کد خبر: 635861
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۲:۳۴
بررسي اخلاق و خانواده در سينما با نگاهي به 3 فيلم
مطلب حاضر مروري است بر الگوي رفتاري زندگي آدم‌ها به واسطه عناصر مشترك سه اثر متفاوت كه در جشنواره فيلم فجر امسال به نمايش درآمدند.
حسن حق حقيقي

مطلب حاضر مروري است بر الگوي رفتاري زندگي آدم‌ها به واسطه عناصر مشترك سه اثر متفاوت كه در جشنواره فيلم فجر امسال به نمايش درآمدند.

در جشنواره فيلم فجر امسال، تنها موفق به تماشاي سه فيلم شدم، خانه پدري، با ديگران و زندگي مشترك آقاي محمودي و بانو. ظاهر امر حكايت از تماشاي سه اثر متفاوت با درونمايه و رويكردي متفاوت داشت اما هر سه اين آثار در متن و حاشيه خود با دست گذاشتن روي واقعيت‌هاي اجتماعي ديروز و امروز، خواسته و ناخواسته جنبه‌هاي مختلفي از نگاه‌هاي افراط‌گرايانه و آثارش در زندگي آدم‌ها را مورد اشاره قرار دادند. در كنار نمايش زخم‌هاي حاصل از اين نگاه در آثار اجتماعي نامبرده، بخش دردناك ديگر قضيه باز مي‌گردد به همزيستي مسالمت‌آميز و بي‌اختياري طرفين درگير نسبت به اين معضل. اين موضوع در قالب نقدهاي مصور به خوبي در آثار يادشده نمود يافته تا اقسام مختلف و متفاوتي از افراط‌گرايي را در گذر زمان شاهد باشيم.

خانه پدري به عنوان يكي از آثار مهم جشنواره كه از اقسام نگاه‌هاي افراط‌گرايانه، موضوع تأثير تعصب توأم با سطحي‌نگري را در يك سير تاريخي از زندگي يك خانواده دستمايه روايت قرار مي‌دهد، از قابل تحليل‌ترين آثار در باب چرايي و چگونگي نشانه‌ها و آثار رفتارهاي خارج از اعتدال آدم‌ها در قبال قشري آسيب‌پذير را به زبان تصوير در مي‌آورد. وقتي اشرف مخلوقات داراي اختيار، در حراج بازار انسانيت، خريد آبرو را بهانه‌اي براي ستاندن جان يك زندگي مي‌كند يا وقتي در برزخ نگاه‌هاي پرسشگر اطرافيان، پاسخي جز آلودن دست خويش به گناه نمي‌يابد، بيشتر از هر زمان ديگري شكل شوم افراط‌گرايي حضور خويش را به رخ مي‌كشد.

بي ارزش گشتن جان يك انسان، داستان تازه‌اي نيست. از نسل‌كشي با بهانه‌هاي واهي و زنده به گور كردن فرزند توسط عرب زمان جاهليت تا خودكشي يا خود ويرانگري آدم‌هايي از نسل امروز در سال‌هاي نه‌چندان دور به سبب سنگيني نگاه‌هاي پيرامون كه صفحه حوادث روزنامه‌ها فراوان به خود ديده، همگي حكايت از سيطره نگاهي دارد كه بي‌وقفه و تنها با تغيير چهره به حاكميت بي‌پايان خويش ادامه مي‌دهد. نگاه افراطي‌طلب در اين باب اصولاً دنبال يك قرباني براي پاك كردن صورت مسئله و مدفون كردن عامل ناهنجاري به عنوان تنها راه‌حل پيش رو بوده، تا يك بيماري و بحران هيچگاه روي پيشگيري و درمان را به خود نبيند. خداوند بلندمرتبه فرصت بازگشت و جبران را از مسير توبه فراهم مي‌نمايد اما مخلوق نيازمند آن را از هم نوعش سلب مي‌كند، چراكه هميشه عاملي چون حفظ آبرو و رضايت جمعي در درجه‌اي بسيار بالاتر از خود عمل در اولويت قرار داشته تا نه دست يك شخص كه دستان يك جمع حكم برائت از يك انسان را امضا كند. به بياني ديگر تيشه تيز قضاوت و افراط، ريشه اعتدال‌گرايي را نشانه رفته و انسان تسليم محض جريان عوام‌فريب، كمترين اعتبار را براي عقل و منطق خويش قائل گشته است.

«با ديگران» به عنوان ديگر اثري كه موفق به تماشايش شدم نيز نه به غلظت دو اثر ديگر اما در حاشيه‌اش تأثيرات نگاه متعصبانه را در جامعه فعلي مورد توجه قرار مي‌دهد. زني رنج كشيده كه به تنهايي بار سنگين يك زندگي و مشكلاتش را به دوش مي‌كشد. براي گذران بهتر امور زندگي و البته پرداخت قرض‌هاي به جامانده از مردي زنداني كه زماني همسرش بوده، مجبور به انجام عملي مي‌شود كه از اعماق وجود به آن رضايت ندارد. عدم رضايت و ترس‌ها نه از جنس ترديد‌هاي نوع انتخاب كه به سبب احساس سنگيني سايه تعصبات مردانه كسي است كه جاي خاطرات خوش، اقساط بلندمدت بدهي تنها بازمانده‌هايش است.
 
 يك طبقه اجتماعي و يك فرد در عصر حاضر، تعصبات كوركورانه را تنها به انتظار گشايش و با زنده نگاه داشتن اميد در دل تاب آورده و با نگاهي صبورانه، برابري را سلطه نابرابري پنداشته تا شايد مرد خطاپيشه دوباره سكاندار زندگي شود و طعم زندگي روزهاي خوش را نيز بچشد. برابري، در سايه بيم و اميدها مخفي مي‌شود به انتظار لحظه نامعلوم بازگشت زندگي. با ديگران سعي در تبيين نگاه ديگري دارد، اما در حاشيه اشاره به زخم‌هاي نهفته در زيرپوست يك طبقه اجتماعي هم مي‌كند كه صدا و نشانش ميان هياهوي رنج‌ها گم مي‌شود.
سرانجام «زندگي مشترك آقاي محمودي و بانو» كه روايتش از جنبه آثار نگاه افراط‌آميز آدم‌ها در سوي مقابل خانه پدري قرار دارد. دغدغه‌هاي زوج جوان فيلم كه عاملان تكانه‌هاي جدي در زندگي خانواده محمودي مي‌شوند، مصداق بارز افتادن از سوي ديگر بام در باب موضوع رفتار نامتعادل برخي از انسان‌هاي امروز است. نشانه‌هاي اقشار و گروه‌هايي افراط‌گرا به شكل ديگري در حال تغيير و تحول است و فعل جناح تندرو همانند گذشته شكل شوم و آزار دهنده‌اش را ندارد. اگر تعصب كوركورانه و مفرط در گذشته، عامل ايجاد بحران مي‌شد، امروز روشنفكرنمايي و زندگي فارغ از تعصبات حداقلي، بنيانگذار ناهنجاري‌هاي مسموم است.
 
از رضايت نسبي يك گروه و دسته به خاطر اجرا شدن احكام سركوب‌گرايانه خبري نيست. صحبت از تساوي حقوق زن و مرد است، اما ردپاي افراط‌گرايي به شكل ديگري به چشم مي‌خورد. از هجمه‌هاي ناشي از نگاه‌هاي نامعتدل هم خبري نيست، اما جرياني دارد آدمي را نزديك مرزهاي پوچي و گمراهي مي‌كند. حصارهاي خانه‌هاي پدري در حال برچيده شدن است اما انسان در مقام انتخاب‌كننده، بي‌سرانجامي را انتظار مي‌كشد. از جرم و جنايت كه چون طوق عمري بر گردن گناهكار باشد نيز خبري نيست، اما نگاه و افكار آميخته با افراط همچنان قرباني مي‌گيرد. روح انسان حالا در سكوت در معرض آسيب و اضمحلال است. بي‌اختياري در برابر آنچه مذموم دانسته مي‌شود، همچنان پاي ثابت تعارضات طرفين درگير مي‌باشد. ديوارها و حكمراني برداشته شده، ارزش قضاوت به هيچ شمرده مي‌شود تا اينبار آزادي در مسير بي‌تعادلي، تعبير خودخواهانه‌اش را بگيرد.

به سان رويش بي‌رويه علف‌هاي هرز كنار گل‌هاي باغچه، اشاعه فرهنگ درست ديني و اجتماعي همواره مانع بزرگي چون نگاه آميخته با تندروي و توأم با برداشت‌هاي شخصي داشته است. از بي‌اختياري انسان قديم در برابر سيل تهاجم‌هاي مرگ‌آفرين تا بي‌تفاوتي انسان عصر جديد در مقابل عرف و اخلاق؛ نشان‌ها حكايت از هدايتگري جريان ناشناخته بيروني دارد كه خارج از اراده و در تضاد با اصل وجودي انسان، او را راهي مسيري مي‌كند كه با اختيار به انجام رفتارهاي همگرايانه افراطي يا واگرايانه خارج از عرف مبادرت ورزد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار