چه روزهاي خوبي بود وقتي امام مسئولان را خدمتگزار و وامدار اقشار پابرهنه معرفي كرد و گفت يك موي سر آنها به همه كاخنشينها ميارزد. اصلاً به همين خاطر بود كه جانشين حضرت امام (ره) نيز، مردي از همين سلاله است و دقيقتر اينكه افراد شايسته و فهيم و خدمتگزار و ايثارگر و حامي انقلاب و ارزشهاي اسلامي را بايد در بين همين اقشار جستوجو كرد.
به قول دكتر شريعتي، پاي معاهدات استعماري را همين روشنفكران و شبه روشنفكران امضا ميكنند.
وقتي انسانها به ارزشهاي اصيل خود پايبند بمانند، ارج و عظمت پيدا ميكنند. وقتي به قول امام يا اشرافزدگي پيدا ميكنند و ويژهخواريهاي گوناگون آنان را سرمست ميكند، آنگاه به پديدهاي جديد تبديل ميشوند و همه تصويرهاي گذشته در چشم آنها متفاوت خواهد بود و حاضرند براي حفظ لذتهاي ويژهخواري، زمين و زمان را به هم بدوزند و همه چيز را وارونه نشان دهند. قرار بود ما چهرههاي حرفهاي، اميدآفرين و فهيم را در تركيب حكومتي شاهد باشيم ولي با كمال تأسف، اين اميد در چند ماه گذشته، حداقلهاي لازم را نيز كسب نكرده است.
ظاهراً در كشور ما و از نگاه برخي از اين نخبگان و سروران، كسي كه انگليسي بلد نيست، سواد ندارد و كسي كه دانشگاهي و انقلابي است ولي نگاه و موضع و خواستههاي ديگري را براي مردم و انقلاب مناسب ميداند يا به گوشه كلاه برخي و رفتار و مواضعشان خرده ميگيرد يا بيسواد است يا افراطي. وقتي ميگويند دروغ نگوييد و خزانه شما خالي نيست، اصرار ميكنند تا بعداً به مردم بگويند با خزانه خالي معجزه كرديم. ميگويند مسكن مهر و وامهاي آن همه تورم كشور را موجب شده ولي كمي بعد خودشان با نام رونق در مسكن، وامها را دو برابر ميكنند.
تصوير كشور را ويران نشان دادند تا بگويند براي ساختن آن بايد از برخي مسائل عبور كنيم و اين كار را در سياست خارجي به اجرا بگذارند. ميگويند حرفهاي هستيم ولي رفتار مذاكراتي و سناريوهاي آن را كودكانه و سادهلوحانه دنبال ميكنند. امتياز هستهاي ميدهند و آن را پيروزي شگرف مينامند. به مردم و حتي اركان نظام و مسئولان كشوري و نمايندگان مردم اطلاعات دقيق از مذاكرات نميدهند و بعد از زبان يك يار ذخيره ولي فعال، ميگويند اينگونه بحثها تخصصي است و عدهاي خاص بايد آن را «پخت و پز» كنند و مردم بيگانه ميشوند و فقط يك عده و آن هم شناخته شده كه فقط لهجه انگليسي آنها خوب است يا به اهالي خانوادگي فلان مسئول خدمات مسافرتي در سوئيس دادند يا اصلاً به ارزشهاي امام و انقلاب و منافع مردم اعتقادي ندارند و عصاره خلقت را در نيويورك و لسآنجلس و به ويژه در لندن ميدانند كه بايد به گرد آن بگردند.
اصلاً ديگران چيزي نميفهمند كه قابل مشورت باشند يا به خواستههاي آنها توجه شود. اين همان استاندارد و مدلي است كه در امريكا و غرب حاكم است و عدهاي اشرافي و ويژهخوار و اليتهاي روشنفكر، به جاي ديگران فكر ميكنند و تصميم ميگيرند. بلندگوي خارجي آنها در حال دادن گافهاي اساسي است كه اگر تذكر و راهنمايي فايدهاي نداشته باشد حتماً نيازي به تدبير دارد ولي نه از آنگونه كه «تدبير و اميد» را نابود ميكند.
خشم شيخ اعتدال و مواضع وزير خندان و غيرحرفهاي از روي استواري و تدبير رئيسجمهور همگان، نيست و دنبال جبران مشكلاتش از طريق اردوكشي و جبههسازي است. وقتي شما براي اجراي سبد كالا فقط به بخش بهرههاي ناشي از يك خريد كلان فكر ميكنيد و رسوايي چند روز گذشته را به نمايش گذاشتيد و به جاي رفتار شايسته و در سطح ملي و نظام، رفتار حزبي و هدفمند و مشكلساز را دنبال ميكنيد، تضمين موفقيت خود را زير پا گذاشتهايد و انفعال و آشفتگي و پرخاش به منتقدان،هر چند زبان انگليسي هم ندانند ولي عزت شما را همين سرهنگها و سربازها و بيادعاها و كمسوادها به شما بخشيدهاند، پاسخ شايسته از سوي شما كه به تدبير و اميدبخشي، تكيه كردهايد، نيست.
سلام.دلمون برای رهبری تنگ شده...هسته ای را می دیم سبد نمی خوایم ..ماهم ... می ریم یه گوشه کشاورزی می کنیم مثه مولامون علی.