کد خبر: 633579
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۹
محمد اسكندري

انقلاب اسلامي ايران و به تبع آن پيدايش نظام جمهوري اسلامي به معناي واقعي كلمه يك استثنا در فضاي سياسي جهان به حساب مي‌آيد. اين انقلاب و نظام نه تنها از بعد بنيادي و مفهومي نوعي تغاير و تخالف با نظريه‌هاي رايج جهاني دارد بلكه در شيوه و ساختار نيز يك الگوي بي‌بديل است.

بدون شك مفهوم دموكراسي يك مفهوم ريشه‌دار و عميق است كه غالبا سابقه آن را در دولت- شهر‌هاي يونان باستان كنكاش و جست‌وجو مي‌كنند. پس از عصر روشنگري در غرب و با پيداش نظريه‌هاي قرارداد اجتماعي و پس از آن بروز و ظهور گرايش‌هاي ليبرالي و اومانيستي دموكراسي به تدريج به اوج خود نزديك شد تا جايي كه اكنون در قاطبه كشورهاي جهان شكل و شمايلي از دموكراسي به عنوان ساختار سياسي به رسميت شناخته شده است. اما به هر تقدير دموكراسي نيز مانند هر پديده مصنوع دست بشر داراي نواقصي است.
 
ظاهر و باطن دموكراسي مي‌تواند دچار آسيب‌ها و بيماري‌هايي شود كه در نهايت تنها پوسته‌اي از حكومت مردم بر مردم به جاي ماند. حتي اگر نقدهاي فلاسفه بزرگ همچون سقراط، افلاطون و ارسطو در خصوص مفهوم دموكراسي را كنار بگذاريم و چشم از نظريات نخبه‌گرايانه موسكا، پاره‌تو و ميخلز هم ببنديم نمي‌توانيم واقعيت‌هاي تلخي را كه امروز ثمره به اصطلاح دموكراسي غربي است ناديده‌ بگيريم. به عنوان مثال امروز در جامعه امريكايي كه جامعه آرماني ليبرال دموكراسي است خواسته ‌و نظرات مردمي در لابه‌لاي سياست‌بازي‌هاي لابي ها، كارتل‌ها و صاحبان زر و زور مفقود شده است و تنها نامي از دموكراسي و واقعيتي به نام اليگارشي صاحبان ثروت و قدرت ‌بر جاي مانده است. 99 درصدي‌ها زير سلطه و يك درصدي‌ها منتفعين اصلي مي‌باشند.
 
 البته در تحليل اينكه چرا دموكراسي ليبرال در اكثر جوامع غربي به اينجا رسيده است سخن بسيار است اما به هر تقدير قاطبه صاحب‌نظران به ضعف‌ها و شكست‌هاي پي در پي دموكراسي به معناي واقعي در غرب معترفند. اما در همين زمانه شكست الگوي پرطمطراق دموكراسي ليبرال رويشي تازه در ايران اسلامي به نام مردم‌سالاري ديني رشد كرده است كه به واقع مدل آرماني بسياري از دموكرات‌ها بوده است. بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌گذرد و در تمام اين‌سال‌هاي سخت و اين مسير پر اعوجاج مردم‌سالاري ديني نشان داده است كه حقيقاً يك نظام برآمده از مردم و براي مردم است.

و نكته مهم اينجاست كه مردم‌سالاري ديني كه در ذيل انديشه والاي حكومت اسلامي توسط ولي‌فقيه است توانسته ضمن مردمي بودن بسياري از آسيب‌هايي را كه امروز دموكراسي غربي اسير آن است ‌ رفع كند. سياست و قدرت در ايران نه بر مبناي شب‌نشيني‌ها سياستمداران و ديپلمات‌ها و نه بر اساس خواست صاحبان زر و زور بلكه بر پايه اراده مردمي تاليف و توزيع مي‌گردد. معناي سياست در ايران همين راهپيمايي‌ها باشكوه 22 بهمن است، سياست در ايران يعني 9 دي 88، سياست در ايران يعني بيش از ده‌ها انتخابات با مشاركت بيش از 50 درصد از مردم.

هرچند كه امروز برخي‌ها جاهلانه و شايد هم عامدانه انگ پوپوليست بودن به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران مي‌زنند اما به هر تقدير اين يك واقعيت است كه نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر مردم است يا به تعبير دقيق رهبري نظام جمهورى اسلامى متّكى به ايمان‌هاى مردم است، متّكى به محبّت‌هاى مردم است، متّكى به اراده‌هاى مردم است.

و اتفاقا همين اتكال به اراده مردمي است كه طي سه دهه گذشته موجب شده است ساخت نظام يك ساخت مستحكم باشد و شجره طيبه انقلاب در برابر توفان‌هاي سهمگين ترور، جنگ، دسيسه‌هاي براندازي و انقلاب‌هاي مخملين سر خم نكند. زلف اين نظام بر محبت مردمي گره زده شده است كه دل در ركاب آل‌الله دارند و همين مشروعيت قدسي است كه ديروز، امروز و فرداي ايران را بيمه كرده است. 22 بهمن 92 امسال هم كه نماد عيني مردم‌سالاري ديني بود، برگ زرين ديگري در دفتر پرافتخار اين مرز و بوم ثبت ‌ و اين پيام به دنيا مخابره شد كه حكومت مردم بر مردم تنها با توجه به مباني ديني و حقوق الهي است كه شكل مي‌گيرد و هر تمثيل ديگري از اين واقعيت تنها خيالي از دموكراسي است كه در بطن خود بسته‌ترين و اقتدارگراترين حكومت‌‌ها را پرورش خواهد داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار