، جو اخلاقي حاكم بر فضاي نهادهاي فرهنگي كشور نيز باشد؛ عادت انداختن توپ به زمين ديگري، هميشه خود را مبرا دانستن از هر گونه تقصير يكي از عمده مشكلاتي است كه مديران فرهنگي كشورمان به آن دچار هستند. در فضاي فرهنگي پس از هشدارهاي رهبري، هم اكنون بسياري از مديران چه در سطح رسانه ملي و چه در سطح دولت و نيز نهادهايي دولتي چون حوزه هنري و سازمان تبليغات اسلامي بايد در پي ريشهكاوي مشكلات كنوني و ريختن طرحي نو براي حل آن باشند اما همه به دنبال پرتقال فروش ميگردند دريغ از اينكه خودشان بخشهاي مجزاي پازل فرهنگي كشور را تشكيل ميدهند و هر يك به همان اندازه كه در رساندن بار فرهنگي كشور به سر منزل مقصود مسئول هستند بايد در مواقع بروز مشكلات و عارضههاي فرهنگي كشور نيز خود را مسئول و دخيل بدانند.
مشخص نيست كه اين روش و منشهاي رنگ باخته در جوامع فوق مدرن و پيشرفته كي از دستگاهها و نهادهاي فرهنگي ما رخت بر ميبندد كه نهادها به جاي ارائه راهحلي اساسي براي يك مشكل ديگر به دنبال يافتن توجيهات خود نباشند و فضايي را ايجاد نكنند كه در آن مردم
هاج و واج بمانند كه چه كسي يا حتي كساني منظور و هدف هشدارهاي رهبري بوده است. بدون شك شرايط كنوني خود از ايرادهاي بزرگ حاكم بر فرهنگ مديريتي كشور است كه هيچ كس محتواي يك هشدار آيندهنگرانه را به خود نميگيرد، حال آنكه همه در قبال اين موضوع مسئول پاسخگويي و اقدام به موقع براي رفع آن هستند.