کد خبر: 630426
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۵
«نظري بر بحران سوريه وابعاد منطقه اي وفرامنطقه اي آن» در گفت‌گو با دکتر احمد عبداللقیس
علي احمدي فراهاني
درآمد: دکتر احمدعبداللقیس متولد لبنان و مقیم آلمان است .او در یکي از دانشگاه‌های آلمان سمت استادی دارد.وي دراين گفت وشنود ابعاد منطقه اي بحران سوريه را باز كاويده است.
 
 
 
 
بحران سوریه به خاطر تعدد گروه‌های مخالف و خروج بسیاری از آن‌ها از چهارچوب ملی و درگیری آنها با یکدیگر، در بعد داخلی بسیار پیچیده شده است. شما این چشم‌انداز را در سایه تحولات میدانی کنونی، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دلیل پیچیدگی بحران داخلی سوریه، تعدد اپوزیسیون‌ها نیست؛ بلکه در اصل، دلیل آن تعدد وابستگی‌ها و گرایش‌های خارجی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است. جنگ علیه سوریه توسط جبهه‌های متعددی صورت می‌گیرد. تعدد وابستگی‌ها باعث به وجود آمدن تعدد جنبش‌ها و گروهک‌های تروریستی علیه ملت و نظام سوریه شده است. زمانی که اختلافات خارجی در میان عاملان فتنه در سوریه به بالاترین سطح خود می‌رسد، طبیعی است که این اختلافات در گروهک‌های تروریستی بازتاب داشته باشد. از این رو، گروهک‌های مذکور بیشتر از درگیری برای رسیدن به دستاورد‌ها، غنایم و چپاول، در درگیری‌های خونین داخلی غوطه‌ور شده‌اند؛ زیرا گروهک‌های تروریستی نماینده‌ اپوزیسیون مردمی و ملی نیستند. در مورد تحولات کنونی میدانی نیز باید گفت که این تحولات به نفع دولت سوریه است و ارتش پیشروی‌های خود را در تمامی محورها و شهرها ادامه می‌دهد.

برخی بر این باورند که نمی‌توان با کمک‌های خارجی که از طرف برخی کشورهای نفت‌خیز عربی صورت می‌گیرد، انقلاب درست کرد. آیا خروج قطر بر ایفای نقش اپوزیسیون سوریه تأثیرگذار خواهد بود؟

در مورد انقلاب از طریق بودجه و کمک‌های خارجی باید گفت که چنین ایده‌ای از اساس، پوچ و بیهوده است؛ زیرا ثروت، پول و عوام‌فریبی نمی‌تواند باعث به وجود آمدن تفکر انقلابی شود. با ته کشیدن بودجه‌ها، تحرکات و جنبش‌های انقلابی هرقدر هم که گسترده باشند، متوقف خواهند شد. در چنین شرایطی، بستر مناسب برای به وجود آمدن انقلاب وجود ندارد. این جنبش‌ها اکنون همانند درختی هستند که از درون پوسیده و تنها ظاهر آن باقی مانده است. چنین جنبش‌هائی از داخل فرو می‌پاشند. از این رو، خروج قطر از صحنه نزاع، برای مخالفان دولت سوریه دارای آثار و پیامد‌های منفی خواهد بود.

مخالفان همچنان با مشارکت بدون پیش‌شرط در کنفرانس ژنو 2 مخالفت می‌کنند. به اعتقاد شما آیا آن‌ها می‌توانند به این موضع‌گیری ادامه دهند؟

دلیل مخالفت آنچه که اپوزیسیون نامیده می‌شود، با مشارکت بدون پیش‌شرط در کنفرانس ژنو 2، در اصل، عدم توانائی آنها برای تحقق دستوردهای میدانی است. آنها می‌خواهند از این طریق، امتیازاتی را برای مطرح کردن بر سر میز مذاکرات به دست آورند. اگر دقت کنیم، می‌بینیم که گروهک‌های تروریستی در هیچ گفت‌‌وگوئی شرکت نکرده‌اند و نخواهند کرد و با اجماع بین‌المللی حذف خواهند شد. اگرچه برخی عوامل منطقه‌ای، از طرف این گروه‌ها گلوی خود را پاره می‌کنند، ولی در نهایت، کسانی به کنفرانس دعوت خواهند شد که با اقدامات تروریستی مخالف هستند. در نتیجه، زمانی که روند مذاکره شروع شود، گروه‌های تروریستی هیچ نقشی در آن نخواهند داشت؛ اگر چه صدای فریاد آنها گوش‌ها را پاره کند.

آیا اختلاف غرب و عربستان در بحران سوریه می‌تواند منجر به اختلاف واقعی میان آنها شود؟

در مورد اختلاف موضع غرب و عربستان بر سر بحران سوریه، باید گفت که این اختلاف خارج از سلطه و نفود آمریکا نخواهند بود؛ زیرا این گروه ضاله و منحرف که سرزمین حجاز را اشغال کرده است، متحد واقعی صهیونیست‌هاست و آنها هرگز از دایره فرمان ارباب استعمارگر خود، یعنی امریکا خارج نخواهند شد.

