هفته گذشته وقتي اعلام شد رئيسجمهور قرار است با مردم از طريق تلويزيون سخن بگويد، به نظر رسيد با توجه به مشكلاتي كه هفته گذشته در حيطه مسئوليتهاي قوه مجريه براي مردم پيش آمد (چه از باب توزيع نامناسب سبد كالا و چه مشكلات برف در مناطق مختلف ايران) حسن روحاني تصميم گرفته تا از مردم دلجويي كند و همين كمي باعث آرامش شد. چهارشنبه اما اتفاق ديگري رقم خورد؛ روحاني همه دغدغهاش در صحبت با مردم شد مجري برنامه و به همين دليل هم حواشي برنامه بر متن آن چيره گشت؛ متني كه گويا براي خود رئيسجمهور هم آن همه مهم نبود كه از خير نظرش در باب انتخاب مجري بگذرد و ملت را معطل نسازد. كسي تصور هم نميكرد روزي انتخاب مجرياي كه قرار است چند سؤال ازپيشتعيينشده مقابل رئيسجمهور از روي كاغذ بخواند، به چنين موضوع مهمي تبديل شود!
خبرسازيهاي دولتي
چهارشنبه شب در حالي كه از قبل اعلام شده بود قرار است پس از اخبار ساعت 21 رئيسجمهور با مردم سخن بگويند، اين برنامه در ساعت مقرر پخش نشد و تلويزيون با پخش نماهنگ و ميانبرنامه سعي كرد آنتن را خالي نگذارد. سرانجام هم سريال شبانه شبكه يك روي آنتن رفت و مدام اين زيرنويس عبور ميكرد كه تصاوير از نهاد رياستجمهوري هنوز در اختيار صداوسيما قرار نگرفته است. در عين حال همان لحظات خبرگزاري دولتي برنا در خبري به نقل از يك منبع آگاه در نهاد رياستجمهوري مدعي شد «مجريان برنامه و رئيسجمهور آماده حضور مقابل دوربين هستند ولي متأسفانه شخص رئيس سازمان صدا و سيما هنوز مجوز پخش برنامه را صادر نكرده است.» اين خبر آن هم از سوي نهاد رياستجمهوري موجب تشويش اذهان شد كه چه اتفاقي افتاده كه رئيس سازمان صداوسيما چنين ميكند؟! اما سؤال مهمتر آن بود كه اصلاً مگر رياست سازمان چنين اختياري دارد؟
اعتبار اين خبرسازي دروغ خبرگزاري دولتي برنا البته چندان دوام نياورد و دقايقي بعد خبرگزاري تسنيم به نقل از يك منبع آگاه در صداوسيما اعلام كرد به دليل اختلاف بر سر انتخاب مجري و امتناع رياستجمهوري از اجراي برنامه توسط يك مجري اين برنامه به تعويق افتاده است؛ خبري كه نامه ساعتي بعد ضرغامي به رئيس شوراي نظارت بر صدا و سيما آن را تأييد ميكرد. زماني كه ساعت 22:45 دقيقه سرانجام پخش برنامه با حضور دو مجري (كاظم روحانينژاد و سونيا پوريامين) روي آنتن رفت، رئيسجمهور با كنايهاي سخنانش را آغاز كرد. او در پاسخ به سلام آغازين پوريامين گفت: «خوشحالم كه با اين تأخير شما را در اين برنامه داريم.» روحاني البته در پايان گفتوگويش گويا اين كنايه آغازين را از ياد برد و تصريح كرد: اين برنامه حواشياي داشت كه نميخواهم به آن ورود پيدا كنم.
مجري من!
اما اصل ماجراي اين تأخير چه بود؟ صبح روز چهارشنبه از سوي نهاد رياستجمهوري روحانينژاد به عنوان مجري برنامه رئيسجمهور معرفي شد كه مسئولان سازمان ضمن اعلام اينكه وي را به لحاظ حرفهاي مناسب نميدانند، اما مخالفتي هم نميكنند. با اين حال اين نهاد ساعتي قبل از آغاز برنامه بدون هماهنگي قبلي از سونيا پوريامين هم دعوت ميكند در برنامه حضور يابد كه با مخالفت ضرغامي مواجه ميشود. اين اقدام بيسابقه آشكارا استقلال سازمان صدا و سيما را زير سوال ميبرد و ضرغامي تلاش بر حفظ استقلال سازمانش ميكند، اما سرانجام به دليل رعايت مصلحتهاي نظام و جلوگيري از پيامدهاي نامناسب عدم پخش از پافشاري بر موضع سازمان كوتاه ميآيد! خبرهاي رسيده حكايت از آن دارد كه تصميم نهاد رياستجمهوري دعوت از مجري خانم ديگري در كنار روحانينژاد بود كه آن مجري خانم، پس از دعوت، خود را از دسترس خارج كرده و مسئولان صداوسيما و رياستجمهوري موفق به يافتن او نميشوند! با اين وضعيت نهاد رياستجمهوري كه گويا اصرار بر حضور مجري خانم در اين برنامه داشته، اقدام به دعوت از پوريامين ميكند كه در اين زمينه مجرياي كاملاً غيرمتخصص محسوب ميشود و معلوم نيست چرا رياستجمهوري اصرار بر حضور نمايشي افراد به جاي انجام كار حرفهاي رسانهاي دارد!
در گزارش 100 روزه رئيسجمهور به مردم نيز نهاد رياست جمهوري مجريهاي برنامه را خود انتخاب كرد؛ مجرياني كه از ظهر روز مصاحبه در قرنطينه قرار گرفتند و موبايلهاي آنان قطع شد. سؤالات كليشهاي از سوي نهاد رياستجمهوري در اختيار آنان قرار گرفت و بعضاً حتي حين پخش زنده برنامه نيز مواردي به آنان گوشزد شد تا همه چيز طبق آنچه دولتيها ميخواهند، پيش رود. اين مجريها پس از اين برنامه مورد انتقادات شديد از سوي مردم و نمايندگان مجلس و كارشناسان قرار گرفتند و در واقع حيثيت حرفهاي آنان زير سؤال رفت، به همين دليل گرچه ضرغامي آنان را براي چنين برنامهاي انتخاب نكرده و مديريت سؤالات و اجرا هم با وي نبود اما اين سه مجري را دعوت كرده و ضمن تشكر از آنان با بيان اينكه مردم از پشت پردهها مطلع نيستند، آنان را مورد تفقد و دلجويي قرار داد. با اين حساب، شايد حرج و ملامتي هم بر آن مجري خانم نباشد كه اين بار ديگر دعوت نهاد رياستجمهوري را نپذيرد و با خارج كردن خود از دسترس، حيثيت حرفهاي خويش را هزينه اين نمايش نكند.
انتخاب مجري حق كيست؟
همان نيمه شب چهارشنبه ضرغامي در نامهاي به رئيس شوراي نظارت بر صداوسيما خواستار تعيين تكليف آن شورا در باب انتخاب مجري شد. ضرغامي مينويسد: «با توجه به اهميت تأخيري كه در شروع مصاحبه زنده تلويزيوني رئيسجمهور محترم پيش آمد، خواهشمند است در مورد انتخاب مجري توسط رؤساي محترم قوا و امتناع از پذيرش وظيفه قانوني و حرفهاي رسانه ملي اظهارنظر نماييد.» قرار بود جلسه اين شورا روز پنجشنبه براي بررسي فوري موضوع تشكيل شود كه با غيبت وزير كشور كه يكي از نمايندگان دولت در اين شوراست، اين جلسه لغو و به امروز (شنبه) موكول شد. با اين حال شجاعيكياسري نايب رئيس شوراي نظارت به خبرگزاري تسنيم گفت: «هيچكدام از رؤساي قوا براي گفتوگوهاي زنده با مردم نميتوانند در انتخاب مجري برنامه دخل و تصرفي داشته باشند بلكه اين حق قانوني و اختيار رسانه ملي است. آقاي روحانينژاد گزارشگر صدا و سيما و خانم پوريامين نيز مجري برنامههاي خانوادگي و اجتماعي در رسانه ملي است كه بايد صدا و سيما از مجريان حرفهاي و تخصصي آن استفاده ميكرد اما متأسفانه اينگونه نبود.»
