«وندي شرمن» معاون وزير خارجه امريكا از روز گذشته بر گرانيگاه تفكر و تمركز نيروهاي انقلاب فشار ميآورد. او يكباره به يك «نام» بدل شد، نامي فراتر از «اوباما و كري». او مأموريت يافت تا تحقير ملي ايرانيان را در «ابعاد وسيع» آغاز كند. سخنان او از يك زاويه تفاوتي آشكار با همه آن تحقير و توهينهايي داشت كه پس از توافق هستهاي در ژستهاي تريبوني اوباما و كري ديده بوديم. شرمن آن مقدار از شرم را كه كاخ سفيد رعايت ميكرد، بر زمين گذاشت و با سرك كشيدن در لايههاي دروني جامعه ايران و صفهاي تدبير سبد كالا، بر طبل رسوايي و تحقير غرور ملي تمدن ايران كوبيد.
اما حقيقتاً اين وندي شرمن نيست كه به پرنده غرور ايرانيان تير ميافكند. آنچه را كه او امروز به آن مأموريت يافته است، بيشتر منتقدان منصف توافق هستهاي ژنو - نخوانيد كمسوادها! - صادقانه پيش بيني ميكردند و حالا احساس ميكنند كه تيرهاي شرمن در كمان كساني نشسته است كه حتي يك پيشبيني ساده از« ميزان اعتماد به امريكا» را بر نميتابيدند و به جاي موضع گيريهاي عزتمند و صريح در برابر تحقيرهاي امريكايي، به سخناني مبهم و غير قابل اتكا و قابل تكذيب – نظير آنچه كه در گفت و گوي اخير ظريف با شبكه سوئيسي در موضوع رسميت اسرائيل ديديم- يا تخريب و توهين به منتقدان هستهاي و كم سوادخواندن آنها در سخنان رئيسجمهور، بسنده شده است.
امروز رئيسجمهور و تيم مذاكرهكننده هستهاي در برابر چالش جديدي با امريكا قرار گرفتهاند كه اين چالش اتفاقاً در نظرات منتقدان مثلاً كم سواد(! ) منعكس شده بود؛ ظريف و روحاني هر روز كه از خواب پا ميشوند – مطابق همان پيشبينيها – به يكباره با تريبونهاي متعددي مواجه ميشوند كه در امريكا وظيفه «تحقير ملي ايرانيان» را با رصد اتفاقات و اختلافات درون ايران برعهده گرفتهاند. كاري كه در دولت ما تريبوني براي مقابله به مثل ندارد و فقط هر از گاهي پس از تذكر فراوان رسانهها و شخصيتهاي سياسي، به شكلي كه نه سيخ بسوزد و نه كباب به برخي سخنگوها يا معاونان واگذار ميشود و به راحتي از پاسخ در همان «سطح گوينده» و «سطح كلام» عبور ميكنند.
در حالي كه سخنان چند پهلوي ظريف در برابر شبكههاي جهاني، چنگي به دل نيروهاي انقلاب نميزند و بچههاي انقلاب خوشبينانه آن را سهو ظريف يا قلب آن رسانه ميپندارند و انتظار تكذيب آن را ميكشند، آيا سخنان او در ديدارهاي خصوصي مكرر با كري و شركاي اروپايي امريكا ميتواند مانعي براي «راهبرد» تحقير مردم ايران باشد؟!
امروز از شرمن ميشنويم كه « ايران براي ادامه يك برنامه هستهاي صلحآميز، به داشتن تأسيسات غنيسازي زير زميني و به شدت محافظت شده همچون فردو و به يك رآكتور آب سنگين در اراك نيازي ندارد» و خبرها حاكي است كري در ديدارهاي اخيرش حداقل زمان رسيدن به توافق نهايي را 20 سال اعلام و تأكيد كرده كه حتي در آن زمان هم تحريمها ممكن است ادامه داشته باشد. در برابر اين سخنان اما از معاون وزير خارجه و سخنگوي تيم مذاكرهكننده هستهاي كشورمان در گفت و گو با يك سايت داخلي ميشنويم كه «يكي از كارهاي سخت ما تعيين طول دوره راهحل جامع يا گام نهايي خواهد بود. كار سخت ديگر ما در گام نهايي موضوع اراك است. ما دنبال حفظ آب سنگين اراك به عنوان يك دستاورد ملي هستيم. »
سخن گفتن عراقچي از «سخت بودن حفظ آب سنگين اراك و تعيين زمان توافق نهايي مذاكرات» به نوعي ادامه همان حرفهاي شرمن و كري است! شرمن ميگويد «ايران به آب سنگين نيازي ندارد» و عراقچي ميگويد «حفظ آب سنگين دشوار است» كري ميگويد: «زودتر از 20 سال نه» و عراقچي ميگويد «تعيين طول دوره سخت است». اين يعني اينكه ما كار دشواري و بسيار زمانبري را دنبال ميكنيم كه ممكن است توفيقي هم در آن نداشته باشيم. اگرچه عراقچي روز گذشته در گفتوگوهاي ديگري كمي اين نگاه آسانگير خود را تعديل ميكند و ميگويد: « ايران هرگز رآكتور آب سنگين اراك را رها نميكند و حاضر است نگرانيهاي پيرامون آن را رفع كند» اما او خود خوب ميداند كه هيچكدام از اين حرفها لحن يك ديپلمات انقلابي را ندارد و بهانهاي هم در ميان نيست كه گفته شود اكنون در زمان توافق و اجراي آن هستيم و بايد از سخنان تنشزا خودداري شود، زيرا طرف امريكايي چنين رويكردي ندارد و لذا بايد هر سخني از كاخ سفيد را پاسخي درخور آن داد.