اتحادیه عرب که نماد اتحاد و یکپارچگی عرب‌ها به شمار می‌رود، بعد از بحران سوریه به یکی از عوامل اصلی تفرقه و اختلاف میان کشورهای عربی تبدیل شده و بهخصوص بعد از حمله به عراق و لیبی، آلت دست غرب شده است. آینده این اتحادیه را در سایه تحولات و نبود طرف‌های تأثیرگذار در زمینه ایفای نقش اساسی، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اتحادیه عرب که عنوان صحیح‌تر آن «انجمن فتنه‌انگیزی در کشورهای عربی» است، حتی برای یک لحظه نماینده ملت‌های عربی نبوده است؛ بلکه در حقیقت، نماینده گروهی از حاکمان فاسد بوده است که آنها نیز همیشه ابزار استعمار برای تحقق جاه‌طلبی‌های آن در منطقه بوده‌اند. این اتحادیه ابتدا از طریق اقدامات پی‌در‌پی خود، به نفع صهیونیست‌ها به اشغال فلسطین و سپس به اشغال عراق مشروعیت بخشید و بعد از آن نیز، ایران را در زمینه اجازه به نیروهای مهاجم برای اشغال عراق متهم کرد. مسلماً، منشاء تمام این اقدامات، فاسدترین خاندان حاکم در جهان، یعنی خاندان وهابی حاکم بر سرزمین مقدس حجاز است. به همین خاطر، هیچ آینده‌ای برای چنین انجمن‌ها و اتحادیه‌هائی متصور نیست؛ جز این که در زیر دست و پای خیل عظیم لشکریان پیروز مردمی، به ویژه بعد از پیروزی‌های به دست آمده در مذاکرات ژنو، له و پس از آن قدرت‌های جدیدی بر عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی حاکم خواهند شد. این حاصل قدرت محور مقاومت است که با پیروزی بر تروریست‌های نیابتی و وارداتی به سوریه، تمام جنبش‌های حامی تروریست‌ها، از جمله اتحادیه عرب، رو به اضمحلال و فروپاشی خواهند رفت.

کودتای مصر بسیاری از معادلات منطقه‌ای را تغییر داد، زیرا ارتش به خاطر مخالفت و دشمنی با اخوان‌المسلمین، با حمله آمریکا به سوریه و سیاست‌های عربستان در آنجا مخالفت کرد. شرایط را بعد از این تحول، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تحول بزرگی را که در مصر رخ داد نمی‌توان کودتا نامید؛ زیرا در وهله اول، این ظلم به حقیقت است و سپس حمایت از منطق گروه‌های انحصارطلب و حذفی اخوانی است که رهبر آنها، محمد مرسی بعد از برکناری توسط مردم به اتهام خیانت، در حال محاکمه است؛ اتهامی که بعد از افشای توطئه سینا با هم‌دستی جنبش حماس، برای اشغال مجدد این منطقه توسط اسرائیل و سپس مذاکره با آن برای تشکیل کشور موعود فلسطین، ثابت شد. در این مورد، یک سال پیش مقاله‌ای تحت عنوان «اخوان در گیر و دار بهار و پائیز» نوشتم و این مقاله، در پایگاه الکترونیکی البدیع منتشر شد. یکی از مهم‌ترین دلایل سرنگونی مرسی سر دادن شعار جهاد علیه سوریه بود؛ موضوعی که خشم ملت مصر را برانگیخت و این ملت، ارتش را وادار کرد تا فرعون جدید مصر را برکنار کند، زیرا اگر وی در قدرت می‌ماند، منطقه را وارد یک جنگ فرقه‌ای، نژادی و مذهبی بی‌سابقه و بی‌سرانجام می‌کرد و این جنگ تنها در خدمت پروژه صهیونیستی بود. این امر باعث شد تا اخوان در تلاش برای سلطه بر جهان عرب، فرصت‌های جبران‌ناپذیری را از دست دهد.

عربستان و قطر مدعی سرنگونی اسد طی سه ماه بودند و غرب را در این منجلاب گرفتار کردند؛ در حالی که الان بیش از دو سال و نیم از این بحران می‌گذرد. این محاسبه اشتباه و اقدام نابجا، مسلماً آثار و پیامد‌هائی دارد. به نظر شما این پیامدها چیست؟

حساب و کتاب عربستان و قطر و دل بستن آنها به سرنگونی نظام سوریه و سلطه بر این کشور اشتباه بود؛ مانند این که در مسابقه اسب‌سواری، روی یک الاغ لنگ شرط‌بندی کنیم. این تفکر از اساس، بر برداشت صحیح سیاسی از واقعیت‌های میدانی مبتنی نبود؛ بلکه انگیزه و دلیل اصلی آن، کینه‌های شخصی، فرقه‌ای و مذهبی بود.

َامتناع آمریکا از ماجراجوئی در سوریه و انصراف از حمله نظامی به این کشور بر خلاف میل حاکمان کینه‌توز عربستان نیز در همین چهارچوب صورت گرفت. این تصمیم در نتیجه موضع‌گیری قاطع و محکم ولی فقیه «حفظه الله» و سپس محور مقاومت صورت گرفت. واشنگتن این موضع را بی‌توجه به فریاد‌های آل سعود اتخاذ کرد و بعد از ضجه‌های فراوان، آمریکا بالاخره اندک توجهی به آنها کرد. پیشرفت تحولات و طلوع صبح پیروزی بر تروریسم در سوریه، بر جنبش‌ شوم وهابی تأثیر خواهد گذاشت؛ جنبشی که سرزمین حجاز را تحت سلطه خود در آورده است و در راستای خدمت به متحد خود، یعنی صهیونیسم فعالیت می‌کند.

اخضر ابراهیمی در سفرهای دوره‌ای خود در تلاش است تا کنفرانس ژنو 2 برگزار شود. به نظر شما سرنوشت این کنفرانس در سایه مخالفت برخی طرف‌های عربی به کجا ختم می‌شود؟

اخضر ابراهیمی تلاش می‌کند در جریان موضع‌گیری‌ها و نظرات تمام بازیگران و بازی‌خورده‌های منطقه‌ای و جهانی قرار گیرد. مسلماً، هدف اصلی، سوریه نیست؛ کشوری که با موقعیت و لباس جدید خود، عنوان اصلی آینده جهان جدید خواهد بود. کنفرانس ژنو 2 نسخه به‌روز شده کنفرانس یالتا 2، با تمام مفاهیم استراتژیک آن خواهد بود. در این مورد، در ماه می 2012، مقاله‌ای با عنوان «آیا گفت‌و‌گوی ایران و غرب منجر به یالتا 2 خواهد شد؟» نوشتم و پایگاه البدیع آن را منتشر کرد. پاسخ این سئوال مثبت است. با اطمینان می‌توان گفت که فریاد عرب‌هائی که هیچ نقش، وزن و رنگی ندارند و تنها رایحه نیرنگ، فریب، خیانت و تروریسم از آنها به مشام می‌رسد، هیچ جایگاهی نخواهد داشت. هیچ کدام از آنها در میان بازیگران اصلی نخواهند بود و در بهترین شرایط، نقش کوتوله‌های بازی‌خورده را ایفا خواهند کرد.

آیا موفقیت نظام سوریه در القصیر، تل کلخ، حمص، خنافر و القلمون و وارد آوردن خسارت‌های سنگین به مخالفان و شکست آنها، می‌تواند یک تحول و پیشرفت بی‌نظیر در معادله نزاع داخلی سوریه ایجاد کند؟

موفقیت سوریه و متحدانش در شکست تروریست‌ها در نزاع واقعی از القصیر شروع شد و آن با اعتراف دیپلماتیک انگلیس هم‌زمان بود. در آنجا، دو جبهه مقابل هم قرار گرفتند و جنایتکاران و تروریست‌ها تار‌ و ‌مار شدند. این پیروزی دارای ابعاد استراتژیک گسترده‌ای در حوادث داخلی سوریه خواهد بود. آثار و نشانه‌های این پیروزی تنها برای اهل ذکر قابل رؤیت است و نتایج آن با پیشرفت تحولات، به سمت ژنو 2 و3 و شاید ژنو 10، روشن‌تر خواهد شد.

حملات توپخانه‌ای اخیر ترکیه و داعش (دولت عراق و شام اسلامی، وابسته به القاعده) علیه یکدیگر بعد از دو سال همکاری، نشانه چه نوع تغییراتی در صحنه سیاسی سوریه و منطقه است؟

بمباران پایگاه‌های گروه‌های تروریستی از جمله داعش توسط ترکیه، اگر چه در سطح محدود صورت گرفت، نشان‌دهنده تغییر موضع و اشتباه فاحش این کشور است که با اجازه فعالیت به گروه‌های تروریستی، باعث وارد آمدن خسارت به خود و کشور همسایه شده است. ترکیه به درگیری‌هائی وارد شد که هیچ ضرورتی برای این کشور نداشت و مسلماً این مواضع دارای ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی است. حملات ترکیه به پایگاه‌های تروریست‌ها بر روند تحولات سوریه، تأثیرگذار و باعث پیشرفت تحولات به نفع نظام خواهد بود.

استفاده از دین به عنوان ابزاری برای تداوم حضور نیروهای گروه‌های تروریستی در صحنه، مثل فتوای جهاد نکاح و خروج از اجماع اسلامی، چه نتایجی می‌تواند داشته باشد؟

درگیری‌های مداوم میان گروهک‌های تروریستی در سوریه و استفاده از فتاوای دینی تحریک‌آمیز در این زمینه، به منظور به دست آوردن محافل و انجمن‌های عوام‌فریب که توانائی تمیز میان شتر نر و ماده را ندارند، تنها برای باقی ماندن در عرصه حیات است. رسوائی‌های این گروه‌ها بر هیچ کس پوشیده نیست. آنها زشت‌ترین جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند و مرد و زن و کودک و حتی حیوانات و جمادات نیز از این جنایت‌ها در امان نبوده‌اند. همه این اقدامات به کاهش پایگاه‌های مردمی این گروهک‌های تروریستی و انزوای بیش از پیش آنها و در نتیجه، نابودی آنها منجر خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار