ابوي به من ميگويد: حالا كه آخر سال است و شش ماهه دوم سال اول تدبير و اميد را ديدهايم، ميتواني بگويي منطق چيست؟َ
ميگويم: منطِق دانش شناسايي و ارائه روش درست انديشيدن است و هيچ ربطي به «بهار» و «تدبير» ندارد. از فوايد آن تشخيص انديشه درست از انديشه نادرست است و از لوازم آن انتقال انديشه با كمك زبان است كه از آنها براي تعريف منطق هم بهره برده ميشود. تعبير ديگري، منطق را خطاسنج انديشه مينامد و در تعبير...
ابوي ميگويد: بس است. خدا لعنت كند آنكه آب و برق و گاز و تلفن را به قيمت غير واقعي در اين مملكت وضع كرد كه هر كاري ميكنيم واقعي نميشود.
ميگويم: اين چه ربطي به منطق داشت؟ نفرين چرا ميكني پدر من. نفرين نه در منطق كه در فلسفه و رياضيات هم جايي ندارد. تدبير و اميد كه جاي خود دارد.
ميگويد: ميخواستم ببينم حرفهاي چيت چيان منطقي است يا نه؟
ميگويم: مگر چه گفته كه شما با اين همه كمالات هنگ كردهايد؟ از دوران كودكي يادم ميآيد كه زبان منطق شما خوب بود. با همان زبان پول تو جيبيام را قطع كرديد. دوچرخهاي برايم نخريديد كه ماشين اتومات خواهيد خريد و لباسهاي كهنه برادرم را به تنم كشيديد كه برادرم بايد نو بپوشد و او پيشاني خانواده است و ... و من هم با افتخار پُز شما را ميدادم و ميگفتم در خانه ما اگر پول نيست منطق هست!
ابوي كه قدري دستپاچه شده است سريع حرفم را قطع كرده و ميگويد: بشنو و اگر درست است بگو تا من در منطق شناسي خود تجديد نظر كنم. جناب وزير ميگويد منظور از منطقي كردن قيمت آب اين نيست كه قيمتها 100 برابر شود...هزينه مخابرات هر خانوار ايراني 69 هزار تومان است. اين هزينه مخابرات هر ايراني در حالي است كه 50درصد مردم كمتر از 3 هزار تومان بابت آب كه اهميت حياتي آن غير قابل انكار است پرداخت ميكنند، لذا نبايد تصور كنيم كه افزايش قيمت آب براي مردم غير قابل تحمل است. افزايش قيمت در آب و برق بسيار كم است و در حالي كه قيمت تمام شده برق با احتساب 20 تومان هزينه سوخت گاز به ازاي هر كيلووات برق 88 تومان ميشود، تنها 43 تومان دريافت ميكرديم.
ميگويم: اينكه منطقش با منطق شما جور است. فقط نگفته اين شيب تا كجا ادامه دارد. يعني نرسيده به نقطه 100 برابر شدن ميايستد يا تخت گاز ميگيرد و ميرود. مثلاً برق وقتي شد 88 تومان، منطقي است يا آن وقت غير منطقي است؟
ابوي ميگويد: انگار منطق تو هم گريپاچ كرده است؟
ميگويم: گريپاژ درست پدرم.
مي گويد: نخير. آن كه من گفتم تركي است و اينكه تو ميگويي فرانسوي است. قرائتهايمان فرق دارد و از اين جور حرفهاي صد من يك غاز! يك وقت ديدي به زبان اشتون و اوباما يك چيز ديگر شد...
مي خواهم حواس ابوي را پرت كنم و ميگويم: سياسي حرف نزنيد... راستي خوب شد كه اشتون زودتر آمد والا با ديدن چهارشنبه سوري بر و بچ، مذاكرات هستهاي ملغي ميشد.
ابوي ميگويد: در مورد آب هم كه حرف بزنيم ميشود سياسي. چطور بناست ليست مفسدين اقتصادي در جيب من و تو باشد. آن وقت نگوييم كه دولت با آب چه ميكند؟ سياست مسكناش هنوز لنگ در هواست. قرارداد كرسنت را نميگذارد نمايندگان در آن وارد شوند، نمايندگان مصباحي مقدم را فرستادهاند در خانه لاريجاني كه از دولت به رئيس مجلس شكايت كند. تخلفات واردات خودرو محرز شده است. به وعدههاي اضافه كردن حقوق كارگران متناسب با تورم وقعي نمينهند و...
ميگويم: دلتان اين آخر سالي خيلي پر است. حرف بزنيد، تلنبار نشود غمباد كنيد روي دستمان بيفتيد، قبر گران است. خرما گران است. چاي با آب درست ميشود و آب 20 درصد گران شده است... اصلا دنبال منطق نباشيد. آنها هم نيستند.
اين معني دموكراسي ليبراليستي است به علاوه دود كباب. به من و شما فقط دودش ميرسد. البته به قول روحاني ليستش هم رسيده. ماها الان بايد ليست داشته باشيم. اگر نداريم برويم دنبال نخود سياه. اسم مكتب سياسي ما هم ميشود «دود» و «ليست» يعني دودوليست!
ابوي خندهاش ميگيرد و ميگويد: يعني اين حرفت منطقي است؟
ميگويم: نه! منطق كيلو چند؟ اين منطق دودي است. مثل اتوبوس دودي. شيشه دودي. آدم دودي. ليست دودي...
ابوي ميگويد: عجبگيري كرديم. ديوانه. باز صد رحمت به چيتچيان كه يك استدلال و چهارتا رقم ميدهد. اگر چيت چيان زنگنه بود يا اولاد آدم چه ميشد...
ميگويم: بنزين دودي. كرسنت دود شده و به هوا رفته. دود ابتكاري، عقبگرد دود كرده...