آيا موضوع مردم مجري است؟
كشور اين روزها با مشكلاتي مواجه است كه حتي خود رئيسجمهور را نيز به عذرخواهي از مردم واداشته است. ما در هفته گذشته با بحران برف در استانهاي شمالي مواجه بوديم كه روزهايي را آب و برق و گاز نداشتند. آبروريزي جبرانناپذير توزيع نامناسب سبد كالا نيز بر آن افزوده شد. مقامات امريكايي نيز روي به تحقير مردم ايران آوردند و با اين حال آيا شايسته است كه رئيس اجرايي حكومت سرگرم انتخاب مجري برنامه تلويزيونياش باشد؟ آيا در گفتوگو با رسانههاي خارجي نيز كه گويا مورد علاقه دولتمردان يازدهم هست نيز، انتخاب مجري با اينان است؟ و سؤال مهمتر آنكه آيا شأن برنامه رياستجمهوري استفاده از مجري هايي است كه حتي سابقه اجراي يك برنامه سياسي را نيز ندارند؟ و آيا دغدغه اينكه چه كسي مجري باشد، آن هم در حالي كه قرار نيست هيچ سؤال چالشياي پرسيده شود و مجريها فقط سؤالات ازپيشتعيينشده را در يك گفتوگوي تشريفاتي روخواني ميكنند، آن قدر دغدغه سطح پاييني نيست كه رياستجمهوري را از ورود به موضوع برحذر دارد؟
مشاوران رئيس جمهور به كجا ميروند؟
مشاوران حسن روحاني و تيم رسانهاي وي از معترضان سرسخت گفتوگوهاي يكطرفه و فرمايشي تلويزيوني رئيس جمهور سابق بودند و حال خود نه تنها طراحان اصلي چنين برنامهاي شدهاند،بلكه پا را از آن فرمايشي بودن فراتر نهاده و ميكوشند جزئيترين قسمتهاي اين گفتوگوي يكسويه را نيز خود تعيين كنند و با اين حساب ميتوان گفت دست آن گفتوگوهاي سابق را از باب تشريفاتي بودن از پشت بستهاند! انتخاب خبرنگار در نشست اخير سخنگوي دولت هم مشهود بود و تنها خبرنگاران دولتي دعوت شده بودند.
از سويي حواشي دخالت نهاد رياست جمهوري در جزئيترين اتفاقات اين برنامه، بسيار پرهزينه بوده كه متأسفانه گويي براي مشاوران رئيس جمهور اين هزينه بيفايده كه بر نظام تحميل ميشود، چندان حائز اهميت نيست و براي آنان تنها مهم همين است كه نظر، نظر آنان باشد و بس! اين امر نوعي خودمختاري و احساس مالكيت تام از سوي قوه مجريه را القا ميكند كه بدبينيهايي را به دستگاه اجرايي كشور موجب ميشود. نكته پاياني آنكه قواي سهگانه كشور، خصوصاً قوه مجريه كه اختيارات و قدرت بيشتري در اختيار دارد، بايد از سعه صدر و خويشتنداري بيشتري نيز برخوردار باشد و اين گونه نباشد كه قدرت زياد، آنان را به اين اشتباه بيندازد كه ميتوانند استقلال دستگاهها و نهادهاي ديگر را براي جامه عمل پوشاندن به سلايق و ايدههاي خود زير سؤال برند. چه مسئلهاي در ميان است كه مشاوران رئيس جمهور اصرار دارند نه تنها سؤالات را كه حتي مجريهاي برنامه را نيز خود انتخاب كنند؟ آيا ميتوان گفت وگو را از اين چيزي كه امروز هست، كنترل شدهتر، تشريفاتيتر و غيرحرفهايتر پيش برد؟