وزارت خزانهداري امريكا حدود 10 روز قبل در بخشنامهاي تفصيلي به تمامي مؤسسات دولتي و خصوصي دستورالعمل اجرايي توافق ژنو با ايران را ابلاغ كرد. در اين دستورالعمل كه يك تفسير اجرايي جديد از توافق اجرايي بين ايران و امريكا در چهار دور مذاكره بود، با صراحت آمده است كه اگر نميتوان در نقض مفاد توافق ژنو، تحريمهاي جديد با ماهيت هستهاي عليه ايران را به تصويب رساند و كنگره نسبت به اين مسئله تمكين كرده است، ولي ميتوان همين تحريمهاي تعليق شده و حتي شديدتر از آن را در موضوعات ديگري مانند موشكي، حقوق بشر و تروريسم عليه ايران به اجرا گذاشت.
براي اينكه درك درستي از اين بخشنامه و اقدام دو روز اخير وزارت خزانهداري امريكا در اتهام به ايران در همكاري با القاعده براي انتقال به سوريه و تحريم افراد جديدي از نيروهاي نظامي داشته باشيم، بايدبه نكات زير توجه كنيم.
اظهارات اوباما، وزير خارجه و خانم وندي شرمن كه بر موضوعات موشكي و تروريسم و ضرورت خروج ايران و حزبالله از سوريه تأكيد داشتند، در كنار بخشنامه و اقدام اخير وزارت خزانهداري بر اين نكته تأكيد ميكند كه مجموعه حكومتي اوباما و دستگاه اجرايي داراي يك استراتژي كامل در مقابل ايران هستند كه با تصور سادهلوحانه مبني بر اينكه «ميتوان سوءتفاهم و ترديد در غرب را نسبت به ماهيت برنامه هستهاي ايران و در نتيجه حركت به سمت برداشتن و كاهش تحريمها را در يك ديپلماسي اعتدالي به ثمر نشاند»، در تضاد كامل است. اينگونه نيست كه مثلاً لابيهاي پرقدرت حزبي و صهيونيستي، كاخ سفيد را تحت فشار قراردادهاند، بلكه تمامي نشانهها، از وجود يك استراتژي همهجانبه در استمرار كينهتوزي و عدم تمايل براي حل و فصل مسائل دوجانبه و فيمابين حكايت دارد.
با اينكه در مورد ماهيت دو مجموعه تحريمي افراد و شركتهايي كه تحريمهاي قبلي را بهزعم امريكا نقض كرده بودند، سؤالهاي جدي وجود دارد و بايد آن را در چارچوب نقض توافق ژنو و نوعي تحريم جديد تلقي كرد، آنچه توسط وزارت خزانهداري امريكا در دو روز گذشته مبني بر همكاري ايران با تروريسم القاعدهاي براي انتقال به سوريه مطرح شده و سه نفر از نظاميان را نيز به همين دليل تحريم كرده بايد به عنوان آغاز يك موج و پروسه جديد از تحريمهاي يكجانبه امريكا عليه ايران ارزيابي و تلقي كرد.
اين اقدام وزارت خزانهداري از يكسو براي كاهش فشار جهاني در مورد اتهام به امريكا در حمايت از تروريستهاي رنگارنگ القاعدهاي، وهابي و سلفي و مجرمان در سوريه حكايت دارد تا اين بار را به دوش يك متهم جديد بيندازد و از سوي ديگر با شروع موج جديدي از تحريم عليه ايران، دامنه فشارهاي خود را افزايش و قدرت چانهزني در مذاكره با ايران را افزايش داده و نگرانيهاي خود را كاهش دهد.
آنچه مهم است اينكه اولاً بايد نوع نگاه به امريكا در رفتار سياست خارجي دولت روحاني تغيير نمايد و بدانيم كه استراتژي امريكا در قبال ايران هيچ تغييري نكرده و لحن و ادبيات وزير محترم خارجه و مشاوران ايشان را براي خود فرصتي طلايي ميدانند. ثانياً اينكه به جاي اميد بستن به كاهش و حذف تحريمها و مؤلفههاي خارجي براي حل مشكلات اقتصادي مردم، با نگاه به درون و پتانسيلهاي خودي، به دنبال راه حل بود. اين بدان معنا نيست كه محيط خارجي را مسدود ارزيابي كنيم، چرا كه به ميزان افزايش چالش و تنش در مناسبات قدرتهاي جهاني با امريكا و يا قدرتهاي اروپايي با امريكا يا رقابتيتر شدن فضاي اقتصاد جهاني، مسيرهايي براي ايران به عنوان فرصت توليد خواهد شد. يعني ديپلماسي رسمي بايد فرصتجويانه و يا با هدف توليد فرصت، به تلاشهاي هدفمند بپردازد.
كاخ سفيد و بقيه جناحهاي امريكايي در يك مفهوم مشترك هستند كه روند مذاكرات فعلي ممكن است ابزارهاي مانور امريكا را در قبال ايران ناكارآمد كند و لذا هر يك از جناحها براي رفع اين مشكل، نسخهاي متفاوت دارد. اقدام اخير وزارت خزانهداري امريكا، به شكل ناخودآگاه پديدهاي را افشا كرد كه شايد مقامات امريكايي نميخواستند آن را آشكار كنند. اينكه امريكا لجوجانه به دنبال انتقام از انقلاب اسلامي است و هيچگاه از براندازي و نابودي نظام اسلامي ايران دست برنداشته، در اقدام جديد خزانهداري امريكا آشكار ميشود. ديپلماسي عمومي و رسمي امريكا به دنبال نشان دادن نوعي از تمايل براي ارائه تصوير مثبتي از رويكردهاي كاخ سفيد است و اين رسوايي موجب ميشود تا نگاه جهاني به امريكا و برخي از سياستهايش مانند تحريم نيز با چالشهاي جديد و شكنندگي جديد روبهرو شوند.
سلام