شرمن در همين سخنراني سنا كه اصرار داريم آن را يك نمونه مشخص شروع « راهبرد تحقير ملي ايرانيان پس از تعليق هسته اي» بدانيم، ميگويد: « در ديدار روز 8 فوريه نمايندگان آژانس و ايران بحث ابعاد نظامي احتمالي و موضوع پارچين هم مطرح ميشود. من از ايران ميخواهم كه در شش ماه آينده و در حالي كه مذاكرات در جريان است، به اين موضوع بپردازد.» اين خانم موضوع را به موشكهاي ايران هم ميكشاند و ميگويد: « بحث موشكهاي بالستيك ايران هم از مواردي است كه بايد در توافق نهايي به آن پرداخته شود».
شرمن پا را فراتر از اين ميگذارد و به سبد كالا هم سري ميكشد و توزيع سبد كالا در ايران را اولاً صدقه امريكا به مردم ايران توصيف ميكند و پس از آن با تحقير رئيسجمهور ايران ميگويد كه روحاني به قولش درباره اينكه صدقه امريكا را در جاي ديگري – احتمالاً نظامي ! – خرج نكند، عمل كرده است: « شما در اخبار ديديد كه ايران اخيراً به طور قابل مشاهدهاي غذا به مردم فقير در جامعه داد كه به نوعي نشاندهنده اين است كه كاهش هدفمند و محدود تحريمها تاثير مستقيم بر مردم اين كشور داشته است، همانطور كه روحاني قول داده بود كه اين پول صرف اهداف ديگر نشود».
در برابر اين تحقيرها حتي همان واكنش منفعلانه را از دولت محترم نديديم و اگرچه ظريف محترمانه پاسخ داد كه «خانم شرمن واقعيتها را مرور كند» اما بار اصلي پاسخ به شرمن بر دوش مجلس افتاد كه بيانيهاي عليه ورود شرمن به موضوع سبد كالا صادر كرد.
به هر حال دولت اعتدال و تيم هستهاي بهتر است خود را براي مقابله با راهبرد جديد امريكاييها آماده كنند. با اين تريبونهاي منفعل و شكسته نميتوان رويكردي انقلابي با تحقيرهاي امريكا داشت. بهترين پيشنهاد به دولت آن است كه فرض كند تحريمهاي غرب در حد فعلي و غنيسازي ما نيز در همين حد باقي بماند. از اينجا به بعد بايد كار اداره كشور بر مبناي اقتصاد مقاومتي و تكيه بر راهكارهاي دروني باشد.
نظرسنجيهاي متعدد تاكنون ثابت كرده است كه مردم ايران به رغم راضي بودن نسبي از تيم هستهاي، غنيسازي و انرژي هستهاي را بخشي از غرور ملي خود ميدانند و حاضر نيستند بر سر آن بيشاز اين معامله كنند. چنين ملتي، قطعاً هوشياري كافي را هم دارد كه بداند براي رسيدن به اين مقصود بايد هزينه آن را بپردازد.
چرا دولت به مردم خود تكيه نميكند و از آنان نميخواهد كه براي ايستادگي در برابر هجوم دشمن به دستاوردهاي گرانقدر هستهاي وارد ميدان كارزار مقاومت اقتصادي شوند.
اگر رئيس جمهور چندين بار به جاي تحقير و تخريب منتقدان توافق هستهاي، در سخناني شفاف و محكم - با همان محكمي تخريب منتقدان - از مردم بخواهد كه همراه او به عرصه مقاومت اقتصادي وارد شوند و پاي اين حق خود بايستند، آن وقت براي وندي شرمنها جز آنكه در آيينه حسرت به سيماي عجوزه شكست خورده خود بنگرند، فعل ديگري باقي نميماند.
عزیزان دلسوز ایران اسلامی
" اصل مذاکره" بدبختانه پیش فرضی است که جا انداخته اند ، از اساس وجود عینی و واقعی ندارد و یک توهم است، چیزی بنام طرفین مذاکرات یک فریبکاری حرفه ایست، بنیاد بازی بر مبنای نسبت: ماهی+قلاب+طعمه و ماهیگیر است. این یک تاکیک سنتی صهیونیستی است ،تعریف منافع اندک مانند "طعمه" برای "ماهی" تا ماهی به قلاب گرفتار شود. یک اصلی را باید متذکر شد، ""توهم امید"" کشنده تر و مضمحل کننده تر از "نا امیدی" است.... را درگیر "توهم امید" کرده اند.
راهبرد تحقير ملت ایران توسط شیطان بزرگ پس از تعليق هسته ای ایران
حرفهاي وندي شرمن خوراك داخلي دارد و بدرد همان مجلس خودشان ميخورد . بلاخره توي آن مجلس هم يك سري تند روي امريكايي نشسته اند و از اين حرفها لذت ميبرند .
خانم شرمن آنچه که گفته فقط بيان آرزوهايش بود و تحقق آنها را به گور خواهد برد و خواهد ديد که چقدر در سياست و درک اوضاع منطقه و ايران اسلامی که محبتش بر دلهای مردم منطقه نشسته است کوچک و حقیر است
|
تنها چاره کار شناخت جهان صهیونیست است که سبب شناخت درست از سایز دشمن است و اینکه این ماشین چگونه کار میکند. هدف تشکیل "حکومت جهانی صهیونیستی" در غالب نظم نوین جهانی است که بحول و قوه الهی،بدلیل زکاوت پاسداران جبهه حق که حاصل خون شهدا(ع) است ،تا کنون به شکست کشیده شده است.کشور باید در این اشل و سایز نیروهاو کادرها انقلابی تربیت کند.و از دست دراز دشمن و صهیونیست های وطنی غافل نباشد.که نیست انشاالله
خانم شرمن آنچه که گفته فقط بيان آرزوهايش بود و تحقق آنها را به گور خواهد برد و خواهد ديد که چقدر در سياست و درک اوضاع منطقه و ايران اسلامی که محبتش بر دلهای مردم منطقه نشسته است کوچک و حقیر است
این تغییر در ادبیات روحانی مقدمه و تحریک افرادی است که دنبال ایجاد ...میبا شند. پس نمایندگان انقلابی باید هم اکنون تا دیر نشده اقدام کنند.
آمريکايی ها نگران پيشرفت ما هستند. یکبارکی همه چیز را اوراق کنید تا نگرانی شان برطرف شود.!!! مگر شما از طرف ملت بزرگوار و با عزت ايران جایی امضاء داده ايد که مسؤل نگرانی يانکی ها باشيد؟! پس چه کسی قرار است نگران ملت بزرگ ايران و عزت و شرف ميهن باشد؟
آقاي رئيس جمهور (با راهنمايي حامي و صحنهگردان اصلي دولت اصلاحات ـ آقاي سرخپوش - ) تنها به فكر حل مشكل اقتصادي ايران از طريق مذاكره با آمريكاست و كاري با كار اقتصاد و مفاسد اقتصادي ندارد!!! چنانچه بعد از صدور دستور برخورد با ويژهخواري، ماجراي 650 ميليون يورو اهدايي به يكي ازبدهكاران عمده بانكها رو ميشود و تازه پس از آن نيز معلوم ميشود كه روغنهاي سبد كالا نيز از همان فرد گيرنده 650 ميليون پورو و بدهكار عمده بانكي خريداري شده است !!!!
بابا این دولت ازکدخدامی ترسد قربون احمدی نزاد که نترس وشجاع بود
بابا این دولت ازکدخدامی ترسد قربون احمدی نزاد که نترس وشجاع بود
ژنوی چای
....جواب امام وشهدا چی بدیم رهبرعزیزم امر بده تاجانم رافدای ایران اسلامی مان بکنم ...آقاجان مطمئن باش تنهانیستی بدستورشمامولایمان مهرسکوت برلب زدیم دشمن چه داخلی یاخارجی بداند بایک اشاره شما نفسش راقطع خواهیم کردوجان ناقابلم فدایت رهبرعزیزم