انقلاب اسلامي ايران و به تبع آن پيدايش نظام جمهوري اسلامي به معناي واقعي كلمه يك استثنا در فضاي سياسي جهان به حساب ميآيد. اين انقلاب و نظام نه تنها از بعد بنيادي و مفهومي نوعي تغاير و تخالف با نظريههاي رايج جهاني دارد بلكه در شيوه و ساختار نيز يك الگوي بيبديل است.
و نكته مهم اينجاست كه مردمسالاري ديني كه در ذيل انديشه والاي حكومت اسلامي توسط وليفقيه است توانسته ضمن مردمي بودن بسياري از آسيبهايي را كه امروز دموكراسي غربي اسير آن است رفع كند. سياست و قدرت در ايران نه بر مبناي شبنشينيها سياستمداران و ديپلماتها و نه بر اساس خواست صاحبان زر و زور بلكه بر پايه اراده مردمي تاليف و توزيع ميگردد. معناي سياست در ايران همين راهپيماييها باشكوه 22 بهمن است، سياست در ايران يعني 9 دي 88، سياست در ايران يعني بيش از دهها انتخابات با مشاركت بيش از 50 درصد از مردم.
هرچند كه امروز برخيها جاهلانه و شايد هم عامدانه انگ پوپوليست بودن به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ميزنند اما به هر تقدير اين يك واقعيت است كه نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر مردم است يا به تعبير دقيق رهبري نظام جمهورى اسلامى متّكى به ايمانهاى مردم است، متّكى به محبّتهاى مردم است، متّكى به ارادههاى مردم است.
و اتفاقا همين اتكال به اراده مردمي است كه طي سه دهه گذشته موجب شده است ساخت نظام يك ساخت مستحكم باشد و شجره طيبه انقلاب در برابر توفانهاي سهمگين ترور، جنگ، دسيسههاي براندازي و انقلابهاي مخملين سر خم نكند. زلف اين نظام بر محبت مردمي گره زده شده است كه دل در ركاب آلالله دارند و همين مشروعيت قدسي است كه ديروز، امروز و فرداي ايران را بيمه كرده است. 22 بهمن 92 امسال هم كه نماد عيني مردمسالاري ديني بود، برگ زرين ديگري در دفتر پرافتخار اين مرز و بوم ثبت و اين پيام به دنيا مخابره شد كه حكومت مردم بر مردم تنها با توجه به مباني ديني و حقوق الهي است كه شكل ميگيرد و هر تمثيل ديگري از اين واقعيت تنها خيالي از دموكراسي است كه در بطن خود بستهترين و اقتدارگراترين حكومتها را پرورش خواهد داد.